درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
دانشگاه آزاد اجازه تحقیقات قانونی درباره عملکردش را بدهد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۱۱/٥

خبرگزاری فارس: عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی گفت: امیدواریم دانشگاه آزاد فضای بسته‌ای که در خارج و داخل محیط کاری خود ایجاد کرده بشکند و اجازه دهد قانون محور اصلی تحقیقات قرار بگیرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، محمدصالح مفتاح عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در نشستی خبری که با حضور نمایندگان تشکل‌های دانشجویی درباره موضوع اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد بعد از ظهر امروز در محل شبکه خبر دانشجو تشکیل شد، با بیان اینکه کسی نمی‌تواند منکر این شود که دانشگاه آزاد خدماتی را به جامعه ارائه کرده است، گفت: همه به روند عملکرد این مجموعه انتقادهایی داریم اما این موضوع نباید موجب شود که بگوییم دانشگاه آزاد هیچ خدمتی انجام نداده است.

وی افزود:‌ امروز شاهدیم که تحصیلات تکمیلی و بخش گسترده‌ای از پیشرفت‌های ما در علوم به واسطه حضور دانشگاه آزاد در انقلاب اسلامی گسترش یافته است.

مفتاح تصریح کرد: دانشگاه آزاد یکی از نتایج انقلاب اسلامی بوده است.

وی با اشاره به اینکه نقد یک طرفه همیشه مذموم بوده است، اظهار داشت: اما متاسفانه دیدیم که دانشگاه آزاد همیشه دعوت به مناظرات را بی‌پاسخ گذاشته و هیچ یک از مسئولان مربوطه نمی‌خواستند خود را در مقابل سوالات متعدد قرار دهند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواهی دانشجویی با بیان اینکه ما از دانشگاه آزاد شفاف‌سازی را می‌خواهیم و انتظارمان این است که مدیریتی که پس از 25 سال پاسخگو نبوده، امروز پاسخگوی سوالاتی باشند که کم کم دارد به ارزش‌های انقلاب لطمه وارد می‌کند، خاطرنشان کرد: انتظار ما این است که دانشگاه آزاد درباره روند‌های مالی و گزینش دانشجو پاسخگو باشد تا جامعه از شبهات موجود رهایی پیدا کند.

مفتاح افزود: ما به دلیل اینکه به خطای دانشگاه آزاد مظنون هستیم، تاکید داریم که مسوولان این دانشگاه در مورد موضوعات مطرح شده پاسخ صریح بدهند.

وی با اشاره به اینکه تصحیح و اصلاح اساسنامه و نظارت بر دانشگاه آزاد از نکات بسیار مهم است، اظهار داشت: امیدواریم دانشگاه آزاد فضای بسته‌ای که در خارج و داخل محیط کاری خود ایجاد کرده، بشکند و اجازه دهد قانون محور اصلی تحقیقات قرار بگیرد.
عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواهی دانشجویی از قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی خواست به وظایف خود در رابطه با این دانشگاه عمل کرده و هیچ گونه مسامحه‌ای به خرج ندهند.

وی خاطرنشان کرد: مجلس باید همچون گذشته وظایف خود را در امر نظارت انجام داده و اجازه ندهد این موضوع به فراموشی سپرده شود.

مفتاح همچنین با ابراز امیدواری از اینکه جنبش دانشجویی به بهانه بررسی کار دانشگاه آزاد وارد مصادیق نشده و خود را بازیچه احزاب قرار ندهد، تاکید کرد: جنبش دانشجویی نباید اجازه بدهد امثال جهانشاهی‌ها فراموش شوند.

منبع: فارس

___________
همین خبر به روایت شبکه خبر دانشجو

نظرات ()



تضاد با رهبری
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۱٠/۳٠

می‌گویند فرد در خیابان زمین خورد. دید همه دارند نگاه‌ش می‌کنند. برای جلوگیری از ضایع شدن، تا رسیدن به منزل سینه‌خیز رفت! این حکایت برخی از آدم‌های دوران ماست که نمی‌خواهند با خطای‌شان اعتراف کنند و به صراحت، آنچه در دل‌شان وجود دارد و در تضاد با اندیشه‌ها رهبری‌ست بیان کنند.

در حالی که هنوز یک روز از پیام تشکر مقام معظم رهبری از تحصن در مهرآباد نمی‌گذشت، خانم فاطمه‌ی رجبی با نگارش مطلبی تحصن در فرودگاه را پیش افتادن از رهبری خواند و آن را نکوهش کرد. وی در نوشتار اول با طرح مسأله‌ی تخیللی تردد مخالفان رئیس‌جمهور درباره‌ی هولوکاست، این حرکت دانشجویی را سیاسی و وابسته به گروهک‌ها خواند. این در حالی است که حجه الاسلام و المسلمین محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در جمع متحصنین حضور یافته و در پایان تحصن در بیت رهبری، تشکر ویژه رهبری از متحصنین فرودگاه را به متحصنان ابلاغ کرد و دعای خیر مقام معظم رهبری را بدرقه راه آنان خواندند.

پس از تشکر مجدد رهبری در روز پنج‌شنبه، و مقایسه‌ی دانشجویان با رزمندگان و شهدای دفاع مقدس، بار دیگر خانم رجبی دست به قلم بردند تا شمه‌ای دیگر از تأولات خود را از نظرات رهبری بنویسند و ابراز خوشحالی کردند که نظرشان با گفتار رهبر، «تضاد»، «تفاوت» و «فاصله» نداشته است!!!!

در نوشته‌ دوم نیز حضرت رجبی (علیها ما علیها)، متحصنان مهرآباد که رهبری آنان را مؤمن و پرشور خوانده بود، بی‌خردان محض یا سیاست‌کاران محض خواند!

البته این‌گونه اظهار نظرات عجیب تازگی ندارد. و البته به نظر من سند افتخاری برای کسانی است که در پیروی از اندیشه‌های امام خمینی و امام خامنه‌ای گام برداشته‌اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متن سخنان رهبری درباره‌ی تحصن در فرودگاه‌ها:

من لازم است از همه‏ى ملت که در راهپیمائى‏ها و تظاهرات و شعارها موضع و عزم خودشان را نشان دادند، تشکر کنم؛ بخصوص از جوانهاى مؤمن و پرشورى که به فرودگاه‏ها - در تهران و بعضى جاهاى دیگر - رفتند؛ که ما را بفرستید. خوب، دست ما بسته است؛ دست ما بسته است. ما اگر میتوانستیم آنجا حضور پیدا کنیم، لازم بود حضور پیدا کنیم و پیدا هم میکردیم؛ ما ملاحظه‏ى کسى را هم نمیکردیم؛ منتها امکان ندارد؛ این را همه بدانند. دولت جمهورى اسلامى و مسئولین جمهورى اسلامى هر کارى که ممکن باشد که کمک به آن ملت مظلوم باشد، میکند، تا حالا هم کرده، بعد از این هم خواهد کرد. منتها جوانهاى ما، جوانهاى پرشورى‏اند. این نسل جوانهاى امروز ما با این کارشان نشان دادند که مثل همان نسل کربلاى 5 - که همین روزها، روزهاى یادآور خاطره‏ى کربلاى پنج است - و نسل والفجر 4 و عملیات خیبر و عملیات بدر اند. این جوانهاى امروز هم مثل همان جوانهاى بیست و پنج سال پیش، سى سال پیش آماده‏ى میدان‏اند.

نظرات ()



برخورد با عدالتخانه چرا و عکس العمل چگونه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/٢٤

انتشار خبر محکومیت مدیر مسئول سایت عدالتخانه، را باید آغاز دور تازه‌ای از محدودیت‌های رسانه‌ای و مقابله با جریان عدالت‌خواهی دانست. بازنشر سخنان رئیس جمهور و وزیر اطلاعات آن هم به نقل از یک خبرگزاری دولتی (فارس)، امروز باعث شده است که مدیر یک رسانه محکوم شود و اصحاب قدرت، دست‌شان برای تحدید افراد  عدالت‌محور و مستقل باز شود.

هرچند به نظر می‌رسد طرح مسأله‌ی موسویان در عرصه‌ی عمومی و رسانه‌ها بدون خطا و خالی از اغراض سیاسی نبوده است، اما این میان، افراد مستقل و غیروابسته‌ای چون امیر تفرشی هستند که قربانی بازی‌های سیاسی می‌شوند. این‌ها هستند که باید به زندان بیفتند و مدعیان به این ادعاها و گویندگان این افتراها، نه در مقام دفاع از سخنان خود برمی‌آیند و نه در مقام دفاع از مظلوم.

البته قوه‌ی قضائیه در جای خود نیازمند نقد و نظر جدی است، اما مطالبه‌ی اصلی در این موضوع باید دو موضوع عمده را هدف‌گیری کند:

یک. چرا کسانی که تمام این دعواها مستند به صحبت‌های آنها بود و اصولاً نشر سخنان آنها باعث این پیشامد شده است، سکوت کرده‌اند و از ادعاهای خود دفاع نمی‌کنند؟ چرا کسانی که مدعی در اختیار داشتن اسناد قطعی برای محکومیت آقای موسویان بوده‌اند، امروز لب گزیده و به گوشه‌ای خزیده‌اند؟ چرا دانشجویان برای برخی از آقایان، تنها تا زمانی محترم و خوب است که پیگیر نظر آنها در جهت‌گیری خود باشد؟

دو. چرا آقای موسویان در میان این همه نشر دهنده‌ی مطلب، تنها گریبان‌گیر این سایت شده است؟ نکته‌ی دیگر هم اینکه مگر نه این است که موسویان در بخشی از اتهامات محکوم شد، پس چگونه است که به این راحتی و سهولت می‌تواند به کسانی که موضوع او را پیگیری کرده‌اند به این راحتی برچسب می‌زنند؟

 

البته معلوم است که این حرف‌ها کمتر شنیدار دارد. این روزها موضوع مدرک وزیر کشور و موضوع صد میلیون نمایندگان مجلس نمی‌گذارد که کسی بشنود که کسی در این میانه، مظلوم است و قرار است دانشجویی به دلیل انتشار سخنان رئیس دولت و مسئول امنیت کشور، به زندان برود و شلاق بخورد.

اصلاً کسی گوش شنوایی برای شنیدن فریادهای «وا عدلا» دارد؟

 

مرتبط:

بیانیه چهار اتحادیه بزرگ دانشجویی کشور

نامه صد فعال دانشجویی برای لغو حکم مدیر عدالتخانه

مدیران چهارده سایت، بیانیه دادند

بیانیه جمعی از شاعران در حمایت از مدیر عدالتخانه

نظرات ()



لازمه صراحت، پشتوانه عمیق نظری و تئوریک است
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱٥

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی:
مصلحت‌اندیشی دور از شان دانشجویان است
لازمه صراحت در بیان، پشتوانه عمیق نظری و تئوریک است

 

ایسنا: عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی، لازمه‌ی آرمان‌خواهی و صراحت در بیان دانشجویان و جنبش دانشجویی را داشتن پشتوانه‌ی عمیق نظری و تئوریک عنوان کرد.

محمدصالح مفتاح، داشتن روحیه‌ی معنوی، توجه به تکلیف‌ها، آرمان‌ها و دغدغه‌ی عمیق نسبت به این موارد را از دیگر ملزومات برای ثابت قدم ماندن در مسیر صراحت بیان و به دور از محافظه‌کاری عنوان کرد و به خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، گفت: جنبش دانشجویی در این صورت با فرهنگ‌سازی درست می‌تواند این صراحت بیان را در جامعه تسری بخشد و سپس در عرصه‌ی مطالبه‌گری با اتخاذ شیوه و روشی صحیح و با الگو دادن مناسب، جامعه را از محافظه‌کاری دور کند.

این فعال دانشجویی ادامه داد: تا زمانی که جنبش دانشجویان و دانشجویان نتوانند به درستی وضعیت مطلوب را درک و آن را توصیف کنند، بیش از آن که به سمت جامعه مطلوب حرکت کنند سعی در توجیه چنین جامعه‌ای دارند.

وی در ادامه نبود سعه‌ی صدر در بین برخی مسوولان و عدم پذیرش خطا از سوی آنها را به عنوان مانعی در فعالیت‌های دانشجویی عنوان و خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی اوقات هزینه‌های فعالیت‌های دانشجویی زیاد می‌شود، اگر هزینه‌ی فعالیت دانشجویی بالا رود، خاطره‌ی آن در ذهن دانشجویان بیشتر می‌شود و تجربه‌ی ناکامی را به جای خواهد گذاشت.

مفتاح در بیان آفاتی که جنبش دانشجویی را از بیان صریح و به دور از محافظه‌کاری دور می‌کند، گفت: اگر جنبش دانشجویی به جای توجه به آرمان‌ها، رفتارهای خود را معطوف به قدرت کند و یا به سمت تقویت گروه‌ها و جریان‌های سیاسی تلاش کند و یا در جهت کسب منافع و قدرت در حاکمیت باشد، آنگاه از صداقت کناره‌گیری کرده و به سیاسی‌بازی روی می‌آورد.

این فعال دانشجویی با تاکید بر اینکه جامعه باید زمینه‌ای را برای شنیدن و استفاده کردن از نظرات جنبش دانشجویی فراهم کند، افزود: نباید فضا آن قدر بسته باشد که صدای دانشجو شنیده نشود. از سوی دیگر باید زمینه‌ای را برای بکارگیری انتقادات و مطالبات دانشجویی در سطوح مختلف فراهم کرد.

وی تاکید کرد: باید مقابله با جنبش دانشجویی و برخوردهایی که گاهی در مورد دانشجویان رخ دهد، از بین رود؛ چرا که دانشجو به عنوان قشر فرهیخته و تحصیل کرده جامعه، نماینده بخش عمده جامعه است که باید بتواند آرمان‌ها را دنبال کند. بر این اساس مطابق با فرمایش رهبر معظم انقلاب، دانشجو باید با آرمان‌خواهی، از مصلحت‌اندیشی که به دور از شان دانشجویان است، دوری کند.

عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی، باز بودن فضا برای شنیدن سخنان دانشجویان و استفاده از نظرات آنها به همراه کاهش برخوردها با دانشجویان را از جمله وظایف مسوولان در ایجاد فضایی برای بیان صریح و به دور از محافظه‌کاری آنها برشمرد.

مفتاح، داشتن روحیه‌ی محافظه‌کارانه و توجه به قدرت به دلیل وابستگی‌ها و دغدغه‌های شخصی و مصلحت‌اندیشی برای گروه‌ها و افراد به جای توجه به مصالح نظام و مردم را از جمله آفات گریبانگیر جنبش دانشجویی خواند و گفت: در چنین شرایطی ممکن است دانشجو همچون برخی از جریانات سیاسی به دام محافظه‌کاری افتد.

