درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
ایساتیس نامه یا هشدار برای اکبر 11 / بخش اول
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۸/٢٧


عکس‌ها از خودم

اگرچه در چند مورد به صورت عبوری شهر یزد را دیده بودم، اما هرگز فکر نمی‌کردم که تا این اندازه دارای اماکن و سوابق تاریخی باشد. روزهای پایانی هفته‌ی پیش را به یمن روزهای تاریخی دوم و سوم خرداد به یزد رفتیم و سیاحتی به عمل آوردیم.

یزد از جمله‌ی آن شهرهایی است که تاریخ‌ش را می‌توانی در جای‌جای شهر مشاهده کنی. برعکس شیراز که روزگاران جدید، سنت تاریخی‌اش را لکه‌دار کرده است و تمام محله‌های قدیمی‌اش به مدد ابزار و ماشین‌های شهرداری برای احداث خیابان و بولوار نابود شده و به جای‌ش خیابان و بولوار و هتل و آپارتمان روئیده است. البته هنوز جای شکر باقی‌ست که هوای شیراز و بخشی از باغات‌ش مانده‌اند تا نشانی باشند بر گلگشت مصلی و آب رکن‌آباد که اگر همین‌ها هم نبودند، چه می‌دانستیم که این‌جا روزگارانی از خوش آب و هواترین شهرهای جهان بوده است.

سنتِ ایرانی و اسلامیِ مردم یزد را در همه‌جا می‌شد مشاهده کرد. از نوع پوشش تا شیوه‌ی رفتار، منش، اخلاق و سلوک‌شان همه بر این مدعا صحه می‌گذارند که این شهر دارای مردمی خون‌گرم و شیرین‌گفتار و ساده‌دل است. مردمی که کمتر رنگ و بوی درگیری و خشونت را به خود دیده‌اند.

مردمی که توانسته‌اند سال‌ها زرتشتی و مسلمان و کلیمی‌شان در کنار یکدیگر به صلح و آشتی بنشینند و هیچ‌یک به دین دیگری تعرض نکند و همه در کنار هم باشند. شیعیان و اهل سنت این شهر نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نیستند. این را از توضیحات راهنمای‌مان دانستم. می‌گفت: همانطور که می‌دانید داشتن تک‌مناره نشانه‌ی مساجد اهل سنت است و دومناره داستن از شاخصه‌های شیعیان است. این مسجد را به این دلیل بی‌مناره ساخته‌اند تا هر دو مذهب اسلامی در کنار هم خدا را عبادت کنند و تفرقه‌ای میان‌شان نباشد.

ادامه‌ی این مطلب خاطراتی‌ست شخصی، از سفر یزد که خواندن‌ش خالی از لطف نیست...

یک. هنوز به دانشگاه نرسیده‌ام که حامد زنگ می‌زند.
- کجایی؟ تا نیم ساعت دیگه حرکته!
و باید توضیح دهم که مجبور بودم بمانم اداره تا حقوق بگیرم تا خرج سفر را تأمین کنم!!

دو. بچه‌ها جلوی مسجد تجمع کرده‌اند. بعضی دوستان فقط عادت به اردوی بسیج دارند. یکی داد می‌زند مگر قرار نیست لباس خاکی بپوشیم و بقیه می‌زنند زیر خنده!

سه. بالاخره دوستی با یزدی‌ها یک‌جا به کارمان آمد. هرکس ترکیب گروه‌مان را می‌بیند شک برش می‌دارد که چرا این‌جمع همه‌شان در قرعه‌کشی اسم‌شان درآمده است. غافل از این‌که چرا ندارد. دست غیب است که از آستین برخی مسئولین اردو برآمده است!