وی در پایان با تاکید بر اینکه جنبش دانشجویی به عنوان قشر پیشرو در عرصه‌ی مطالبه‌گری، همواره مطالبات خود را صریح‌تر و صادقانه‌تر از گروه‌های دیگر بیان کرده است، اظهار کرد: در برآیند کلی نسبت به جامعه، جنبش دانشجویی صداقت و صراحت بیشتری در صحبت‌ها و رفتارهایش دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
چندجایی اشتباه نوشته بودند که تصحیح شد.

نظرات ()



خوارج و جنبش عدالت‌خواه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۱٠

یک. پس از دیدار رهبری، یکی از مسئولان دانشگاه‌مان حجت الاسلام دکتر ع-ج صحبت می‌کردم. می‌گفت جنبش عدالت‌خواه یکی از مشکلات آینده‌ی جمهوری اسلامی خواهد بود. این‌ها خوارج‌ند.

بعدش هم برای تلطیف کلام گفت که البته منظورم به شما نیست. شما که آدم خوبی هستید!

بحث کشید به اتحاد اسلامی و موضوع مستضعفین در کلام امام خمینی و رهبری. با بی‌ادبی جوابی داد. خندیدم. گفتم: حاج‌آقا من هیچی نمی‌گم. خوارج مائیم یا شما که رهبری را این‌گونه تخطئه می‌کنید؟

هیچی نگفت. با عصبانیت رفت.

 

دو. داشتم بازخوردهای دیدار رهبری را مرور می‌کردم. خبرگزاری فارس را دیدم که مقاله‌ای را از من دیروز منتشر کرده بود. مبانی حقوق شهروندی را اگر خواستید دنبال کنید.

نظرات ()



ضرورت صیانت از گفتمان عدالت‌خواهی در انتخابات آینده
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٧/۸

خاطره‌ی دیروز از یادم نمی‌رود. دیدار و دست‌بوسی رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی و بیان انتقادات و نظرات در محضر ایشان، از اتفاقات نادری است که شاید یک‌بار بیش‌تر در زندگی انسان نیفتد.

متن زیر را دیشب در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی به نمایندگی از جنبش عدالت‌خواه دانشجویی قرائت کردم:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
و جاهد فی الله حق جهاده و لا تاخذک فی الله لومه لائم و نعم الخلق التصبر فی الدین

انقلاب اسلامی آمده است تا در غیبت انسان کامل با تحقق زمینه‌ی حکومت معصوم، فراتر از آب و نان و رفاه و آزادی، انسان بسازد؛ انسانی تراز افق ملکوتی وحی. غنی‌ترین موهبت‌ها چون پیشرفت و امنیت و عدالت اگر در مسیر تربیت الهی انسان قرار نگیرند، ارزشی ندارند. حتی عدالت، این حیات احکام مکتب اسلام، بر خلاف سایر مکاتب، نه پایان راه که هدفی متوسط در آغاز مسیر تربیت و رشد انسان است.
جنبش عدالت‌خواه دانشجویی با عنایت به جایگاه اصیل عدالت در اسلام سالیانی ست در این مسیر دویده و در تجربه‌ی این سال‌ها، خلاءها و موانعی را با تجربه و تأمل دریافته است که غفلت از هریک ماندگاری و بسط این جریان را با ابهام مواجه می‌نماید. این موانع در چهار لایه ارائه می‌گردند:

یک. لایه دانشجویی
از مقتضیات عدالت‌طلبی دانشجویان ارائه یک نظام فکری برای تشکل‌های دانشجویی است تا در مقام پیگیری عدالت از اصول عدول نکنند. حضرت‌عالی به عنوان هادی جریان عدالت‌خواهی در مقاطع مختلف به منظور تعمیق جریان عدالت‌خواهی و صیانت از آن تذکراتی را طرح نموده‌اید. ما به فرمایشات حضرت‌عالی از جمله توجه به مصالح کلی نظام و استفاده از روش‌های درست، به مثابه تابلوهای راهنمای جاده عدالت‌خواهی نگریسته‌ایم؛ لیکن عده‌ای بنا دارند این تابلوهای راهنما را به موانع و دست‌اندازهای جاده عدالت‌خواهی تبدیل کنند که در آن صورت رکود و سکوت پسندیده‌ترین کار خواهد بود. لذاست که تبیین نظری این مفاهیم در دستور کار فعالیت‌های ما قرار گرفته و از شما به عنوان راهبر اصلی جریان عدالت طلبی تقاضا داریم با کمک به ما در این مسیر و تفسیر درست این مفاهیم باب تفسیر به رای و مصادره به مطلوب این فرمایشات را مسدود فرمائید.
لازمه دیگر پیشبرد درست عدالت‌خواهی در جریان دانش‌جویی پیوند با مردم و مطالبات حقیقی ایشان است. امروز متاثر از فضای سیاست‌زده کشور با پررنگ شدن مطالبات سیاسی مجموعه‌های دانش‌جویی و به دلیل انقطاع جنبش دانشجویی از جامعه بخش زیادی از مطالبات مردمی نظیر تورم و گرانی، فقر و ... از دایره مطالبات دانش‌جویی خارج شده است که منجر به سوء استفاده جریان‌های معاند نظام شده است.

دو. لایه فکری نظری

باید تاکید نمود که عدالت و معنویت گفتمان ثابت دولت دینی است. با عنایت به فضای رقابتی انتخابات در ماه‌های پیش رو این نگرانی وجود دارد که به بهانه‌هایی از جمله نقد روش‌ها و عملکرد دولت نهم، عده‌ای گفتمان عدالت‌خواهی را مورد هجمه قرار دهند و برای جایگزینی گفتمان دیگر تلاش نمایند. رویکردهایی از قبیل پرهیز از اشرافیت دولتی رابطه بی‌واسطه با مردم و توجه به محرومان در دولت نهم جزو مولفه‌های قابل تقدیری بود که باید در دولت‌های بعد نیز مدنظر قرار گیرد. همچنین به نظر میرسد خلاصه کردن گفتمان عظیم و مردمی عدالتخواهی به یک جریان سیاسی و یا یک شخص خاص و یا حتی یک دولت، جفای به این گفتمان است؛ چراکه بازه زمانی و گستره این گفتمان اصیل انقلاب محدود به یک دوره چهار یا هشت ساله نیست. البته بسنده کردن به این موارد و غفلت از گام‌های بعدی اعم از ساختارسازی و پیوند جریان عدالت‌خواهی با جنبش نرم‌افزاری از آسیب‌های پیش روی دولت‌های عدالت‌خواه است. در حال حاضر این ضرورت باقی است که شاخصه‌های سنجش‌پذیر عدالت در نگاه انقلاب اسلامی دقیق‌تر تعریف گردد تا مدعیان عدالت با کارایی و ابتنای به اصول سنجیده شوند.
همچنین به نظر می‌رسد حوزه علمیه در عرصه‌های مختلف می‌تواند یاری‌گر جریان عدالت‌خواه باشد. حوزه علمیه باید برای تبیین نظری و عملی نرم‌افزارهای اداره حکومت اسلامی به عنوان مقدمه تحقق عدالت در جمهوری اسلامی تلاش نماید.
همچنین با توجه به تاثیر انکار ناپذیر روحانیت بر فرهنگ عمومی، شایسته است تا بسط فرهنگ عدالت‌خواهی و تبدیل شدن آن به مطالبه عمومی در اولویت‌های اصلی ایشان قرار گیرد و با تلقی عده‌ای که عدالت‌خواهی در شان روحانیت نمی‌دانند مقابله شود.

سه. لایه نهادی ساختاری

از دیگر مقتضیات گسترش عدالت ساماندهی روابط به واسطه ضوابط و قوانین است که با نگارش قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب این عرصه مهیا گردید. اما پس از گذشت سه دهه از انقلاب شماری از اصول قانون اساسی یا در مرتبه تصویب کلیات مانده است و یا این که در مقام اجرا نفی می‌شوند. اصل هشتم قانون اساسی که امر به معروف و نهی از منکر را تکلیفی دینی می‌شمارد متاسفانه از اصول مغفولی است که می‌تواند ظرفیت‌های بی‌نظیری از مشارکت سیاسی اجتماعی مردم را فعال نماید و زمینه احیای ابعاد مغفول از امر به معروف نظیر امر به معروف مسئولان از سوی مردم را فراهم نماید.
اگر چه برقراری عدالت قضایی مستلزم فساد ستیزی است، اما متاسفانه این مبارزه با فساد در دستگاه قضایی رخ نداد. بنابراین با انتخاب رئیس جدید این قوه، انتظار می‌رود تساهل با مفسدان اقتصادی خاتمه یابد و مسئول آتی دستگاه قضایی، مقابله با مفاسد اقتصادی و پاسخگویی شفاف در این رابطه را اولویت اصلی این قوه قرار دهد. این فسادستیزی باید به شیوه‌ای دنبال شود که برای مردم ملموس باشد.

چهار. لایه مردمی
مطابق تعالیم دینی مردم نقش بی‌بدیلی در مقابله با فساد و مفسد دارند. لذا باید نظارت مستمر و موثر مردم رشد یابد و نهادینه شود. از بایسته‌های بقای نظارت عمومی این است که حافظه تاریخی مردم آلوده به خاطره‌ی برخوردهای نادرست دستگاه‌های قضایی یا امنیتی با عدالت‌خواهان نگردد. زیرا این رویه، گرایش به تملق‌های مزورانه و سکوت بزدلانه را غالب می‌سازد و دغدغه منفعت فردی جایگزین مصلحت اجتماعی می‌شود.
تشکل‌های دانشجویی و عامه مردم برای عدالت‌طلبی علی رغم این‌که به تفسیر مولفه‌های نقد و نهی از منکر توسط اساتید نیازمندند به الگوهایی کاربردی نیز محتاج‌ند تا عدالت‌طلبی منزه از روش‌های غلط، مصداق عینی پیدا کند و الگویی قابل پیروی ارائه شود. سکوت شماری از روحانیت مکرم و اساتید دانشگاه در این عرصه مردم را از الگوهای کاربردی و قابل اتکا محروم می‌سازد. لذا با غفلت خواص از سویی تجربه‌های ابتر و هزینه‌زا افزایش می‌یابد.

نظرات ()



مخالفان جنبش عدالتخواه دانشجویی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/٢٧

تذکر جدی: این مطلب نه به عنوان عضو شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه، بلکه به عنوان یک نفر که چند سالی ست فعالیت‌های آن را دیده و از دور و نزدیک با آن آشنایی داشته نگارش یافته است و دیدگاه رسمی جنبش محسوب نمی‌شود.

در ماه‌های اخیر، سیر مخالفت‌ها با جنبش عدالت‌خواه دانشجویی شدت بیشتری یافته است و در این میان نام برخی افرادی که دارای سمت‌هایی نیز هستند به چشم می خورد. برخی از این افراد با سوء استفاده از جایگاه‌های خود در نهادهای مختلف انقلابی و غیر انقلابی به نشر اکاذیب و تهمت‌هایی بنیان‌برافکن دست زده‌اند. نمونه‌ی غیر انقلابی‌اش یادداشت علی مزروعی (از شورای مرکزی حزب مشارکت) است که در آن جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی به مخالفت با اصلاحات و دولت خاتمی متهم شده است و نویسنده‌ با مطرح کردن اطلاعات نادرست و ناقص، این جریان دانش‌جویی به جریانی سیاسی فروکاسته است! و از پیام رهبری به این جنبش اعلام نارضایتی می‌کند! این درحالی است که آقای مزروعی چند سال پیش، در مباحثه‌ای که با ایشان داشتم و در وبلاگ خودشان هم نشر یافته بود، به عدم اطلاع خود از فعالیت‌های این مجموعه اعتراف کرده بود و خواستار گزارش جنبش به حزب مشارکت شده بود! در عین حال در یادداشت اخیر بر همان مطالبی که از بنیان خطا بوده است تأکید کرده است.

به قول شهید مطهری کسی قطار ایستاده را سنگ نمی‌زند. اما همین که قطاری در حال حرکت باشد، برخی به خود جرأت می‌دهند که به آن حمله کنند و سنگ بزنند.

از سوی دیگر نشریه‌ی همت (هفته‌نامه‌ی حامیان دولت) نیز در شماره‌ی اخیر خود به مناسبت پرداختن به پرونده‌ی جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی به فحاشی و تندخویی دست زده است و با ادبیاتی عجیب و زننده بر این تشکل دانشجویی تاخته است. جالب آن‌که اکثر این مطالب با نام‌های مستعار و غیر واقعی نشر یافته است تا از پاسخ‌گویی و دامن‌گیری این تهمت‌ها پرهیز شود!

یکی از محورهای این مطالب پررنگ‌کردن و دست‌گذاشتن بر انتقادات و اختلافات مابین سازمان بسیج و جنبش عدالتخواه دانشجویی بوده است. به گونه‌ای مطلب نقد سازمان بسیج که چند سال قبل در یکی از نشریات مرتبط با جنبش عدالت‌خواه منتشر شده بود، بار دیگر نشر یافته و در یادداشتی به قلم کاظم تهرانی با عنوان «برادری و تضاد» به بررسی این -به قول خودشان- تعارض پرداخته است. نویسنده با بیان این مطلب که بسیج دانشجویی عدالت‌خواه‌ترین مجموعه‌ی دانشجویی در کشور است، جنبش عدالت‌خواهی را به فعالیت تحت لوای بسیج دعوت کرده است. در نهایت نیز با بیان این‌که جنبش عدالت‌خواه دیگر توان و رمقی برای فعالیت ندارد (!!) و این‌که حتی در برخی حوزه‌ها علیه شخصیت‌های عدالت‌محور (!!) هم اقدام به موضع‌گیری کرده است، جنبش را به اقدام مناسب برای رفع کدورت با گروه‌های «حزب الله» کرده است. معلوم نیست که نشریه‌ی همت که در شماره‌ی یکم خود به بازسازی چهره‌ی مشائی به عنوان یک نیروی انقلابی و ارزشی کمر همت بست، منظورش اقدام اخیر جنبش عدالت‌خواه دراعتراض به مواضع ضد انقلابی مشائی بوده است یا خیر!

در مطلب دیگر نیز با اعتراف به این مطلب که این جریان مرجع گفتمان‌ساز عدالت در کشور را مقام معظم رهبری می‌داند، سعی در القای مخالفت این جنبش با اندیشه‌های مقام معظم رهبری دارد. این مطلب البته در یک تعارض و تضد درونی، در ابتدا جنبش عدالت‌خواه را محصول مکتب خراسان می‌داند که از شخصیت‌های شاخص آن شخصیت‌های عدالتخواهی همچون مقام معظم رهبری، مرحوم شریعتی، شهید مطهری، محمدرضا حکیمی و حیدر و حسن رحیم‌پور ازغدی نام می‌برد و آن را در تعارض با مکتب تهران (با شخصیت شاخص مهدی نصیری) می‌داند. که البته نویسنده با نوشتن تنها یک جمله که «در عرصه‌ی عمل اجتماعی نوع نگاه کسانی دیگر حاکم است» از کنار این مطلب می‌گذرد.

در بخش‌های دیگر این پرونده نیز به مصاحبه با آقای رسول علیخانی پرداخته است که هیچ سمتی و نقشی در تشکیل جنبش عدالت‌خواه نداشته است و در زمان تأسیس این جنبش اصلاً جایگاهی نداشته است. ما که نفهمیدیم که چه ربطی داشت.

نکته‌ی عجیب دیگر حذف شدید (!!) نام دانشگاه امام صادق علیه‌السلام و عدالت‌خواهان امام صادقی در تشکیل جنبش عدالت‌خواه بوده است. در حالی که نسل اول تشکیل‌دهندگان این جنبش هم متأثر از فارغ‌التحصیلان این دانش‌گاه بوده‌اند و هم‌چنین بسیج این دانشگاه جزء تشکیل‌دهندگان جنبش بوده است و هم‌اکنون نیز جزء تشکل‌های مرتبط با جنبش عدالت‌خواه دانشجویی می‌باشد.

طیف گسترده‌ی مخالفان جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی از اپوزیسیون گرفته تا حزب مشارکت و تا حامیان دولت نشان از یک امر مهم دارد و آن استقلال و عدم وابستگی این جریان به قدرت دولتی است. در عین حال حمایت و تأییدات رهبری و نیز عمل‌کرد این تشکل دانش‌جویی نشان از این دارد که وابستگی به اندیشه‌های انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری در این جریان یک اصل لایتغیر بوده، هست و ان‌شاءالله خواهد بود.

البته همواره نقدهای صحیح و به‌جا نیز بوده‌اند که راه‌نما و اصلاح‌گر بوده‌اند و باید به آنها توجه داشت.

----------
پی نوشت:

نکته ی دیگر این که مصاحبه ی آقای فیروزآبادی که به عنوان دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی گفتگو کرده است نیز در نشریه همت سانسور شده و منتشر نشده است!!

 

بازنشر این مطلب در:  فردا نیوز | الف | تابناک | آفتاب | عدالت‌خواهی

نظرات ()



قحط الرجال
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/۱٥

اعضای شورای مرکزی جنبش عدالت‌خواه معرفی شدند

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی عدالت‌خواهی (ارگان جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی) در سال آتی افراد زیر اعضای شورای مرکزی خواهند بود:

١. حبیب رحیم‌پور
٢. حسین کمیلی
٣. صادق شهبازی
۴. سیدحمید حسینی
۵. حمزه وطن‌فدا
۶. محمد صالح مفتاح*
٧. مرتضی فیروزآبادی

همچنین اعضای شورای مرکزی در اولین جلسه، آقای صادق شهبازی را به عنوان دبیر شورای مرکزی انتخاب نمودند.

_______________
* 
در قحط الرجالی در این مملکت همین بس.

نظرات ()



حاشیه‌ی پیام رهبر انقلاب به نشست جنبش عدالت‌خواه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/٢٦

وقتی متن پیام رهبری به نشست جنبش عدالت‌خواهی دیدم، یک لحظه فکر کردم که عجب لحن تندی دارد. نکند رهبری از جنبش عدالت‌خواه بدی دیده یا شنیده باشند. هم‌زمان هم شایعه‌پردازی برخی از مسئولان (به خصوص یکی از مسئولان بسیج دانش‌جویی) پخش شد. مثلاً گفته شد که جنبش عدالت‌خواه علیه رهبری فعالیت‌هایی کرده است!!!!

نامه‌ی رهبری در چنین فضایی می‌توانست تأئیدی باشد بر شایعات مخالفان این تشکل. اما با نشر نامه‌ی درخواست پیام برای نشست پانزدهم، معلوم شد هنوز رهبر فرزانه‌ی انقلاب، جنبش عدالت‌خواه را «فرزندان عزیز» خود می‌داند. چنان که پیش از این هم آنان را با همین عنوان خطاب کرده است.

به گزارش سایت عدالت‌خواهی (ارگان جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی) متن نامه درخواست جنبش عدالت‌خواه از مقام معظم رهبری به شرح زیر است:

محضر مقام معظم رهبری
حضرت آیت الله خامنه‌ای
سلام علیکم

اینک با گذشت چند سال از احیای گفتمان عدالت‌خواهی با توجه به فراز و نشیب‌های مختلف، نقاط قوت و ضعف، موفقیت‌ها و ناکامی‌ها ضرورت دارد تا یک بار دیگر مسائل مبتلا به جریانات عدالت‌خواه، متناسب با شرایط پیچیده و حساس کشور و چالش‌های جدید عدالت‌خواهی؛ بازخوانی شود تا عدالت همچنان اصلی‌ترین شاخص حرکت مسؤولان و گفتمان اصلی کشور باشد.

پانزدهمین نشست سراسری تشکل‌های مرتبط با جنبش عدالت‌خواه دانشجویی -به عنوان بخشی از جریان عظیم عدالت‌خواهی- فرصتی است تا به بازخوانی اولویت‌های مجموعه‌های عدالت‌خواه دانشجویی، مهمترین آسیب‌های پیش‌روی و مهمترین ملزومات عدالت‌خواهی در شرایط فعلی کشور پرداخته شود. پیام حضرت‌عالی به عنوان سکان‌دار حرکت عدالت‌خواهی می‌تواند بهترین راهگشای این مجموعه‌ها باشد.

لذا تقاضا دارد در صورت صلاحدید، فرزندان دانشجوی خود در جنبش عدالت‌خواه دانشجویی را از رهنمودهای خود در این زمینه بهره‌مند فرمایید.

امید است با بهره‌برداری هر چه بهتر از رهنمودهای حضرتعالی و تلاش مستمر جریانات عدالت‌خواه زمینه تحقق بیش از پیش آرمان‌های انقلاب اسلامی و تعالی نظام مقدس جمهوری اسلامی فراهم شود.

 

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به این نامه، پیامی خطاب به پانزدهمین نشست سراسری تشکل های مرتبط با جنبش عدالتخواه دانشجویی صادر فرمودند.

این پیام روز 24 مردادماه توسط حجت‌الاسلام و المسلمین محمدیان نماینده مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در پانزدهمین نشست سراسری تشکلهای مرتبط قرائت شد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم
جوانان عزیز

پرچم عدالت‌خواهی را همواره پیامبران الهی و پیروان راستین آنان بر دوش کشیده‌اند. امروز و همیشه مجاهدت در زیر این پرچم، صادقانه‌ترین نشانه‌ی پیروی از رسولان الهی است.

آنچه در کنار همه‌ی الزامات این حرکت، ضروری و حیاتی است، آن است که اولا مراقبت شود کسانی با انگیزه‌های دیگر، این شعار حق را ابزار نکنند. و ثانیا به نام عدالت‌طلبی، حرکتی غیرمنصفانه از سر جهل یا غفلت انجام نگیرد. صبر و بصیرت را برای شما و دیگر تشکل‌های عزیز دانشجویی از خداوند متعال مسألت می‌کنم.

سیدعلی خامنه‌ای
22 مرداد 1387

نظرات ()



آقای عدل کیست؟
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٤/۳۱

این مطلب چند سال پیش در نشریه ی هفت قفل در وصف آقای ... نوشته شده بوده است. این روزها باز هم خبر از این آدم است و ادعای عدالت خواهی اش که گوش فلک را کر کرده است. کاش می شد نوشت که این عدالتخواهان گاه چه سرانجام هایی یافته اند...

آقای عدل (این داستان واقعی است!)
م . حقدوست

١- نه اینکه فکر کنید دوست دانشجوی من از اول آقای عدل بود نه بلکه از بس در باب عدالت اجتماعی داد سخن داد، از بس در باب اختلاف طبقاتی به سبک دکتر شریعتی مطلب نوشت. از بس در باب طبقه حرمان کشیده جامعه به سبک دکتر سروش سخنرانی کرد، از بس خطبه های نهج البلاغه را به سبک استاد رحیم پور قرائت کرد، از بس در تجمعات، همایشها، برنامه های رادیویی و تلویزیونی مرتبط با موضوع مبارزه با مفاسد اقتصادی اجرا یا شرکت می کرد و اول و أخر صحبتهایش را با آرزو و دعا برای بسط عدل شروع و ختم می کرد و عند اللزوم در غم جدائی از آرمانهای امام و شهدا و مستضعفان، گریه می کرد، و از بس ... که سرانجام به آقای عدل شهرت یافت، گو اینکه عدل مجسم شده بود همه با دیدن او یا شنیدن صدای او به یاد عدالت غایب می افتادند. جالب تر اینکه دوست من نه تنها با متون و مباحث عدل علوی آشنا بود  و آنها را در تقویم خویش ضبط می کرد و احتمالا بر اثر تکرار و ممارست حفظ شده بود، بلکه با مباحث فرنگی عدالت نیز آشنا بود و عند‌الحاجه از کلمات انگلیسی و نقل قولهایی از جان رالز ( بقول او فیلسوف عدالت) و دیگران استفاده می کرد.

 من نیز مانند دیگران آرزو می کردم ای کاش این دو سال باقیمانده از درس آقای عدل هر چه سریعتر تمام شود و آقای عدل با ورود به سیستم اداری، عدالت را به‌سهم خویش پیاده کند.

 ٢- از قضا یک‌بار شنیدم دانشجو عدل به طور همزمان در سه اداره مختلف (؟!) شروع به کار کرده است و با توچه به قابلیتها ودیدگاههای عدالت خیز و عدالت پرورش مدیر اجرایی یکی از ادارات دولتی شده است این باعث خوشحالی من بود چرا که از نور، انتظار نور افشانی داشتم (النور ظاهر لنفسه و مظهر لغیره) امیدوار بودم با ورود آقای عدل در مجموعه، آن‌هم به عنوان سرپرست، پس ار مدتی تحولی هر چند اندک در آن مجموعه اتفاق بیافتند و عدالتخواه، عدالت گستر نیز باشد.

 اما ظاهرا این یک خیال خام بود، چرا که او هر چند در آن مجموعه نیز آقای عدل بود و ١٠ , ١١ نفر را نیز سرپرستی می کرد اما ظاهرا از عدل مجسم به عدل ناطق تغییر نام یافته بود. می گویید چرا و چگونه ؟ پاسخ خود را در یومیات آقای عدل می یابید:

آقای عدل ساعت ١٠ صبح کارت حضور در اداره را می زند(فراموش نکنید که هر دقیقه حضور آقای عدل در اداره پس از کارت زدن20 تومان از بیت المال را به مال البیت منتقل میکند) ضمنا ایشان علی القاعده باید ساعت 8 در اداره حاضر باشند.

ایشان در ساعت ١٠ تا ١١ روزنامه های صبح را مطالعه می کنند.

 ساعت ١١ تا ١٣ را برای انجام یک کار شخصی به بیرون از اداره تشریف می برند.

 در ساعت ١٣ تا ١۴ بهمراه مجموعه همکاران به صرف ناهار می بردازند.

ساعت ١۴ تا ١۵ در جلسه ای کاری اما غیر اداری ( مربوط به شغل سوم وی ) با یکی از دوستان که اتفاقا (؟! ) در آن اداره مشغول به کارند، سپری می شود.

ایشان ساعت ١۵ تا ١۶:٣٠ را به یک گپی دوستانه اما کاملا تخصصی (؟!) با یکی از همکاران می‌گذرانند  و در پی پاسخ به این سوال مهم هستتند که چرا کارمندان دولتی کار نمی کنند؟ چرا وجدان کاری ندارند؟ چرا ادارات ما فاسد است؟  چرا ... و ( در نهایت) چرا عدالت حاکم نیست و ( باز سوال همیشگی که) چه باید کرد؟

 ضمنا آقای عدل در ساعت ١١ که به اداره دیگری رفته بودند با موانع زیادی از طرف کارمندان خاطی (؟!) ،  تنبل , بی وجدان (؟!) و مفت خور (؟!) مواجه شده بودند.

ساعت ١۶:٣٠ تا ١٧:٣٠ به شرکت در جلسه ای حزبی با یکی از همکاران که باز بطور کاملا تصادفی (!) در آن اداره کارمند هستند سپری می شود چرا که آقای عدل معتقدند فرهنگ عدالت طلبی را باید با کار گسترده حزبی تشکیلاتی گسترش داد. سرانجام آقای عدل - پس از نگاهی به روزنامه های عصر - در ساعت ١٨ اداره را با حساب مالی پر به قصد خوابگاه ترک می کنند.

٣- شنیده ایم و حتی به‌وفور دیده ایم افرادی را که پس از دوران دانشجویی و طلبگی و البته رسیدن به پست و مقامی تمام شعارهای بحق و بعضا تند و تیز خویش را ‌فراموش می‌کنند و یا حتی آن شعارها را ناشی از خامی و ناپختگی می‌دانند و خود چه‌ها که نمی‌کنند.

 اما اینکه کسی در عین حال که شعار عدالت طلبی بدهد باز خود بی‌عدالتی کند، در همان صحنه که شعار وجدان کاری می‌دهد در همان صحنه از این معنا غافل باشد چه بسا دیدنی است و متاسفانه باید گفت این نوع دیدنیها در حال شیوع است. البته اینکه در ادارات ما کم‌کاری تنبلی و سستی بیداد می‌کند قابل مناقشه نیست و اما در اینکه فردی که از لحاظ لفظی، عین عدالت شده است از لحاظ عملی مجسمه بی‌عدالتی باشد جای بسی مناقشه است. گفتم مجسمه چرا که قهرمان داستان ما مدیر 10 نفر از دوستان خود بود، حال شما تصور کنید وضعیت این واحد با این سرپرست و کارمندان چگونه خواهد بود؟ نمی‌گویید که نمی‌توان یک روز را برای همیشه قیاس کرد، چرا که اولا از کسی با آن همه ادعا (علی المبنا) همین یک روز هم بسیار بعید است و ثانیا من به شما قول می دهم (؟!) و شما نیز مطمئن باشید این در روند کاری آقای عدل نه یک استثنا' بلکه قاعده ای همیشگی (لااقل در این واحد) است.