چهار. هرچه جیب‌هایم را می‌گردم، اثری نیست که نیست. با خودم می‌گویم باید برگردم دانش‌گاه و کاغذها را بیاورم. بعد کم‌کم فکر می‌کنم شاید اگر به گوگوله فشار بیاورم یادم بیاید که چه چیزهایی باید برای سوغاتی بیاورم و کجاها را باید ببینم. فکرِ این را می‌کنم که اگر یادم برود، دیگر مرا به اداره راه خواهند داد؟

پنج. در مسجد راه‌آهن (مسجد حر) نشسته‌ایم. اسپیلبرگِ اردو با دوربین به سراغ حلقه‌ی ما می‌آید. احترام‌مان واجب است. ناسلامتی بزرگان اردو هستیم. هرکس کاری می‌کند. ابوالفضل با دو دست، دو تسبیح برداشته و اذکار را با دو برابر سرعت معمولی پیش می‌برد. اسپیلبرگ خسته می‌شود از این‌که هنوز نتوانسته است، چهره‌ی واقعی این آدم‌ها به تصویر بکشد!

شش. با دست اشاره می‌کند به آخوندی که وارد مسجد شده است. هرکسی پیشنهادی می‌دهد. یکی می‌گوید آخوند مفتی است برویم سئوال بپرسیم که اگر در نماز بین رکعات پنج و شش در نماز دو رکعتی شک کنیم چه باید کرد؟ نمی‌دانم این جماعت چه بدی از آخوندها دیده‌اند که اگر مفت بود، برای گربه‌شان هم می‌خواهند دعا بگیریند؟

هفت. مجبورم که با یک جمع ناخواسته در یک کوپه باشم. از قرار معلوم، نبودن‌م در هفته‌ی قبل در دانش‌گاه باعث شده است که لیست کوپه‌ها بسته شود و ما هم‌سفر برخی مسئولین دانش‌گاه باشیم که شاید چندان دلِ خوشی هم از ما ندارند. یادم به افشاگری‌مان علیه‌شان می‌افتد. مدیرمسئولین، صاحب امتیاز، اعضای شورای سردبیری و اعضای تحریریه‌ی نشریه، همه در این اردو هستند و از شانس من است که تک و تنها باشد در کنار کسی باشم که علیه‌اش نوشته‌ام. خدا رحم کرد. هر دو هنوز زنده‌ایم!

هشت. از کوپه‌های دوستان سر و صدای بلندی می‌آید. هرچه آقایان سکوت می‌کنند، خبری نمی‌شود. اما شعری نیست که خوانده نشود. این‌ور آبی، اون‌ور آبی، زیرآبی، روآبی و ... . همه‌جور شعری می‌خوانند. از پشت دیوارهای کوپه هم معلوم است که چه دست‌افشانی و پایکوبی‌هایی برقرار است. این وسط فقط سر من بی‌کلاه مانده است که مجبورم به عنوان نماد شخصیت در مقابل مسئولین، سر تعظیم و ادب فرود بیاورم. اما طولی نمی‌کشد که برخی دوستان با چهره‌ی گشاده (خیلی گشاده) از توی کوپه می‌کِشندم بیرون. شانس آوردم که هنوز این‌قدر مرام دارند که برای من هم سهمیه‌ی چیپس کنار بگذارند.

نه. یکی از اون طرف واگن داد می‌زنه: «پس این نماز صبح ما کِی قضا می‌شه؟ حاج آقا دیگه را ه‌مون نمی‌ده دانش‌گاه!» و رفقاش می‌زنند زیر خنده.
ابوالفضل باز هم دست به کار می‌شود تا جماعتی را ضایع کند: آقا خنده‌ی بلند کراهت داره!
و این بار کل قطار از خنده می‌ترکند!

ده. تا نمازمان را در ایستگاه خواندیم، اتوبوس‌ها آمدند. روی اتوبوس‌ها نوشته است: دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد. خنده‌مون می‌گیره. یکی داد می‌زنه: پیش نیازِ سوار شدن به این اتوبوس پاس کردن درس طب اسلامی است.
این وسط فقط داوود می‌خنده. مدت‌هاست که طب اسلامی و سنتی رو ترکونده است!

یازده. می‌خواهیم سیستم صوتی را بیاوریم عقب اتوبوس. هیچ‌کس به‌مان اعتماد ندارد. قرار می‌شود برای جلب اعتماد، مداحی کنیم. بلندگو را که می‌دهند به‌مان، تنها چیزی که دیگر به‌گوش نمی‌رسد، مداحی است.