۴- اشتباه نشود نمی خواهم بگویم دانشجو شعار عدالت ندهد و مطالبه عدالت نکند، مرده است آن دلی که دغدغه عدالت نداشته باشد و کور باد آن چشمی که بینش و منش و گفتار و رفتار رهبری و عدالت طلبی و ظلم ستیزی ایشان را نبیند و یا خود را به ندیدن بزند.

 اما حرف من این است : هر کس خود را پیشرو کاری قرار می‌دهد ابتدا باید خود او در آن کار پیشقدم باشد (من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره) عدالت باید به یک جنبش تبدیل شود . در جنبش عدالتخواهی همه باید  عدالت خواهی را از خود آغاز کنند، نه اینکه هر کسی تنها از دیگری عدالت را بخواهد.

 هرکسی در هر جایی که هست باید شاخص عدالت را برای خویش بیابد و مطابق آن عمل کند مگر به اینکه عدالتخواهی و اجرای عدالت از ضروریات هر روز و بخصوص امروز است و مگرنه اینکه گفته اند »الضروریات تقدر بقدرها«، پس هر کس باید حد و اندازه خودش را بیابد و مطابق شاخصها عدالت را در حد و اندازه خودش پیاده کند و بدین ترتیب است که عدالت تبدیل به جنبش و نهضت شده است و در نتیجه اجرای عدالت نهادینه می شود. براستی اگر همه ما عدالت را تنها در مقوله اقتصاد و تنها در حوزه دیگران نبینیم و در صدد اجرای عدالت به‌همان تعریف ساده قرار دادن هر چیزی در جای خودش باشیم خواهیم دید که خیلی از چیزها تغییر می‌کند.

 می دانیم که امر اولی و وظیفه اول همه  اجرای عدالت و نه تنها طلب عدالت است:

ولایجرمنکم شنان قوم علی ان لا تعدلوا اعدلوا هواقرب للتقوی"

وبازمی دانیم که "امروز وظیفه اولی"همه مواظبت ازخود وآن‌گاه دیگران است:

"علیکم انفسکم لایضرکم من ضل اذا اهتدیتم" و می بینیم که خطاب امر، خرد وکلان، ریز ودرشت، مسئول وغیرمسئول رادربرمی گیرد.

۵- پس بیاییم ابتدا پروای خود را داشته باشیم و آن گاه بدرستی و براستی پروای دیگران راداشته باشیم چرا که رطب خورده منع رطب چون کند؟

هر کاری -چه عدالت خواهی و چه خدمت رسانی به مردم- تنها در صورتی به جنبش و نهضت تبدیل شده است که هر کسی حرکت را از خود آغاز کند و می بینیم که " امام ما علم گرفته بردوش" پس یاریگرش باشیم و صدق گفتار را با صدق رفتار همراه کنیم و فراموش نکنیم که حضرت امام "نهضت" خویش را با ندای تنها موعظه الهی آغاز کرد :

«قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی وفرادی»

نظرات ()



خطر بازتولید گفتمان اموی و مظلومیت گفتمان علوی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٤/۳۱

بیانیه‌ی ۵ تشکل دانشجویی در ارتباط با زمین‌خواری‌های سیرجان
 و دستگیری روحانی عدالتخواه سیرجانی
در مسیر حرکت به سمت تهران
 روز گذشته منتشر شد و متأسفانه
هیچ خبرگزاری‌یی از ترس !!! جرأت انتشارش را نیافت
را می‌توانید در
این آدرس ببینید.
بخشی از این بیانیه بدین شرح است:

اینک پس از گذشت چند روز از دستگیری ایشان علی‌رغم تلاش فراوان دانشجویان عدالتخواه و مراجعه به نهادهای امنیتی و قضایی استان دلایل دستگیری ایشان هنوز برای همگان در هاله‌ای از ابهام، بهت و تعجب است. در مقابل، نهادهای مسئول از هرگونه پاسخ‌گویی و شفاف‌سازی در رابطه با دستگیری مشکوک ایشان امتناع ورزیدند.
خطر بازتولید گفتمان اموی و مظلومیت گفتمان علوی امروز بار دیگر حس می‌شود. ابوذر غفاری بار دیگر در چنگال گفتمان اموی بعضی مسئولین تبعید گشته است.
اینک با اعتراض به برخورد دوگانه و به دور از عدالت دستگاه قضایی با طلبه سیرجانی به بهانه عدم رعایت شأن روحانیت این‌گونه عملکردها را به نقد افکار عمومی گذاشته و این پرسش را مطرح می‌کنیم که پیگیری سخنان امام و رهبر معظم انقلاب چه تعارضی با حفظ شأن روحانیت دارد؟ مگر نه آن است که امام بزرگوار ما فرمودند: «علمای اصیل اسلام هرگز زیر بار سرمایه‌داران و پول‌پرستان و خوانین نرفته‌اند و همواره این شرافت را برای خود حفظ کرده‌اند. ... روحانیت متعهد به خون سرمایه‌داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت.»
این بار باز تفکر جدایی دین از سیاست در قالب شعار زیبای حفظ شأن روحانیت به میدان آمده است.

«به زعم بعضی افراد روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد و الا عالِم سیّاس و روحانی کاردان و زیرک کاسه‌ای زیر نیم کاسه داشت.» امام خمینی(ره) ، منشور روحانیت

نظرات ()



دیدار جمعی از فعالان دانشجویی با دادستان ویژه روحانیت فارس
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٤/٢٦

خبر اختصاصی: روز گذشته جمعی از مسئولین تشکل‌های دانشجویی دانشگاه‌های شیراز، جهت پیگیری وضعیت پرونده‌ی حجت‌الاسلام جهانشاهی (طلبه‌ی سیرجانی) با دادستان ویژه روحانیت فارس دیدار کردند. در این دیدار حجت‌الاسلام نعمت‌اللهی، دادستان ویژه روحانیت فارس با بیان توضیحاتی درباره‌ی پرونده‌ی حجت‌الاسلام جهانشاهی، دانشجویان را نسبت به شرح پرونده مطلع کرد.

همچنین حجت‌الاسلام بینازاده در این دیدار توضیحاتی را درباره‌ی وضعیت ایشان در بازداشت ارائه کرد.

در این دیدار دانشجویان نیز با بیان برخی مسائل و دغدغه‌ها، مطالبات خود را درباره‌ی تبدیل قرار ایشان به وثیقه‌ی مالی و آزادی ایشان، شفاف سازی درباره‌ی این پرونده و نیز برگزاری علنی دادگاه ایشان تأکید کردند که دادستان قول پیگیری مطالبات را دادند.

________________________
» بازنشر مطلب‌م با عنوان «
بذرهای نابودی» در خبرگزاری فارس

نظرات ()



هم از توبره، هم از آخور!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٤/٩

١ ساعت شش صبح از خواب بلند می‌شوم. دیشب تا ساعت یک و نیم بیدار بودم. فکر صحبت‌های دیشب هم ذهن‌م را مغشوش کرده است. هنوز شروع نکرده‌ام به خواندن. ساعت ده امتحان دارم.

٢ ساعت نه صبح است. قرارم را برای ساعت یازده و نیم با مدیر یک مجموعه‌ی فرهنگی هماهنگ می‌کنم. می‌گوید: «هر وقت آمدی هستم» بعد از امتحان سرِ قرار می‌روم. نیست. رئیس دفترش می‌گوید که از حدود ساعت ده شماره‌تان را می‌گرفتم. خاموش بود. با تعجب می‌پرسم که گوشی‌ام روشن است. معلوم شد که شماره‌ی قدیمی را می‌گرفته است. بدون اطلاع قبلی به اداره‌ی کل –که سابقاً در آن مشغول کار بوده‌ام- می‌روم. آقای مدیر را غافل‌گیر می‌کنم. چندین حق‌الزحمه‌ی پژوهش‌گران معوقه مانده است. جواب‌های‌ش آبِ سردی است که بر سرم می‌ریزد. می‌گوید: معلوم نیست چه زمانی پرداخت کنیم. برای بار هزارم پیشنهاد می‌دهد که در روزنامه‌شان کار کنم.... درباره‌ی روزنامه‌ی دیگرشان می‌پرسم. اظهار بی‌اطلاعی می‌کند.

٣ همکاران قدیمی را می‌بینم. صحبت‌ها پراکنده است. از جنگ گرفته تا رسانه و از روزنامه تا جرم و جنایت و روش تحقیق. می‌گویم که احتمال جنگ -حداقل به صورت تجاوزات موردی و بمباران نقطه‌ای- بعید نمی‌دانم و توجیهاتی می‌آورم. بحث به کار تحقیقی‌ای می‌رسد که باید انجام‌ش دهم. همه‌ی کارمندان اداره می‌خواهند کمک‌م کنند. حتی پیشنهاد می‌کنند که از آنهایی که حاضر نیستند هم کمک بگیرم. سعی می‌کنم توضیح دهم که نمی‌خواهم کار خیلی پیچیده شود. اما از سوی دیگر می‌خواهم که کار به‌درد بخوری بشود. همکار محترم، دو ساعت وقت می‌گذارد تا برخی از مسائل را درباره‌ی شیوه‌ی تحلیل محتوای رسانه‌ها برای‌م تشریح کند. خیلی کاربردی است.

۴ مدیر اداره، حواس‌ش هست که دست از پا خطا نکنیم. گوش ایستاده است که بداند چه مطالبی در اتاق رد و بدل می‌شود. موقع خروج می‌بینم‌ش. می‌گوید: کلاس مدیتیشن داشتید؟ پوزخند می‌زنم. می‌گویم: منظورتان مدیا است دیگه؟! خودش را نمی‌بازد. خداحافظی می‌کنم.

۵ پیاده خیابان‌ها را گز می‌کنم. می‌روم انقلاب تا کتاب «مقاله‌نویسی در مطبوعات» اثر دکتر حسین قندی را بخرم. کتاب را می‌خرم. پیامک جنبش عدالت‌خواه دانش‌جویی را مجدداً بررسی می‌کنم. ساعت هفده جلسه‌شان آغاز می‌شود و الآن حدود ساعت شانزده. کتاب به دست و پیاده از انقلاب می‌روم به سمت پل کالج و دفتر جنبش. جلسه مربوط می‌شود به تقدیر از نمایندگان مجلس که در کمیته‌ی تحقیق و تفحص از قوه‌ی قضائیه حاضر بوده‌اند. پیامک را برای رئیس دفتر دکتر جمشیدی، سخنگوی قوه‌ قضائیه هم می‌فرستم. مهدی سیار هم از صبح پیامک‌های عدالت‌خواهانه را در حمایت از طلبه‌ی سیرجانی می‌فرستد. آنها را هم برای فرد مذکور می‌فرستم.

۶ حدود نیم ساعت تا آغاز مراسم مانده است و من بعد از 9 ماه، دوباره دفتر جنبش را دیده‌ام. دوستان در حال هماهنگی برگزاری جلسه هستند. در واپسین دقایق به دلایل سیاسی، آمدن خیلی از نمایندگان کنسل می‌شود. (حال‌م به هم می‌خورد از این سیاست! آخرش هم از میان نمایندگان مدعو، فقط یکی آمد.) مازیار پیژنی هم با خنده و افتخار آخرین اثرش را که برای مراسم کشیده است نشان می‌دهد. می‌گوید: «اونی که اون بالاست کامرانه؛ اونی که اون پائینه زاکانیه!» خودش هم می‌زند زیر خنده. یادم می‌رود که بپرسم «خانم آجرلو کدوم‌شونه؟!»

٧ هنوز جلسه شروع نشده است. موبایل‌م زنگ می‌خورد. خبرنگار ایسنا است. می‌گوید که باز هم همان موضوع تکراری. درباره‌ی پژوهش اخیر درباره‌ی وبلاگ‌ستان که آقای ضیائی‌پرور انجام داده است می‌پرسد. یادم نمی‌ماند که چه نکته‌هایی گفته بود. ذهنم را مدون می‌کنم. حرف‌هایی را تحویل‌ش می‌دهم. نمی‌دانم ته‌ش چی در می‌آید!

٨ احساس میزبانی مفرط می‌کنم. با این‌که عضو جنبش نبوده و نیست‌م، می روم سراغ یخچال و آب خنکی برای ملتِ تشنه و میهمانان و خبرنگاران درست می‌کنم. انصافاً خیلی به هم ریخته‌اند. می‌گویم چرا شماها زن نمی‌گیرید که از این اوضاع رهایی یابید؟! می‌گوید که اتفاقاً موقعی که خواهران در جنبش رفت و آمد می‌کردند، این‌جوری نبود! روی دیوار نوشته‌اند: «سلام برادر محترم و عزیز- مسلمان باید به نظم شناخته شود و نه .....» یک نفر جای خالی را با کلمه‌ی ریش کامل کرده است. زیرش هم نوشته است: «می‌جنگیم، می‌میریم، نظم نمی‌پذیریم» وقتی که می‌بینم که شربت سن‌ایچ هم در آشپزخانه هست، شربتی هم میهمان‌شان می‌کنم. نقش گارسونی را خوب انجام می‌دهم!

٩ احساس عذاب می‌کنم. راست‌ش را بخواهید وقتی شربت را در لیوان اول ریختم پر از پشه‌های ریز و درشت بود. یکی از میهمانان از شیرینی شربت پرسید. لیوان را سرکشیدم تا میهمان آسوده خاطر شود که شربت شیرین و گواریی است! خیلی گوارا بود. یکی از دوستانِ مطلع، می‌گفت که برادر ما مسئولیم. نباید شربت را بدهی به ملت بخورند. به‌ش می‌گَم ولمون کن بابا! خودم شربت‌ها در لیوان می‌ریزم و خودم هم پخش می‌کنم. حدود 40 نفری بودند. نقش گارسونی را خوب انجام می‌دهم!

١٠ هنوز میهمانان نیامده‌اند. مدیر سایت عدالت‌خانه تا مرا می‌بیند می‌گوید ای جاسوس قوه‌ی قضائیه! هم از توبره و هم از آخور می‌خوری! می‌خندم و می‌گویم شما هنوز از فیلترینگ آزاد نشده‌اید؟ می‌گوید که هنوز دادگاه‌شان برگزار شده است، ولی به آدرس AdlRoom.org در دسترس هستند. از تهران امروز هم می‌پرسد. می‌گویم به من چه ارتباطی دارد؟! مجبور می‌شوم گزارشات اجمالی و تفصیلی را درباره‌ی اوضاع و احوال تهران‌امروزی‌ها ارائه کنم.

١١ خانم آجرلو، نماینده‌ی مردم تهران می‌آید. از همان اول شروع می‌کند به خاطره گویی. اما سئوالات وادراش می‌کند به نقد برخورد رسانه‌ها و نوع برخوردشان با موضوع آقای پالیزدار. می‌گوید که من هیچ نسبتی با ایشان ندارم و برخوردهای ایشان را محکوم می‌کنم!! می‌گوید که میان قدرت و ثروت در جامعه‌ی ما گره محکمی وجود دارد که هریک در دیگری مؤثر است. آجرلو از ناراحتی‌های کار هم می‌گوید و می‌گوید که خیلی سخت بوده است که در اوج ناراحتی و دروغ‌پراکنی‌ها صحبت نکنم. اشاره می‌کند که دیدم که اگر مصاحبه کنم برای نفس خودم بوده است؛ ممکن بود اخلاص کار خدشه‌دار شود. به همین‌خاطر مصاحبه نکردم.

١٢ فکرش را بکنید، که در سالن گرم و تاریک، برق هم قطع شود و در تاریکی مطلق به سر ببریم. همه می‌خندند. چهار بار برق قطع و وضل می‌شود. هربار به مدت سی‌ثانیه همه‌چیز به هم می‌ریزد. یکی از دوستان به شوخی می‌گوید که نماینده‌ی قوه‌ی قضائیه هم در جلسه حاضر است. می‌دانم که منظورش به من است و شوخی می‌کند. اما باعث می‌شود که تاحدودی در لحن صحبت خانم آجرلو تفاوت ایجاد شود. معلوم است که جدی گرفته بود! در نهایت هم مراسم با خواندن متن تقدیرنامه‌ی نمایندگان و بعد هم یک مطلب طنز در تقدیر از قوه‌ی قضائیه به پایان می‌رسد.

١٣ برمی‌گردم به دانش‌گاه. صادق را می‌بینم. در حال ضبط آخرین بخش‌های برنامه‌شان هستند. یکی دیگر از دوستان می‌آید و تشکر می‌کند که تحقیق‌م را برای چاپ کردن در یک فصل‌نامه‌ی تخصصی به‌ش داده‌ام. مطلب بدون نیاز به ویرایش تشخیص داده و پذیرفته بودند و گواهی پذیرش داده بودند. کمی ناراحت هستم که چرا نشد که خودم چاپ‌ش کنم. اما خودم را دلداری می‌دهم که دوست‌م بیشتر به این امتیاز نیاز داشت و ... هنوز برای امتحان نخوانده‌ام. اما نوشتن خاطرات یک روز معمولی برای‌م مهم‌تر از امتحان است! باز هم برق رفت. نمی‌دانم چطور باید درس بخوانم.

نظرات ()



بخش دوم: گفت و گو با وحید جلیلی: رای به احمدی نژاد؛ نه به اسلام لیبرال
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٤/۸

اعتماد-بهناز صادق پور: بخش اول گفت وگو با وحید جلیلی درباره سوم تیر و پدیده احمدی نژاد را هفته پیش خواندید. اینک بخش دوم گفت وگو پیش روی شماست.

-------------

-خود شما نسبت به قبل معیشت تان بهتر شده یا بدتر، قدرت خریدتان بیشتر شده یا کمتر؟
قطعاً از رشد قیمت اجاره بها متاثر می شود. اما نمی‌شود گفت یک موج اقتصادی آمده دولت را بپاشانیم.

-عدالت چطور؟
باید در فضای تخصصی بحث کرد. من می گویم گفتمان عوض شده. یک پاراگراف از مطالب سابق خود بخوانم؛ «به یکی از دوستان گفتم مقاله یی بنویس در مورد پیروزی رقیب آقای احمدی نژاد در انتخابات و دلایل شکست شهردار تهران در انتخابات ریاست جمهوری. چنین مقاله یی نمی توانست سرمقاله یکی از مجله ها یا روزنامه های ضدانقلابی در چهارم تیر باشد و می توانست این طور شروع شود که شکست سنگین اصولگرایان در انتخابات نهم نشان داد انقلاب اسلامی به تاریخ پیوسته و جدایی دین از سیاست و حکومت در جامعه در حال گذر ایران امروز وارد مرحله تازه یی شده است.»

-اگر هاشمی رای می آورد، چنین می شد؟
برداشت هایی که از آن القا می شد، این بود. اگر هاشمی رای می آورد با تبلیغاتی که شده بود، خاک انقلاب را به توبره می کشیدند. هیچ چیز باقی نمی گذاشتند.

-آقای هاشمی هم مقابله یی نمی کرد؟
واکنش احتمالی ایشان امری است علیحده.

-کماکان به آقای احمدی نژاد و شعارهای ایشان معتقدید اما فکر می کنید مشکلاتی در دور و بری های ایشان وجود دارد؟
ما معتقدیم به گفتمان عدالت. احمدی نژاد هم یک مدیر اجرایی بوده که آمده در مملکت رئیس جمهور شده.

-شما پشت سر ایشان می مانید؟
ما فقط پشت سر رهبری هستیم. بین گزینه ها انتخاب می کنیم. بستگی دارد. ما گفتمان را باید حفظ کنیم. آقای احمدی نژاد نیروی گفتمان عدالت خواهی است و نه برعکس.

-الان تاثیر کسانی مثل آقای محصولی را در دولت چقدر می دانید؟
راجع به افراد بحث نمی کنم که در ویژه نامه «راه» طبق الگوی خودمان بحث می کنیم. بحث سیاسی را به این شکل مبتذل مفید نمی دانم.

- این ابتذال است که در مورد این افراد صحبت کنیم؟
من می گویم اگر می خواهیم بحث کنیم باید جامع باشد.

-شما با صراحت راجع به آقای هاشمی، خاتمی، دوم خرداد و موتلفه صحبت کردید.
وقتی با یک روزنامه دوم خردادی که دشمنی خود را با آقای احمدی نژاد اثبات کرده مصاحبه می کنم، در آن نشریه آقای احمدی نژاد را نقد نمی کنم. شما نقد کنید، اما نخواهید که ما ذیل گفتمان شما آقای احمدی نژاد را نقد کنیم. ما الگوی نقد خودمان را برای دولت احمدی نژاد داریم. اگر بخواهیم احمدی نژاد را در روزنامه شما نقد کنیم، خدشه کردیم در الگوی خودمان. ما نقد خودمان را ارائه می کنیم بعد ببینید کدام الگو بهتر جواب می دهد. کدام به بهبود و اصلاح می انجامد و کدام به ضایع کردن فرصت ها.

-عده یی در بسیج اساتید که اطرافیان و نزدیکان آقای احمدی نژاد بودند، جنبش عدالتخواه دانشجویی را به افراط متهم می کنند. بحث افراط چیست؟
بحث افراط، بحث قدیمی است. وقتی عده یی ریختند لانه جاسوسی را گرفتند، گفتند آنها افراطی هستند. نیروهای انقلابی از هر دو طرف به افراط محکوم می شوند و از این نظر حضرات چپ و راست با هم متحد هستند و دستشان در دست هم است.

-از طرف برخی اطرافیان احمدی نژاد این جنبش به افراط متهم است؟
با خود جنبش در میان بگذارید. خود آقای خاتمی زمانی علمدار نقد افراط بود. ما گفتیم اگر نقد افراط از موضع عدالت است، باید تفریط را هم نقد کنید.

-آقای خاتمی افراط کار بود یا منتقد افراط؟
می گویم. افراط و تفریط اشکال دارد چون از حوزه اعتدال خارج است. چطور اگر کسی فریاد عدالت بزند و تندی هم بکند سریع به افراط متهم می شود اما اگر در مقابل ظلم و تبعیض و فقر سکوت کرد، به تفریط متهم نمی شود. این چه اعتدالی است. معتدل یعنی چه؟ یعنی فقر و خودکشی از فقر را تحمل کنیم؟ یادش به خیر در ابرار که بودیم، دختری به دلیل نداشتن پول دارو، فوت کرده بود؛ هاجر نویدی. 15 سال داشت. روح الله بهرامی دو هفته رفت در روستاهای اطراف یاسوج گزارش مفصلی آورد که چهار صفحه ابرار کار شد و آن را تیتر یک کردیم.

تیتر این بود؛ «جزئیات مرگ هاجر نویدی». آن زمان به خبرنگار دولت گفتیم از سخنگوی دولت بپرس موضع رئیس جمهور در مورد مرگ هاجر نویدی چیست؟ آقای رمضان زاده سخنگوی دولت بود. دوست ما گفت «یکی یکی سوال کردند، موضع آقای خاتمی در مورد احضار شیرین عبادی چیست. آقای رمضان زاده محکم و مفصل جواب داد. بعدی پرسید نظر شما در مورد بسته شدن فلان مجله چیست. به من که نوبت رسید گفتم موضع آقای خاتمی در مورد مرگ هاجر نویدی چیست. همه به من نگاه کردند و گفتند آخ جون قتل زنجیره یی جدید. هاجر نویدی روشنفکر بوده؟ و... آقای رمضان زاده پرسید هاجر نویدی که بوده؟ گفتم ما خبرش را زدیم، چطور ندیدید؟ دختر 15ساله یی که به دلیل نداشتن 500 تومان پول دارو فوت کرده. آقای رمضان زاده پوزخند زده که ببینید در دولت های مدرن تقسیم کار شده و...» یعنی شهروند درجه یک و دو به اعلا درجه وجود داشت.

-امروز این اتفاق ها نمی افتد؟
چرا، اما به شما پوزخند نمی زنند.

-اگر کسی با ذکر نام از آقای الهام سوال کند که فلان کس بر اثر نداشتن پول دارو مرده، چه می گوید؟
گفتمان این است که خود را مسوول می داند. در همان دوره یادم هست اداره کل بهداشت و درمان نامه یی برای ما نوشت که تاریخی است. نوشته بود ای دروغگوها شما مخالف دولت دوم خرداد هستید. شما به دروغ نوشته اید که هاجر نویدی پیش چشم پدر و مادرش جان داده در حالی که آن روز پدرش خانه نبوده و او جلو چشم مادرش جان داده است،پس شما ضدخاتمی هستید.درحالی که ما همه را نقد می کردیم. حتی قوه قضائیه را نقد می کردیم. یک ستون روزانه داشتیم به نام «از عدالتخانه چه خبر؟» یک روز صبح خانه بودم، مدیرکل روابط عمومی قوه قضائیه زنگ زد به من که چرا به مقدسات توهین می کنیم. گفتم چه شده، گفت صفحه اول را بخوانید. آقای هاشمی شاهرودی را نقد کرده بودیم که به جای سخنرانی به قوه بچسب. گفتیم از کی تا حالا آقای هاشمی شاهرودی شده مقدسات. وقتی فضا سیاسی است همه چیز سیاسی می شود. البته راستی ها هم همین طورند.

-یعنی برای شما همین قدر که دولت بگوید خودم را مسوول می دانم اما کماکان کسانی از نداشتن پول دارو بمیرند، کافی است؟
قطعاً این طور نیست. در همین شماره اخیر ما مصاحبه با دکتر پزشکیان نماینده تبریز در مجلس هشتم را بخوانید. پزشکیان وزیر آقای خاتمی است، اما آدم حزب اللهی است. این دوره هم به عنوان کاندیدای مستقل آمد نه راست و چپی. ما حرف های او را چاپ کردیم و باز هم سراغ او می رویم.

-در دولت های قبلی همواره کابینه ائتلافی بود. در کابینه آقای احمدی نژاد گروهی کلاً حذف شدند؟
کی مثلاً؟

-اصلاح طلب ها.
به طور مشخص مهندس رحمتی.

-ایشان که دوم خردادی نبود، در مقطعی رئیس جهاد دانشگاهی و در مدت کوتاهی وزیر آقای خاتمی بود.
معلوم است خط سیاسی او چیست. ضمن اینکه چند درصد وزرای آقای احمدی نژاد دور اول به او رای دادند؟ متکی؟ او که رئیس ستاد تهران آقای لاریجانی بود. پنج یا شش نفر کابینه احمدی نژاد دور اول به او رای دادند. کابینه احمدی نژاد ائتلافی است. چهار آدم که از خودش معرفی کرد جدای از آنکه قبولشان داشته باشیم یا نه، در هر صورت مجلس به آنها رای نداد، به اشعری، مهدی هاشمی و علی احمدی رای ندادند.

-به خیلی ها رای ندادند. فقط برای وزارت نفت، چهار گزینه ایشان رای نیاورد.
در وزارت نفت به سعیدلو رای ندادند. چهار نفری که تیم احمدی نژاد بودند، رای نیاوردند.

-انتخاب ها در دایره اصولگرا و غیراصولگرا بود.
معلوم است. اگر کسی حاضر بود از جناح مقابل با احمدی نژاد کار کند، عجیب بود و به او شک می کردیم. تسلطی هم دور اول به معین رای داده بود. کابینه آقای احمدی نژاد در مقایسه با کابینه های قبلی کابینه اوپن تری بود. کابینه آقای هاشمی اصلاً نوچه های ایشان بودند.

-کابینه دوم؟
کابینه اول هاشمی هم همین طور بود. کابینه آقای احمدی نژاد از این جهت مشکل دارد.

-در کابینه آقای خاتمی ولی این طور نبود.
کی؟

-در کابینه آقای خاتمی، آقای شریعتمداری بودند، آقای پزشکیان...
آقای شریعتمداری با پورنجاتی است. غیر از این است؟ هر دو عضو هیات مرکزی جمعیت دفاع از ارزش ها بودند.

-شما آقای شریعتمداری را اصلاح طلب می دانید؟
ضمن آنکه معاون آقای شریعتمداری آقای عرب سرخی است که عضو موثر سازمان مجاهدین انقلاب است. معاونت های کلیدی دست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود. خوب جایی را گرفته بودند. اگر پز اینجوری دادند، مشخص است... می شود مصداقی بحث کرد.

- در مورد نزدیکی آقای احمدی نژاد با آقای مصباح یزدی بگویید.
کل قضیه بازی است. بازی مسخره یی هم هست.تعیین تکلیف مباحث فکری در دعواهای جناحی و ژورنالیستی است. یک سال آقای مصباح آمده بود دانشگاه خواجه نصیر به بچه های بسیج دانشگاه زنگ زدم که سخنرانی آقای مصباح را برای ما بیاورید. بعد اعتماد نکردم یکی از بچه ها را فرستادم. در شرایطی که بچه ها ریخته بودند کسی را که دوم خردادی ها به او...گفتند ببینند. می گفت آقای مصباح طوری جلسه را اداره کرد که آخر جلسه، بچه ها شرمنده و بهت زده بودند که ایشان را دوم خردادی ها آنگونه معرفی کردند. آقای ترکش دوز نقدی را در وب سایت خود نوشته در مورد فرقه مصباحیه که آقای محتشمی گفته آقای ترکش دوز که راستی نیست.ضمن اینکه با آقای مصباح مرزبندی دارد، نوع رفتار دوم خردادی ها را با ایشان خیلی دقیق و علمی نقد کرده است.