دوازده. سیاست جزء جدانشدنی امام صادقی‌هاست. اصول‌طلبان اصلاح‌گرا می‌خوانند:
«همراه شو عزیز، همراه شو عزیز ---- همت چاره‌ساز است»

سیزده. صبحِ دوم خرداد است. کوچه‌ی محل اسکان‌مان به نام آیت الله خاتمی است. بعداً می‌فهمیم که این‌جا هم دفتر آیت الله خاتمی بوده است که تبدیل به مهمان‌سرای دانشگاه علوم پزشکی شده است. اما فعلاً دانش‌گاه دستِ اصول‌گرایان است و آن‌ها هستند که بخشی از این امکانات را هماهنگ کرده‌اند. اما دوم خرداد در خانه‌ی خاندان خاتمی‌ها، عجب صفایی دارد!

چهارده. از همان ابتدا یک‌جوری به‌مان نگاه می‌کنند. ترجیح می‌دهیم که همان انتهای سفره را تصاحب کنیم. هرچه نباشد ما کد بالایی هستیم و نباید قاطی بچه‌مچه‌ها بشویم!

پانزده. همه‌ی دانش‌جونماها دعای سفره (مخصوصه) را می‌خوانند:
اللهم ارزقنا رزقاً حلالاً طیباً واسعاً و زوجنا من الحور العین بعدد ما احاط به علمه، العجل العجل العجل، الساعه الساعه الساعه، ادرکنی ادرکنی ادرکنی، برحمتک یا ارحم الراحمین
و حالا نوبت ماست که دعا بخوانیم:
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء!

شانزده. با یک لُر هیچ‌وقت شوخی نباید کرد. برداشته است نیم متر از سفره را با چاقو پاره کرده است. می‌گوید زیر سفره هوا بود. می‌خواست سفر را مرتب کنم!

هفده. از وقتی وارد یزد شدیم، لهجه‌ی مسئولین اردو برگشته است. همه با لهجه صحبت می‌کنند. فکر می‌کنم این هوا بر روی تارهای صوتی‌شان مؤثر واقع شده است!

هیجده. برای گرفتن اتاق مناسب جهت اسکان عجله می‌کنیم و کلید چند تا از اتاق‌ها را برمی‌داریم. بعد می‌فهمیم که بقیه هم آدم‌اند! جایی هم به آنها می‌دهیم. طفیلی این جمع‌اند!

نوزده. سریع آماده می‌شویم برای گردش در شهر. اول ما را می‌برند به مزار شهدا. آنجا قبرستان‌شان را «خلد برین» می‌گویند. از یکی معنای خلد برین را می‌پرسیم. می‌گوید احتمالاً «خُلد»ش به معنای بهشت است!
یکی داد می‌زنه: پس حتماً «برین»ش هم به معنی زهراست!
جمعیت دوباره می‌ترکد!

بیست. معلوم است که معنویت بچه‌ها بسیار شدید است. هنوز نیامده، سنگ قبری پیدا کرده‌اند و دارند تشییع‌ش می‌کنند. در کنار مزار شهدای گمنام سنگ را بر زمین می‌گذارند و به جای شهدای گمنام زیارت‌ش می‌کنند!

بیست و یک. محسن هم به ما ملحق می‌شود. همه به سمت‌ش حمله می‌کنیم. خودش هم می‌ترسد. اگر هیچ‌کس هم نداند، خودمان که می‌دانیم اگر محسن نبود، اسم‌مان از قرعه‌کشی در نمی‌آمد. فریادمان بلند می‌شود: «محسن دوستت داریم... محسن دوستت داریم!»

بیست و دو. دوستان پیشنهاد می‌دهند که برای‌ش یک نامه بنویسیم. «هشدار برای (.....)»! اما قرار می‌گذاریم دیگر اسم آن بنده ی خدا را نیاوریم. می‌گویم «هشدار برای کبری 11» اما بعد یادم می‌آید که یک مشت جوان مجردِ نر، نباید اسم یه زن میون‌شون باشه. تصمیم کبری می‌گیریم: «هشدار برای اکبر 11»

ادامه دارد...

نظرات ()



اعتیاد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/٢٥

راست‌ش مراجعین محترم و محترمه به این وبلاگ حتماً ملاحظه کرده‌اند که اخیراً صاحب محترم‌ش کمتر فرصت رسیدگی وبلاگ را پیدا می‌کند. واقعیت این است که بنده چند روزی است که به شدت معتاد شده‌ام.