- کماکان جنبش عدالتخواه دانشجویی را پایبند به ایده های اولیه می بینید؟
در مقایسه با سایر تشکل ها، حضور آنها را مغتنم می دانم.

- در مورد مجلس هشتم توضیح بدهید.
در شماره اخیر نشریه «راه» حرف های خود را زدیم. پنج، شش کاندیدای حزب اللهی و دانشگاهی را بررسی کردیم. دکتر نامدار، بحرینی، کوشکی، آقامحمدی، محمدرضا سرشار، دکتر سبحانی، دکتر افروغ و دکتر پزشکیان. الگوی نقد ما این است و انشاءالله روز به روز پخته تر خواهد شد. و صریح تر و تندتر. چون ما معتقدیم مبنای انقلاب اسلامی آنقدر محکم و متقن است که براساس آن می شود نظام را نقد کرد و مطالبه جدی از دولت و حکومت داشت. اگر الگوی نقد بومی و خودی شکل بگیرد بسیاری از معایب جناح راست و چپ را می شود علاج کرد و به سمت فضای بهتر برای طرح و حل مسائل کشور رفت.

- هیچ وقت با آقای احمدی نژاد ملاقات داشتید؟
کلاً یک بار ایشان را حدود نیم ساعت دیدم.

- در جلسه گروهی؟
تقریباً گروهی. از طریق بچه های یک حسینیه در نازی آباد که سوره خوان بودند.

- اجازه می دهید چند اسم بگویم در مورد آن نظرتان را بگویید؟
خیلی ژورنالیستی است.

- آقایان ناطق نوری، کروبی، حدادعادل، لاریجانی.
اینها هیچ کدام برای من مساله نیستند. دغدغه من نیستند.

- دغدغه شما برای انتخابات ریاست جمهوری چیست؟
من به آن معنا دغدغه انتخابات ندارم. دو، سه دوره در انتخابات مجلس با دوستان در ستادها کار کردیم.

- در ستاد چه کسی فعالیت کردید؟
یکی از کاندیداهای مشهد. ما مجبور شدیم با جناح راست چالش کنیم در مورد بدعت هایی که از خودشان در می آوردند؛ صالح مقبول و اصلح نامقبول. یک یا دو هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم، یک شب بچه های جنبش مرا دعوت کردند، گفتم باید درحد خود انتخابات به آن ضریب داد. نظارت بر دولت و حضور مردم در حکومت که فقط انتخابات نیست. مردمسالاری که فقط انتخابات نیست. حضور مردم در صحنه نباید به شرکت در انتخابات و تظاهرات قدس و 22 بهمن محدود شود. چون بقیه محمل ها فراهم نیست، انتخابات ضریب بیشتر می گیرد. از یک سال قبل از انتخابات همه می ترسند. در نگاه بعضی انتخابات شده تهدید در حالی که فرصت است. نگاه ما به انتخابات باید ذیل نگاه ما به الگوی نظارت بر حکومت باشد. بقیه اجزای پازل چیست. راست و چپ یک موضع دارند. یک هفته دوپینگ می کنند، مثل قمار است یا ما می بریم یا آنها، این بهتر از آن است که پای مردم را به دخالت واقعی در حکومت باز کنیم. اگر دست مطالبه مردمی در صحنه حاضر شود خطرناک است. مثال می زنم؛ 30 سال است اصل 8 قانون اساسی منتظر تصویب قانون خود در مجلس است. هیچ مجلسی سراغ این اصل نرفته. آن اصل امر به معروف و نهی از منکر است. مبنای نظارت و دخالت عمومی در قدرت این اصل است؛ نظارت مردم بر دولت، نظارت دولت بر مردم، نظارت مردم بر مردم. باید مکانیسم و ساز و کار آن را دولت و مجلس مشخص کند. 30 سال است اصل امر به معروف و نهی از منکر توسط هر دو جناح بایکوت شده است. یکی از تلاش های ما آن است که مجلس را تشویق یا مجبور کنیم به سمت این اصل برود و فضای نخبگانی راجع به این اصل بحث کند. آزادی بیان از دل این اصل درمی آید. نیازی نیست برای آزادی بیان، تئوری وارداتی داشته باشیم. نگاه شخصی من به انتخابات ذیل دخالت جدی مردم در صحنه های اجتماعی، سیاسی و تصمیم گیری های حکومتی است.

-چه کسی کاندیدای ریاست جمهوری شود، آنقدر به او اعتقاد دارید که حتی بروید در ستاد او فعالیت کنید؟
محمدعلی رجایی که شهید شد. باید ببینیم چه پیش می آید. وقتی کاندیداها بیایند تکلیف مشخص می شود. در انتخابات ریاست جمهوری، گفتمان برای من مهم تر است.

-اگر آقای هاشمی بیاید گفتمان مورد نظر شما را بگوید چطور؟
آقای هاشمی نمی تواند بگوید، دیر شده است.

-آقای خاتمی چطور؟
آقای خاتمی که خدا حفظش کند.

-از شخصیت های شناخته شده نظام چنین کسی هست؟
خوب سوالی کردید. من در فعالیت برای کاندیداهای محلی به این نتیجه رسیدم که برخی ترورها در جامعه دیده نشده است. زمانی می گفتند قتل های زنجیره یی. سال 60 ترورهایی شد مثل شهید بهشتی، رجایی، باهنر و... و اینها ترور آشکار است. جنگ زرگری چپ و راست موجب شد ترورهای وسیعی دیده نشود. ترور، جامعه را از شخصیت صالح کارآمد مفید محروم می کند. قشر عظیمی از نخبگان انقلابی، مردمی، متفکر و دلسوز حذف شده اند. ترور فیزیکی نشده اند ولی جامعه از اثرگذاری آنها در سطوح بالا محروم شده است چون حاضر نبودند به جناح چپ و راست اظهار سرسپردگی کنند. انقلاب تا امروز به مدد اینها مانده. اینها حضور دارند، ظهور ندارند. در انتخابات باید فضایی خلق شود که عده یی فراتر از گفتمان زرگری موجود جلو بیایند. این بزرگ ترین موفقیت است. امیدوارم این افراد جلو بیایند و بساط بازی های حزبی - جناحی را جمع کنند.

-به حزب معتقدید؟ به اینکه باید از دل حزب کاندیدا بیرون بیاید؟
به کار جمعی معتقدم اما به حزب - اگر تعریف آن حزب مشارکت و موتلفه است - نه.

-یعنی به حزب معتقدید اما نه با تعریف احزاب موجود؟
از این ادبیات استفاده نمی کنم چون کلمه حزب با این ادبیات، وارداتی است. حزب یعنی حزب الله.

-حزب یعنی حزب الله؟
طبق تعریف قرآن آیات آخر سوره مجادله حزب خدا کسانی هستند که اگر پدرشان، برادرشان و عشیره شان از اصول تخطی کند با او رودربایستی ندارند. با این تعریف اگر حزبی وجود داشته باشد به آن اعتقاد دارم.

نظرات ()



یک گفت‌وگوی «سوم تیر»ی با وحید جلیلی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٤/۱

رای به احمدی نژاد نه به اسلام لیبرال بود

بهناز صادق پور-اعتماد: وحید جلیلی روزنامه نگار است. در دانشگاه امام صادق درس خوانده و سردبیری «ابرار» و «سوره» را در کارنامه خود دارد. در حال حاضر سردبیر ماهنامه «راه» است و سراپا منتقد. برادر سعید جلیلی (دبیر شورای عالی امنیت ملی) جوان است و پرشور. با حرارت حرف می زند و حزب را فقط حزب الله می داند. به راست و چپ بی اعتقاد است. از دولت هاشمی و دولت خاتمی انتقاد می کند که هر کدام به نوعی شتاب انقلاب را گرفتند. اما وقتی نوبت به احمدی نژاد می رسد، می گوید در روزنامه اعتماد که دشمنانه نقد می کند، راجع به احمدی نژاد و نقد دولت او حرف نمی زنم. قبل و بعد از مصاحبه چند بار از مصاحبه با اعتماد ابراز نگرانی می کند و آخرین جمله او این است؛ «حال ببینیم از مصاحبه چه در می آید؟»


ادامه مطلب ...
نظرات ()



پیاده‌روی برای دادخواهی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۳/٢٠

حجه الاسلام جهانشاهی طلبه عدالتخواه سیرجانی، صبح امروز و به منظور دادخواهی و اعتراض به زمین خواران سیرجان با پیاده عازم تهران شده است.

مطابق اخبار دریافتی توسط خبرنگار عدالتخانه، وی چندی پیش این اقدام اعتراضی خود را اعلام کرده بود و طبق آخرین اخبار رسیده وی هم اکنون در سی کیلومتری سیرجان در شهر زیدآباد با پای پیاده طی مسیر نموده است.

در همین راستا دانشجویان عدالتخواه دانشگاه های پیام نور، آزاد و تکنولوژی سیرجان با انتشار بیانیه ای اعلام کرده بودند که پس از گذشت دو سال از مطالبات مردمی و عمومی شدن بحث زمین خواری های سیرجان، برخی مسوولین چنان سرمست و مغرور پست و مقام اند که خود را حاضر به جوابگوئی در برابر مردم نمی بینند.

دانشجویان مذکور تاکید کردند: برخی مسوولین بجای خدمت به مردم و برخورد قاطعانه با دزدان بیت المال، افراد عدالتخواه را تهدید یا زندان می کنند، مفسدینی که خود ریسمان وحدت بین مردم و مسوولین را بریده اند و آنان که با آرامش هیچ خطری را متوجه خود نمی دانند و اموال مردمان محروم را غارت می کنند.

دانشجویان مذکور در این بیانیه تصریح کرده اند: اکنون که طلبه مبارز سیرجانی جهت دادخواهی، قصد حرکت به سمت تهران با پای پیاده را دارد از مسوولین می خواهیم عوامل مفسد را محاکمه و مجازات نمایند و به اطلاع عموم برسانند در غیر این صورت ما خود را موظف به حمایت از هر حرکت عدالتخواهانه در جهت احقاق حقوق مردم می دانیم.

نظرات ()



نستله از نمایشگاه کتاب جمع‌آوری شد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۱٤

اعضای جنبش عدالت‌خواه دانشجویی در اعتراض به تبلیغات شرکت اسرائیلی نستله در نمایشگاه کتاب در محل این نمایشگاه حضور یافتند که این مسئله باعث جمع‌آوری این تبلیغات از سطح نمایشگاه شد.

به گزارش فارس، حدود پنجاه نفر از دانشجویان عضو جنبش عدالتخواه دانشجویی قبل از ظهر امروز شنبه در اعتراض به تبلیغات محصولات شرکت‌های اسرائیلی در بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در محل این نمایشگاه حضور یافته و خواستار جمع‌آوری تبلیغات شرکت اسرائیلی نستله از این نمایشگاه شدند.

این گزارش می‌افزاید در نتیجه این اقدام تبلیغات شرکت نستله در سطح نمایشگاه جمع‌آوری شد و مسئولان برگزاری نمایشگاه قول دادند که تا فردا هر گونه اثری از این تبلیغات را از محل برگزاری نمایشگاه کتاب جمع‌آوری کنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
متأسفانه نتوانستم در تجمع دوستان شرکت کنم. وقتی که زمان قطعی تجمع را مطلع شدم، درگیر پست قبلی بودم! تفصیل‌ش باشد برای بعد.

بچه‌ها متشکریم! 

نظرات ()



مصلحت‌اندیشی چیز بدی هم نیست!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۳/۱٩

مصلحت اندیشی در نگاه رهبری

مطلبی طولانی نوشته بودم که از انتشارش پشیمان شدم. درباره‌ی مدعیان اصول‌گرایی و اخلاق. اما بهتر دیدم که سخنانی از امام خامنه‌ای درباره‌ی مصلحت را با اندم جستجویی در سایت ایشان یافتم که برای حقیقت‌جویان به‌درد بخور خواهد بود.

 

اگر فرصت خواندن تمام سخنان را ندارید لااقل تیترها بخوانید

 

 جمع میان آرمان‌گرایی و مصلحت‌اندیشی اعتدال به بار می‌آورد

یکى از دانشجویان عزیز مطرح کردند که «شما مى‏گویید دانشجویان مصلحت‏اندیش نباشند. حالا ما آرمانگرا، پس چرا گاهى اوقات بعضى از دستگاههاى اجرایى مصلحت‏اندیشى مى‏کنند؛ این دو چگونه قابل جمع هستند؟» من این نکته را بگویم که مصلحت‏اندیشى بد، منفى و ضدّارزش نیست. مصلحت‏اندیشى یعنى دنبال مسأله‏اى که مصلحت است، رفتن. این‏که موضوع بدى نیست. این را بدانید که دستگاه اجرایى کشور در تعامل بسیار دشوار خود در دنیا، بر سر دوراهیهایى قرار مى‏گیرد که مجبور مى‏شود مصالحى را در نظر بگیرد؛ چون اداره کشور و کار اجرایى، کار خیلى سختى است. مثال آن، این است که وقتى کسى از پاى تلویزیون کوهنوردى را مى‏بیند که با زحمت و قدم به قدم جلو مى‏رود، با خودش مى‏گوید: یک ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاى تلویزیون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار مترى و در آن وضعیت قرار ندارد که ببیند این کار چقدر عملى است. همین مثال بر کسى که مسابقه کشتى یا فوتبال را از تلویزیون مى‏بیند، صدق مى‏کند. حتماً دیده‏اید که گاهى اوقات بعضى از تماشاگران فوتبال، دائم به بازیکنها و تیمهاى مورد علاقه خود دستور مى‏دهند: تنبل بزن! شوت کن! به هرحال، کار اداره کشور کار سختى است و البته مصلحت، هیچ اشکالى هم ندارد؛ ما به آنها ایراد نمى‏گیریم. البته حواسمان هم جمع است که آنها همیشه غرق در مصلحت نشوند و بنده با توجه به مسؤولیتم به این موضوع توجّه مى‏کنم.
اگر شما جوانان نگاه به قلّه‏هاى آرمانى را کنار بگذارید، برآیندِ غلطى به‏وجود خواهد آمد. برآیندِ آرمانگرایى شما و چالش مسؤولان با مصلحتها، برآیند معتدل و مطلوبى خواهد شد؛ اما اگر شما هم دنبال مصلحت‏گرایى رفتید و گرایش مصلحت‏اندیشانه - یعنى صددرصد با واقعیتها کنار آمدن - وارد محیط فکرى و روحى دانشجو و جوان شد، آن‏وقت همه چیز به‏هم مى‏ریزد و بعضى آرمانها از ریشه قطع و گم خواهد شد. دانشجویان نباید آرمان‏گرایى را رها کنند. توقّع من از شما عزیزان این است که پایه‏هاى معرفتى خودتان را در همه زمینه‏ها عمیق و مستحکم کنید. (15/ 08/ 82)

 

دفاع از انقلاب و تشخیص مصلحت آن کارى سهل و ممتنع است

مطلبى که همه‏ى ما باید به آن توجه کنیم، این است که دفاع از انقلاب و تشخیص مصلحت آن، کارى است که هم آسان و هم مشکل (سهل و ممتنع) مى‏باشد. آسان است؛ چون فطرتهاى پاک عامه‏ى مردم آن را تشخیص مى‏دهد. اگر شما به جمعیت عظیم مردم ایران نگاه کنید، خواهید دید که در همه‏ى مسایل از اول انقلاب تا امروز، تقریباً عامه‏ى مردم درست فکر کرده‏اند، درست تشخیص داده‏اند و راه را خوب شناخته‏اند و اصولاً شبهه و وسوسه و خدشه‏یى در راه مستقیم آنها به‏وجود نیامده و یا زود گذر بوده‏است. لذا مثلاً در جنگ، عموم مردم از شهرها و روستاها و قشرهاى مختلف و زنها و خانواده‏ها عشایر و کارگران - مخصوصاً قشرهاى مستضعف و محروم - هر چه در وسع و توانشان بود، براى جنگ انجام دادند. پس، این بدان معناست که عامه‏ى مردم و متن جامعه، مصلحت انقلاب را تشخیص داده و درک مى‏کنند.