واقعاً نمی‌دانم چرا به این سادگی گول رفیق ناباب را خوردم. البته زغال خوب هم بی‌تأثیر نبود. اول‌ش فقط برای امتحان بود. هرکی هم که اعتراض می‌کرد، به‌ش گفت هروقت که بخواهم می‌تونم ترک‌ش کنم. اما هنوز چند روزی نگذشته که اعتماد به‌نفس‌م رو از دست داده‌ام و می‌دانم که بدون اون نمی‌تونم زندگی کنم.

وقتی که دست‌م به اون لعنتی نمی‌رسه، تمام بدنم درد می‌گیره. اعصاب‌م به هم می‌ریزه. نمی‌تونم درست راه برم. اصلاً نمی‌تونم فکر کنم. اما وقتی دوباره مصرف‌ش می‌کنم، توپِ توپ می‌شم. می‌رم تو فضا. اصلاً گذر زمان رو حس نمی‌کنم. روز یا شب هم فرقی نمی‌کنه.

کسی خبر نداره درمان اعتیاد به فرندفید کشف شده یا نه؟

نظرات ()



تبریکات رمضانیه
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/۱۳

حلول ماه رمضان، ماه از زیر کار در رفتن، ماه خوردن تا سر حد مرگ، ماه ریاکاری و موش‌مردگی، ماه زولبیا و بامیه، ماه ربنای شجریان، ماه تشنگی و گشنگی، ماه سریال‌های [...*] تلویزیون، ماه مهمانی و دیدارهای خونوادگی، ماه خواب تا لنگ ظهر و استراحت عصرگاهی، ماه وجوب خواب قیلوله، ماه سحری‌های خواب‌آلوده و ماه همه‌ی خوشی‌های عالم و مهمونی خود خدا مبارک‌تون باشه.

* هرکسی از ظن خود شد یار من ... از درون من نجست اسرار من

---------------------------------
پـی‌نـوشت:
بعد از شش سال، امسال می‌تونم افطاری رو در کنار خونواده بخورم. الحمد لله!

نظرات ()



موقعیت استثنایی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/۱٠

پیشنهاد شما در چنین موقعیتی کدام است؟

اگر با پیژامه‌ی راه‌راه آبی، با موهای ژولیده، با چشمان پف کرده، با زیر پیراهنی سوراخ‌سوراخ و دمپایی پلاستیکی و با لباس کثیف و خورشتی در حال قدم زدن در خواب‌گاه دانش‌گاه با یکی از مسئولان درجه‌ی یک کشوری (سران یکی از سه قوه) مواجه شوید، در حالی که محافظان آن شخص دارند به شما چپ‌چپ نگاه می‌کنند و چشمان همه گرد شده است:

الف) سر را رو به بالا گرفته و سوت می‌زنم. (من که کسی را نمی‌بینم. اگر هم می‌بینم خیلی ریزه)

ب) جلو رفته و با احترام دستم را جلو می‌برم و دست می‌دهم. (اعتماد به نفس رو عشقه)

ج) به سمت عقب برگشته و با سرعت فرار می‌کنم. (مسئولین ترس دارند)

د) به راه خودم ادامه می‌دهم. (پاچه‌خاری ممنوع، حتی شما دوست عزیز)

هـ) فقط نگاه می‌کنم. (تعجب)

و) می‌روم جلو و یقه‌اش را می‌گیرم و می‌گویم چرا مزاحم شدی!

 

نُکَت:

یک. این داستان کاملاً واقعی است! امروز بعد از ظهر!

دو. یکی از دوستان، دیروز می‌گفت که از موضوع وبلاگ‌ت خیلی دور شده‌ای و این عنوان خیلی کوچک است برای مطالبی که می‌نویسی. این هم شد یک مطلب مرتبط با عنوان وبلاگ!

نظرات ()



برق‌نامه‌ی وارده به یک برنامه‌ی تلویزیونی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۳۱

یکی از دوستان‌م که در صدا وسیما کار می‌کند، هرشب میهمان خانه‌ی گرم و صمیمی ماست و ایمیل‌های برنامه را با لب‌تاپ‌م چک می‌کند. هر از چندی هم بخشی از نامه‌ها یا پیامک‌ها را برای‌مان تعریف می‌کند. داستان‌هایی داراماتیک‌تر و هیجان‌انگیزتر از فیلم‌های هندی و هالیوودی!

با اجازه‌اش یکی از برق‌نامه‌های رسیده (ایمیل سابق) را منتشر می‌کنم. جالب‌انگیز بود. هرچند حدیث آخرش جعلی است، اما امانت‌داری شد.

ــــــــــــــــــــــــ ๑۩۞۩๑ ــــــــــــــــــــــــ

با سلام و تشکر ویژه از برنامه خوبتان؛
من دختری هستم 22 ساله؛

گاهی اوقات بعضی از خواستگاران عقلشان در چشمانشان است یعنی نگاه به مال دختر می‌کنند و به خواستگاری او می‌روند و فکر می‌کنند که مال دختر برای آنان خوش‌بختی می‌یاره. در صورتی که این طور نیست.

ما خانواده‌ای هستیم که یک خانه‌ای داریم که به خاطر شرایط کاری پدرم درجایی نسبتاً پایین‌شهر است. ولی بعضی‌ها همین که می‌بینند ما آنجا زندگی می‌کنیم، فکر می‌کنند مناسب حال آنان نیستم. در صورتی که من خانواده خوبی دارم، دارای تحصیلات عالی و تا حدی به بعضی از هنرها وارد هستم و پدرم این تمکن را دارد که اگر داماد خانه نداشت یکی از خانه‌هایش را به او بدهد تا در آن زندگی کند.

می‌خواستم این سخن پیامبر را بیان کنید که پیامبر فرمودند:
«با زن به خاطر چهار خصلت ازدواج می‌شود: به خاطر مالش، به خاطر زیبایی‌اش، به خاطر دینش و  به خاطر اصل و نسب خانوادگی. تو به خاطر دینش ازدواج کن.»

ــــــــــــــــــــــــ ๑۩۞۩๑ ــــــــــــــــــــــــ

آقایان مجردی که باخواندن این مطلب از لب و لوچه‌شان آویزان شده و این‌جا صف کشیده‌اند، باید به عرض‌تان برسانم:

اولاً بنده آدرس این دختر خانم را ندارم.
ثانیاً اگر داشتم، مگر خودم چلاغ‌م که این مورد مناسب را ول کنم و خودم دنبال مورد مناسب در خیابان‌ها حیران و سرگردان بمانم؟
ثالثاً اگر خیلی علاقه دارید با برنامه‌ی غیرمذکور تماس بگیرند تا بتوانند آدرس این خانواده‌ی خوب را به دست آورند و دختری را از ترشیدگی برهانند و خانه‌ای هم جهت مسکنت خود و خانواده تهیه کنند.
رابعاً از دست‌ش ندهید. در دوران گرانی زمین و خانه، از این بهتر چه می‌خواهید؟

نظرات ()



پیوندهای روزانه یا نکاح منقطعه!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۱٠

در سال‌هاے اخیر و پس از موج وبلاگ‌نویس در ایران، اعلام و لغاتے به زبان شیرین فارسے افزوده شده است که درک معناے آن نیازمند هوش وافر و دقت زیاد دارد که به‌حمد الهے از آن بهره‌مندیم.

بنده علے‌رغم همه‌ے تلاش‌هاے‌م در جست‌وجو نزد تمام ارباب لغت و اصحاب دیوان و فرهنگ‌نامه‌ها و دیکسیونرهاے غرب و شرق عالم و جزوات کلاسے و دست‌نوشته‌هاے روزانه بر روے این‌ تر نت، نتوانستم ردے از اصطلاح نامأنوس و مهجور «پیوند روزانه» بیابم.

دست به دامان علماے اعلام و صاحبان رسالات عملیه در شرعیات و احکامِ حلیت و حرمت شدم و توانستم بیابم که منظور از پیوند روزانه، همان نهاد ارزش‌مند ازدواج موقت است که در فضاے مجازے هم نفوذ کرده است و به اشکال و عناوین دیگرے نیز آمده است که ما به‌استناد «النادر کالعدم» از آن درگذشته‌ایم. (البته این نادر، یک نادرِ دیگر است. با اون نادر اشتباه نگیرید!)