اما از طرف دیگر، به نظر مى‏رسد تشخیص مصلحت انقلاب و دفاع از آن مشکل است؛ چون بعضى از خواص و بعضى از کسانى که ادعا مى‏کنند مسایل کشور یا مسایل سیاسى را مى‏شناسند، گاهى اشتباه مى‏کنند و غلط مى‏فهمند و کج تشخیص مى‏دهند و بد عمل مى‏کنند. کسانى‏که ادعا مى‏کردند مسایل سیاسى ایران را مثلاً از چهل سال پیش آگاهند، گاهى در مسایلِ واضحِ امروز، درمى‏مانند. چیزى را که مردم بروشنى مى‏فهمند، بعضى از این افرادِ به اصطلاح صاحب‏نظر و فهیم، تشخیص نمى‏دهند! معلوم مى‏شود چنین فهمى مشکلاتى دارد و خیلى هم آسان نیست. (22/ 06/ 68)

 

شرط شکست دشمنی هم‌چون اسرائیل در نظر گرفتن مصلحت امت و مصلحت کشور است
لبنان و حزب‏اللَّه قهرمان نشان دادند که با ایستادگى و با همت والا مى‏توان در مقابل اسرائیل ایستاد و اسرائیل را شکست داد. چیزى که به مخیّله‏ى بعضى از سیاستمداران کشورهاى اسلامى هم خطور نمى‏کرد، اما اتفاق افتاد؛ واقع شد؛ اسرائیل در سایه‏ى ایستادگى، مقاومت، توکل به خداى متعال و استفاده از همه‏ى ظرفیت و نیروى حزب‏اللَّه و مردم لبنان شکست خورد. این یک نسخه‏ى عمومى و متعلق به همه‏ى دنیاى اسلام است؛ هیچ تفاوت نمى‏کند. شرطش این است که ماها که مسئولان کشورهاى اسلامى هستیم، منافع، خواستها و هوى‏هاى شخصى خودمان را در قضیه دخالت ندهیم و مصلحت امت و مصلحت کشور را در نظر بگیریم اگر این شرط رعایت شود، این نتیجه قطعى و حتمى است. (02/ 08/ 85)

 

مصلحت‌ها نباید به اصول و ارزش‌ها خدشه وارد کند

رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ویژگیهای کشور از جمله تحرک و پویایی جامعه و حرکت جهش وار برای جبران عقب ماندگیها و همچنین اصول و ارزشهای دینی مورد اعتقاد مردم افزودند: در چنین جامعه ای، نهادی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام که بر قوانین و مسائل کشور و چارچوبها اِشراف دارد باید در مواقع لزوم، با ظرافت و دقت، مصلحت ها را به گونه ای تشخیص دهد که به اصول و ارزشها خدشه وارد نشود و همچنین موانع خودساخته در مسیر حرکت پرشتاب جامعه به وجود نیاید.
حضرت آیت الله خامنه ای، تشخیص مصلحت و فهم صحیح اهمّ و مهمّ و ترجیح اهمّ را وظیفه ای بسیار سنگین و مهم برای مجمع و نشان دهنده جایگاه والای این نهاد دانستند و تصریح کردند: برهمین اساس ترکیب مجمع تشخیص مصلحت نظام مجموعه ای از نخبگان با گرایش های مختلف و پایبند به نظام اسلامی، و مسئولان سه قوه است که مجمع را مظهر انسجام و اتحاد نظام قرار داده است. (21/ 12/ 85)

 

عزت،‌ حکمت و مصلحت را یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران

مقام معظم رهبری عزت،‌ حکمت و مصلحت را یک مثلث الزامی برای چارچوب ارتباطات بین المللی جمهوری اسلامی ایران توصیف کردند و در تبیین این اصول فرمودند: ما بر اساس اعتقاد و ایمان به توحید که خاصیت و شاخصه تفکر اسلامی است و نیز بر مبنای دل بستن به خدا و محبت و خدمت به بندگان او برای خود عزت قائل هستیم و ابرقدرتی، تکبر،‌‌ استکبار و فخرفروشی را در روابط بین المللی رد می کنیم. ملت ما از ذخایر فراوان فرهنگی برخوردار است و پرونده بسیار درخشانی در علم و سیاست جهانی و صحنه های گوناگون دیگر دارد. اما ما قصد فخرفروشی نداریم و ارتباطاتمان را براساس روابط و علایق انسانی،‌ عزت اسلامی و توحیدی و سربلندی ملت ایران بنا می نهیم.

اگر بخواهیم به اصل مطلب برسیم، باید عرض کنیم که امروز دیپلماسى ما از جهاتى، حتّى از دیپلماسى در دوران جنگ - که خیلى پیچیده و سخت بود - سخت‏تر، ظریفتر و ابتکارطلب‏تر است. اگر بخواهیم اصول سیاست خارجى را که بر پایه‏ى عزت و حکمت و مصلحت استوار است، بر اوضاع و شرایط پیچیده‏ى امروز دنیا و وضع خاص خودمان تطبیق کنیم، بلاشک فراست، ابتکار عمل، پُرکارى، دقت و پایبندى شدید به اصول و آرمانها، جزو وظایف عمومى دستگاه دیپلماسى ماست.

 

مراد از مصلحت

و اما مصلحت. مراد، مصلحت شخص من و شما نیست، که اگر ما این اقدام را کردیم، ممکن است برایمان گران تمام بشود. نه، گران هم که تمام بشود، مگر ما که هستیم؟ اگر کارى به مصلحت کشور و به مصلحت انقلاب است، ولى به مصلحت شخص من نیست، گو مباش؛ چه اهمیتى دارد؟ مصلحت، یعنى مصلحت انقلاب، و این مصلحت همه‏جانبه است؛ یعنى از رفتار شخصى ما - بخصوص شما - شروع مى‏شود. (18/ 04/ 70)

 

وظیفه دولت: عمل بر اساس عزت- حکمت- مصلحت

دولت هم البته آنچه را که لازمه حکمت و اعتزاز این ملّت است، در این زمینه عمل مى‏کند و باید عمل کند. آنچه را که مصلحت ملت است، همراه با عزّتى که مناسب این ملت است، باید با توجّه و دقّت دنبال کند و هیچ گونه عجله‏اى به خرج ندهد.

 

جوانان هم قدری مصلحت اندیشی کنند

قدرى هم جوانها عادت کنند به فروخوردن سخن خود؛ این هم یک تمرین است. در چالش‏هاى عظیم زندگى، خیلى اوقات هست که انسان حرفى دارد و دلش مى‏خواهد آن را بگوید؛ اما به هر دلیلى حرف را فرو مى‏خورد؛ این در مواقعى یک مصلحت بزرگ است؛ به این هم عادت کنید، بد نیست. در جاى خود ان‏شاءاللَّه مجال‏هایى خواهد بود و خواهید گفت آنچه را که فکر مى‏کنید باید گفت. (24/ 07/ 84)

 

مجلس باید مصلحت مردم را تضمین کند

مجلس شورای اسلامی نقطه ی امید نظام و مظهر اقتدار و اختیار ملت است. جایگاه مقدسی است که همیشه و درهمه احوال، می تواند و می باید رای و اراده ی ملت مسلمان و انقلابی را به کرسی بنشاند و مصلحت مردم را در شکل مقررات لازم الاتباع در بافت و رفتار نظام و حکومت، تضمین کند، خانه ی مردم و ملجاء دولت مردمی و مظهر ارزش های اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و به تعبیر امام حکیم و فقید مان، عصاره ی فضائل ملت است، در این مجلس، دور شدن از فضائل و پایبند شدن به اغراض شخصی و گروهی و آلوده شدن به هوا های سیاسی و نفسانی از هر کس که باشد مردود و محکوم است، در این مجلس، رأی باید تابع معرفت، و بحث باید دور از تنازع و جدال باشد. در هر موضعگیری و هر سخنی باید رضای خدا و مصلحت انقلاب و خواست و نیاز مردم در نظر گرفته شود، همواره در این مجلس، معدود افرادی بوده اند که از این تکالیف غفلت ورزیده و راه، کج کرده اند و شاید امروز نیز باشند، لیکن اکثریت قاطع نمایندگان محترم که بحمدالله در همه ی دوره ها و امروز، در راه راست اسلام و انقلاب حرکت می کرده اند و می کنند، باید پاس نعمت بزرگ جمهوری اسلامی را بدارند و در اعمال و آراء گفتار خود، خدا را حاضر و ناظر بدانند و مصلحت انقلاب و کشور را با هیچ چیز دیگر معاوضه ننمایند، البته مجلس همواره باید به وظایف قانونی خود عمل و از حق قانونی خود استفاده کند اما هم نمایندگان محترم و هم مردم رشید ما قادرند تفاوت میان عمل به تکلیف قانونی و عمل بر طبق غرض شخصی و سیاسی را درک کنند. (18/ 10/ 68)

 

مصلحت‌اندیشی و حقیقت‌گرایی همزمان در رفتار امیرالمومنین

امیرالمؤمنین در تصمیم‏گیریها و در عمل خویش، ملاحظه‏ى خود را، ملاحظه‏ى من را، ملاحظه راحتى و ملاحظه‏ى خواستهاى نفسانى را اصلاً مداخله نداد. بعد از رحلت خاتم‏الانبیاء هم همین‏طور بود. در آن دوران بیست‏وپنج سال، آن‏طورى که مصلحت امت اسلام اقتضاء و ایجاب مى‏کرد، عمل کرد؛ از مصلحت تخطى نکرد و منیت نشان نداد. بعد از آن‏که امیرالمؤمنین به خلافت رسید، آن کسانى که حق را با خودشان مى‏دانستند و در سر سوداى خلافت داشتند، دیدید که چه کردند؟ دیدید که چه جنگها و خونریزیهایى به راه انداختند؟ على در آن بیست‏وپنج سال از این کارها نکرد؛ با این‏که خود را حق مى‏دانست. این، کلمات و زندگى امیرالمؤمنین است. او حقى را براى خود قائل بود؛ اما مصلحت بزرگ اسلام را در این مى‏دید که سکوت کند، تسلیم باشد و با جریان معمول جامعه پیش برود. آن وقتى هم که به خلافت رسید، باز دوستان نزدیک، دوستان دور و دشمنان ظاهرساز او را نصیحت کردند که عجله نکن، فلانى را عزل نکن، فلانى را نصب نکن، این حرف را نزن، این تقسیمِ این‏گونه را انجام نده، این پول و این مستمرى را قطع نکن. آن بزرگوار، به همه‏ى اینها با چشم بى‏اعتنایى نگریست؛ آنچه را که حق مى‏دانست، عمل کرد؛ این یک صفت از صفات امیرالمؤمنین است. (29/ 10/ 70)

 

قانون اگر براساس مصلحت نباشد اعتبار ندارد

نویسندگان قانون اساسى و اصل 44، هم هوشمند بودند، هم منصف؛ به نظر بنده. ما با بیشتر اینها از نزدیک کار کرده بودیم. در محصول کار هم که همین اصل 44، اصل 43 و اینهاست، کاملاً پیداست که اینها هم مردمان هوشمندى بودند، هم مردمان باانصافى بودند. اینها آن چیزى را که از نظرشان به شکل کلى درست هم هست، خط میانه‏ى بین اقتصاد سرمایه‏دارى و اقتصاد سوسیالیسم شناخته بودند و این را در قالب آن سه محور اصلى مالکیت، در اصل 44 ریختند. مالکیتهاى اختصاصى دولتى، مالکیت تعاونى، و مالکیت بخش خصوصى؛ اینها را تقسیم‏بندى کردند. بعد، در ذیلش براى این، دو سه تا شرط قرار دادند. یکى از شرطها این است که این تقسیم‏بندى با این مصادیق - که مصادیق را ذکر کردم - باید موجب رشد و توسعه‏ى اقتصاد بشود؛ باید مایه‏ى زیان نباشد. یعنى اگر یک روزى مسئولان کشور تشخیص دادند که این تقسیم‏بندى، مایه‏ى زیان است؛ موجب رشد اقتصادى نیست، این قانون دیگر در آن روز، بدین شکل اعتبار ندارد و به شکلى که منطبق بر مصلحت باشد، انطباق دارد. این، هوشمندى و انصاف آنها را مى‏رساند. (30/ 11/ 85)

 

همراهی دولت و مجلس به عنوان یک نگاه مصلحت‌اندیشانه‌ی اساسی

البته ارتباطات مجلس و دولت خوب است و من مى‏دانم که ارتباطات مجلس و دولت چه‏طور است. الحمدللَّه جهتگیرى‏هاى کلى، جهتگیرى‏هاى یکسانى است؛ اگرچه اختلاف سلائقى وجود دارد. در موارد اختلاف سلیقه، بالاخره هر طرف بایستى یک مقدارى کوتاه بیاید تا بتوانند مسائل را جمع کنند. این را به عنوان یک نگاه مصلحت‏اندیشانه‏ى اساسى من عرض مى‏کنم: با دولت بایستى همراهى بشود. دولت در اداره‏ى کشور و در مدیریت کشور، جهتگیرى درستى دارد. در همه‏ى برنامه‏ها، دولتها ممکن است با مجالس، با بعضى از نخبگان یا با بعضى از افراد دیگر اختلاف‏نظرهایى داشته باشند؛ در این اختلاف‏نظرها هم هیچ کس نمى‏تواند ادعا کند که قطعاً و در همه جا، حق با این طرف است یا با آن طرف؛ ممکن است گاهى حق با این طرف باشد، گاهى هم حق با آن طرف دیگر باشد. اما این نباید موجب بشود که دولت اصولگراى معتقد به مبانى انقلاب و بشدت در حال تحرک و خدمت و زحمت‏کشى، تضعیف بشود؛ این را توجه داشته باشید. (08/ 03/ 86)