طبق گزارشات واصله، آقاے وزیر کشور هم پس از فراغت از شغل صدارت و وزارت، قرار است که در عالم مجازی، وبلاگے راه بیاندازند و البته بخش پیوندهاے روزانه را در آن فعال کنند. و إن شاء الله به میمینت و مبارکے عالمے را از محنتے برهانند.

اما در باب احکام پیوند روزانه (نکاح منقطعه) روایات و ادله‌اے وجود دارد. اما چون فقط در فقه امامیه حجیت آن با اثبات رسیده است و علما فتوا برحلیت داده‌اند، داشتن بخشے با عنوان پیوندهاے روزانه براے پیروان سایر مذاهب و معابد و ادیان، «بأے نحو کان» در حکم کارِ بد است و جیز مے‌شوند.

اختلاف جنس لازمه‌ے پیوندهاے روزانه!
از شروط صحت پیوند شرعیه، اختلاف در جنس است که باید رعایت شود. توجه داشته باشید که براے پے‌بردن به جنسیت وبلاگ (یا وبلاگ‌نویس) به رنگ و جنگولک‌بازے‌هاے نویسنده توجه فرمائید. (رنگ صورتے روشن، قرمز جیغ، سبز فسفری، نارنجے زننده و امثال آن مربوط به خانم‌هاست.)

مهریه لازم است!
تعیین مهریه شرط صحت نکاح موقت است. خانم‌ها بدانند که در صورتے که به آقایے لینک روزانه مے‌دهند، حتماً پولی، هدیه‌اے و یا کالایے مشابه از ایشان مطالبه کنند.

عاقد به میزان لازم
چون در پیوند منقطعه نیز لازم است تا صیغه جارے شود، پس لازم است تا دفاتر و مراکزے همچون دفتر توسعه‌ے دینے شدن وبلاگ‌هاے عشقولانه راه‌اندازے شود. (هیچ ربطے به دفتر توسعه‌ے وبلاگ‌هاے دینے ندارد؛ البته مے‌توانند همکارے کنند.)
البته مطابق آخرین فتاوی، عربیت در صیغه شرط نیست. پس مے‌توانید بأے لغة کان، مبادرت به جارے کردن صیغه بنمائید.

فرزندان ناشے از پیوندهاے روزانه نسب مشروع دارند!
حدیث نبوے «الولد للفراش و للعاهر الحجر» اطلاق دارد و در باره‌ے نکاح منقطعه نیز جارے است. توضیح هم ندارد. حالا این‌که این پیوندهاے روزانه چه آثارے به دنبال دارند و چه فرزندانے به دنیا مے‌آورند، محل بحث است. التبه دنیاے‌ش هم احتمالاً مجاز است.

شرط نفقه و ارث!
هرچند در پیوندهاے کوتاه مدت، حق نفقه و ارث براے زوجین نیست، اما مطابق نظر غیرمشهور، خانم‌ها مے‌توانند در نکاح منقطعه، شرط ارث کنند ولے در باب نفقه، اجماع فقها بر صحت شرط حاصل است.

سایر احکام در باب پیوندهاے روزانه به تفصیل در کتاب دوم قانون مدنے و باب نکاح در کتب فقهے و در ازدواج در رسالات عملیه موجود است.

الأحقر، خودش

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این مطلب را دوستِ حقوق‌دانِ عزیزی داد که بگذارم این‌جا و نظرات را برای‌ش منتقل کنم. بیچاره فکر کرده که طنزنویسی هم مثل حقوق‌خواندن بی‌حساب و کتاب است. الکی که نمی‌شود. می‌شود؟

رسم‌الخط از خودش است! ما چه به این کارهای سخیف!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پـ نـ یک: پرشین‌بلاگ پیوند روزانه ندارد. خیال‌تان راحت باشد. مطمئن باشید!

پـ نـ دو: اصرار نکنید. آدرس وبلاگ‌م در بلاگ‌فا را نمی‌دهم!! 

نظرات ()