 

براساس مصلحت حتی عقب‌نشینی هم می‌کنیم

ببینید این تبلیغ، با نوع تبلیغى که ما در گذشته قبل از اقامه حکومت حق و حکومت الهى مى‏کردیم، چقدر متفاوت است. آن روز کافى بود ما همین موضوعى را که مى‏خواهیم تبلیغ کنیم، درست بلد باشیم؛ آن گاه یک مبلّغ خوب مى‏شدیم. امروز اگر جهان، یا لااقل جامعه خود را درست نشناسیم، هر چه هم که آن موضوع را خوب بلد باشیم، نمى‏توانیم یک مبلّغ خوب باشیم. باید بفهمیم این حرفى که ما مى‏زنیم، به کجا ارتباط پیدا مى‏کند؛ چه جناحى را در سطح جهان - نه در سطح کشور - تقویت مى‏کند، چه جناحى را تضعیف مى‏کند. مثل یک جبهه نبرد. یک وقت یک نفر انسان، با دشمنى مواجه مى‏شود و مى‏خواهد از خودش دفاع کند. این، یک طور دفاع است. یک وقت هم انسان در مجموع یک جبهه چند کیلومترى در سنگرى قرار گرفته است و مى‏خواهد دفاع کند. این دفاع، طور دیگر است. یک وقت باید به مصلحت جلو رفت، یک وقت هم باید به مصلحت عقب آمد. (13/ 02/ 76)

 

مصلحت اندیشی سودجویانه‌ی سیاسی

باید با همان نواخت اول، حرکت ادامه پیدا مى‏کرد. وقتى که مجاهدان، در لحظه‏یى که باید بیش از همه، مخلصانه وارد عمل بشوند، با دیدِ سیاسىِ مصلحت‏اندیشانه و سودجویانه به قضایا نگاه کردند؛ این گروه خواست آن گروه را پس بزند؛ آن گروه خواست فلان قِمّه را تصرف کند، کار خراب شد. حالا هم راه همان چیزى است که در این ده، یازده سال، بلکه اگر یک مقدار از جلوتر ببینیم، در این پانزده، شانزده سالى که مبارزات شما برادران افغانى با دولتهاى جائر حاکم بر افغانستان شروع شده؛ همان‏طور که حرکت مى‏کردید، همان‏طور حرکت کنید؛ یعنى با نیت خالص براى خدا و عملى که در آن، هیچ اثر و نشانه‏یى از اهواى نفسانى نباشد. این، راه پیشرفت است. (22/ 01/ 69)

 

استقلال یعنی مصلحت کشور و مصلحت مردم نباید فداى هیچ چیز شود

این استقلالى که بحمداللَّه قوه مقنّنه ما دارد، چیز خیلى با ارزشى است. استقلال، به معناى دعوا کردن با دولت و مسؤولان اجرایى نیست؛ به معناى ضدّیت و مخالفت نیست - همه قوا باید با هم همدست و همکار باشند و به هم کمک کنند - استقلال به معناى این است که مصلحت کشور و مصلحت مردم نباید فداى هیچ چیز شود. دستگاه مقنّنه طبیعتش این است که براى جریان امور به وسیله قوه مجریّه، خطوطى را ترسیم کند؛ این کار را با دقّت و با وجدان حقیقىِ کارى انجام دهد که بحمداللَّه تاکنون این‏طور بوده است. من واقعاً شایسته مى‏دانم و وظیفه خودم مى‏دانم که از یکایک نمایندگان محترم، بخصوص از هیأت رئیسه محترم، بخصوص از شخص رئیس محترم مجلس، به‏خاطر حُسن اداره این جلسات تشکّر کنم. مجلس ما، برخلاف آنچه که انسان در بسیارى از مجالس دنیا مشاهده مى‏کند که مرکز نزاعها و کشمکشها و آشوبها و معاملات بسیار زشت و خلاف دین و شرع هستند، این‏طور نیست. این ارزش است؛ این را با همه وجود نگهدارید. (10/ 03/ 78)

 

نفهمیدن مصلحت انقلاب و ملت باعث ضربه به نظام می‌شود

وحدت کلمه را حفظ کنید. مبادا کسانى یا زبانهایى، بدون قصد و غرض سویى، فقط به علت اشتباه و به خاطر این‏که مصلحت را نمى‏فهمند و نمى‏دانند که چه بگویند، چیزهایى بگویند که مردم را دلسرد بکنند. متأسفانه گاهى در گوشه و کنار دیده مى‏شود که بعضیها مصلحت خود و مصلحت انقلاب و ملت را نمى‏فهمند. مى‏خواهند با زید بدى کنند، با نظام بدى مى‏کنند. مى‏خواهند مسؤولى را زیر سؤال ببرند، انقلاب را زیر سؤال مى‏برند. نمى‏فهمند که این کار، زیر سؤال بردن انقلاب است. مى‏خواهند یک جبهه‏بندى درست کنند، ولى نمى‏فهمند که این جبهه‏بندى، به وحدت ضربه خواهد زد. (24/ 05/ 69)

 

مجمع تشخیص مصلحت نظام یعنی وارد کردن نظرات مردم در قوانین کشور

امام، مجمع تشخیص مصلحت را درست کرد؛ یعنى آراءِ مردم که مظهرش مجلس شوراى اسلامى است، و حدود اسلامى که مظهرش شوراى نگهبان است، اگر بین آنها اختلافى پیدا شد، مجمع تشخیص مصلحت تصمیم مى‏گیرد. آن‏جایى که مصلحت کشور اقتضا کند، آن را براین مقدّم مى‏دارد. مجمع تشخیص مصلحت را هم امام درست کرد. آنچه که در مورد آزادى گفته مى‏شود، همه در شکم این حرکت عظیم و این سرخطّ مهمى است که امام براى این کشور به‏وجود آورد. حالا عدّه‏اى تازه از راه رسیده، مى‏خواهند آزادى، آزادى فکر و آزادى رأى را به امام و دستگاه امام و نظام اسلامى، تازه یاد بدهند و تلقین کنند! این خطّى بود که امام، حرکت نظام اسلامى را بر این خط قرار داد. (14/ 03/ 78)

 

صدا و سیما مصلحت ملت را فدا نکند

این صدا و سیمایى که متعلق به این ملت است - دولت هم که متعلق به ملت و با پول جیب این ملت اداره مى‏شود - نمى‏تواند بزرگترین مصلحت ملت را ندیده بگیرد و فدا کند. مثلاً در برنامه‏هاى معمولى، قصاید غرایى در مدح دولت و رئیس دولت بخوانند؛ اما در یک برنامه‏ى طنز، یا در یک برنامه‏ى سیاسى و اقتصادى، زیرآب همه چیز را بزنند! متأسفانه گاهى این چیزها دیده مى‏شود. (07/ 05/ 69)

 

امروز مصلحت ملت و مصلحت انقلاب اتحاد کلمه است

جناحهاى سیاسى این قضایا را در وسط میدان کارهاى سیاسى نیاورند که بهانه‏اى براى برانگیخته شدن در مقابل هم شود. امروز مصلحت کشور، مصلحت ملت و مصلحت انقلاب، اتّحاد کلمه و اتّحاد دلهاست
من آن‏وقت هم عرض کردم؛ ممکن است بعضى نقاط اختلاف نظرى درباره مسائل سیاسى و غیره بین اشخاص باشد - باشد - اختلاف نظر داشتن، حتّى در مسائل دینى، گاهى موجب دعوا نیست. شما به فقهاى اسلام نگاه کنید؛ یک فقیه در مسأله‏اى رأیى دارد، فقیه دیگر صددرصد رأیش مخالف اوست؛ اما پشت سر هم نماز مى‏خوانند؛ به هم اقتدا مى‏کنند؛ یکدیگر را عادل مى‏دانند. در مسائل، این‏گونه باید حرکت کرد. اگر هواى نفس نباشد، اگر خودخواهى نباشد، اگر مصلحتِ قبیله‏گرایى نباشد؛ مصلحت کشور، مصلحت نظام، آینده‏هاى بلندمدّت مورد نظر باشد، این جنجالها و این مناقشه‏ها چیزى نیست که دو گروه را، دو نفر را، دو انسان انقلابى را به جان هم بیندازد. من الان هم عرض مى‏کنم که گروههاى خودى، فاصله بین خودشان را کم کنند. گروههاى خودى، به همان معنایى که در نماز جمعه قبل معنا کردم؛ یعنى کسانى که اسلام را قبول دارند؛ حکومت اسلامى را قبول دارند؛ (09/ 07/ 78)

 

دانشجویان در برابر مصلحت‌اندیشی‌های حزبی و سیاسی آرمان‌خواهی کنند

آن چیزى که من در مورد کشور خودمان مى‏توانم به‏عنوان ویژگیهاى حرکت دانشجویى از قبل از انقلاب تا اوان انقلاب و از این‏جا به بعد عرض کنم، خصوصیاتى است که ذکر مى‏کنم:
خصوصیت اوّل، آرمانگرایى در مقابل مصلحت گرایى است؛ عشق به آرمانها و مجذوب آرمانها شدن. انسان وقتى که در محیط تلاش و کار معمولى زندگى قرار مى‏گیرد، گاهى موانع جلوِ چشم او را مى‏گیرد؛ آرمانها را دور دست و غیرقابل دستیابى به انسان نشان مى‏دهد و این خطر بزرگى است. گاهى آرمانها فراموش مى‏شوند. در محیط جوان، آرمانها محسوس، ملموس، زنده و قابل دسترسى و دستیابى است؛ لذا براى آنها تلاش مى‏شود. خودِ این تلاش، تلاش مبارکى مى‏شود  .... 
خصوصیت سوم، آزادى و رهایى از وابستگیهاى گوناگونِ حزبى و سیاسى و نژادى و امثال اینهاست. در این مجموعه حرکت دانشجویى، انسان مى‏تواند این خصوصیت را مشاهده کند که این هم یک شعبه از همان مصلحت‏گرایى است. غالباً در این‏جا از تقیّداتى که معمولاً مجموعه‏هاى گوناگون سیاسى و غیرسیاسى براى افراد خودشان فراهم مى‏کنند، خبرى نیست و جوان حوصله این قید و بندها را ندارد. لذا در گذشته پیش از انقلاب، احزابى بودند و کارهایى مى‏کردند؛ اما به دانشگاه که مى‏رسیدند، ضابطه از دستشان در مى‏رفت! ممکن بود چهار نفر عضو هم یارگیرى مى‏کردند، اما نمى‏توانستند انضباطهاى مورد نظر خودشان را - انضباطهاى حزبى خیلى شدید که در احزاب دنیا معمول بود و هست - در محیط دانشجویى به‏درستى اعمال کنند؛ زیرا دانشجو بالاخره در جایى به اجتهاد مى‏رسد. آن زمانها حزب توده، حزب فعّالى بود؛ تشکیلات خیلى وسیعى هم داشت؛ با شورویها هم مرتبط بود و اصلاً براى آنها کار مى‏کرد؛ اما به دانشگاه که مى‏رسید، مجبور بود بسیارى از حقایق حزبى را از چشم دانشجو پنهان کند! (01/ 09/ 78)

 

مجلس از حکمت و مصلحت شناسى در اجراى وظائف دشوار خود بهره بگیرد

مجلس بر حسب طبیعت خود داراى رابطه‏یى نزدیک و مهم با دولت است. تنظیم صحیح این رابطه، یکى از مهمترین کارهاى نمایندگان محترم مجلس شوراى اسلامى است. تصویب قوانینى که دولت را موظف و قادر بر اداره‏ى صحیح امور نماید و سپس نظارت بر اجراى آن از راههاى قانونى، نخستین وظیفه‏ى مجلس است و این وظیفه مستلزم همکارى و همدلى میان مجلس با دولت و حمایت مجلس از دولت است. سلامت این رابطه باید به گونه‏یى باشد که دولت، مجلس را گره گشاى کارهاى بزرگ بشناسد و از حکمت و مصلحت شناسى آن در اجراى وظائف دشوار خود بهره بگیرد. هم در وضع کنونى که دولت خدمتگزار با ریاست یکى از یاران برجسته‏ى امام راحل و یکى از چهره‏هاى درخشان انقلاب در حال انجام وظیفه است و هم در دولت بعدى که به فضل و هدایت الهى مسؤولیت اداره‏ى اجرایى کشور بر دوش شخصیت برجسته و برگزیده‏ى دیگرى خواهد بود، همواره مجلس محترم باید همچون چشمى تیزبین و مغزى مصلحت شناس و سرانگشتى گره گشا عمل کند تا دولت و مجلس هر یک در جایگاه خود بتوانند مشکلات مردم را حل کنند و کشور را به پیش ببرند و مجلس زمینه‏ساز و آسان‏کننده‏ى خدمات و وظائف اجرایى دولت باشد.
بدیهى است که این سخن به آن معنى نیست که نمایندگان به وظائف قانونى تذکر و سؤال و استیضاح در موارد خود عمل نکنند یا در رسیدگى به تخلفات کوتاهى نمایند. نمایندگان محترم در هر حال باید صراحت و حقگویى و آزادگى خود را حفظ کنند و بالخصوص مراقب باشند که وسوسه‏هاى بعضى از شیاطین که احیاناً ممکن است در صفوف مقدس مدیران اجرایى کشور نفوذ کرده باشند آنان را از وظائف نمایندگى ملت که امانت الهى است باز ندارد. (11/ 03/ 75)

 

مصلحت اندیشی چبز بدی نیست اما دانشجویان مصلحت‌اندیشی نکنند

امام خامنه‌ای ، دانشجویان را به آرمانگرایی مستمر فراخواندند و افزودند : البته مصلحت اندیشی چبز بدی نیست ودر روند دشواراداره کشور ، گاه مسوولان مجبور می شوند مصالحی را درنظر بگیرند اما ورود گرایش مصلحت اندیشانه به محیطهای فکری و روحی جوانان و دانشجویان آرمانها را به کلی ریشه کن خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند : جوانان و دانشجویان همواره به قله های آرمانی نگاه کنند تا برآیند آرمانگرایی آنها و چالش مسوولان با مصلحتها ، به نتیجه معتدلی منجر شود. (15/ 08/ 82)

نظرات ()