درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
  • خودم! (٢٩)
  • خاطره (٢٦)
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی (۱۸)
  • وبلاگستان (۱۳)
  • احمدی نژاد (۱٢)
  • اسلام آمریکایی (۱۱)
  • رسانه (۱۱)
  • شعر (۱۱)
  • عدالت (۱۱)
  • امت اسلامی (۱٠)
  • امام خامنه‌ای (٩)
  • فرهنگ (٩)
  • دانشگاه امام صادق (٩)
  • شیعه نیوز (۸)
  • انجمن حجتیه (۸)
  • ژورنالیسم (۸)
  • کتاب (۸)
  • زندگی دانشجویی (٧)
  • امیرخانی (٦)
  • طنز (٦)
  • اسرائیل (٦)
  • حزب الله (٦)
  • طلبه سیرجانی (٦)
  • کلمات قصار (٥)
  • مدیریت فرهنگی (٥)
  • بهار قرآن (٥)
  • نظام اداری (٥)
  • تأملات (٥)
  • بی و تن (٤)
  • ایسنا (٤)
  • ولایت فقیه (٤)
  • شهید (٤)
  • انتخابات (٤)
  • حقوق بشر (٤)
  • تاریخ (٤)
  • فیلترینگ (٤)
  • مصاحبه (٤)
  • اسلام ناب (٤)
  • انقلاب اسلامی (٤)
  • امام خمینی (۳)
  • هفت قفل (۳)
  • مجمع وبلاگ نویسان مسلمان (۳)
  • رحیم مشائی (۳)
  • صفار هرندی (۳)
  • شبکه سلام (۳)
  • امید مهدی نژاد (۳)
  • اخلاق اسلامی (۳)
  • دادخواهی (۳)
  • حافظ (۳)
  • خبر (۳)
  • رمضان (۳)
  • سید حسن نصرالله (۳)
  • نقد (۳)
  • عکس (۳)
  • عماد مغنیه (۳)
  • شیراز (۳)
  • نستله (۳)
  • جنگ سی و سه روزه (۳)
  • تجمع (٢)
  • دانشگاه (٢)
  • راه (٢)
  • مصلحت (٢)
  • فقه (٢)
  • عدد (٢)
  • حماس (٢)
  • تفکر (٢)
  • ارمیا (٢)
  • تروریسم (٢)
  • عماد افروغ (٢)
  • صهیونیسم (٢)
  • قالیباف (٢)
  • کانون رهپویان وصال (٢)
  • سعید مرتضوی (٢)
  • وحدت حوزه و دانشگاه (٢)
  • حقیقت (٢)
  • مجلس (٢)
  • تولد (٢)
  • پرشین بلاگ (٢)
  • اندیشه (٢)
  • فلسطین (٢)
  • حقوق (٢)
  • مهدویت (٢)
  • انسجام اسلامی (٢)
  • یعقوب مهرنهاد (٢)
  • یهود (٢)
  • مجلس شورای اسلامی (٢)
  • خرافات (٢)
  • صداوسیما (٢)
  • پاکستان (٢)
  • سید هادی خسروشاهی (٢)
  • کلیم صدیقی (٢)
  • جند الله (٢)
  • دادگاه ویژه روحانیت (٢)
  • نقد درون گفتمانی (٢)
  • آسیب شناسی عدالتخواهی (٢)
  • وزارت فرهنگ و ارشاد (٢)
  • روحانیت (٢)
  • جبههی فرهنگی انقلاب اسلامی (٢)
  • صدور انقلاب (٢)
  • وحید جلیلی (٢)
  • دولت نهم (٢)
  • روح الله احمد زاده (٢)
  • احسان یاوری (۱)
  • دانشکده خبر (۱)
  • رضا جعفری (۱)
  • یامین پور (۱)
  • سنت و مدرنیته (۱)
  • دفاع مقدس (۱)
  • جام جم (۱)
  • فرشچیان (۱)
  • یونیورسوتی (۱)
  • جنبش دانشجویی (۱)
  • محمد علی بهمنی (۱)
  • علی مزروعی (۱)
  • ازدواج موقت (۱)
  • چارقد (۱)
  • امیرالمؤمنین (۱)
  • آجرلو (۱)
  • قوه قضائیه (۱)
  • وفای به عهد (۱)
  • شلمچه (۱)
  • گاف خبری (۱)
  • عباس پالیزدار (۱)
  • امام علی علیه السلام (۱)
  • بار امانت (۱)
  • نشریات زرد (۱)
  • ثناء (۱)
  • چاپلوسی (۱)
  • رجز-مویه (۱)
  • کتاب آفتاب (۱)
  • گناهان کبیره (۱)
  • اصولگرایی (۱)
  • عباس صبوحی (۱)
  • کارتن خواب (۱)
  • دکتر ابراهیم فیاض (۱)
  • جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • سیزده آبان (۱)
  • هادی سجادی پور (۱)
  • یغما گلروئی (۱)
  • مغرب (۱)
  • حلقه رندان (۱)
  • ادریس هانی (۱)
  • سید مهدی شجاعی (۱)
  • اردوغان (۱)
  • کافه پیانو (۱)
  • سریال یوسف پیامبر (۱)
  • شمقدری (۱)
  • فرج‌الله سلحشور (۱)
  • دفتر توسعه وبلاگ دینی (۱)
  • نقدی کردن یارانه‌ها (۱)
  • مقاومت اسلامی (۱)
  • معمر قذافی (۱)
  • رادیو زمانه (۱)
  • علم دینی (۱)
  • نهضت های اسلام معاصر (۱)
  • حسینی قزوینی (۱)
  • حجت الاسلام هدایتی (۱)
  • شهید رابع (۱)
  • آیت الله محمد باقر اصطهباناتی (۱)
  • اعتیاد به اینترنت (۱)
  • اخلاق رسانه ای (۱)
  • حسین قدیانی (۱)
  • منشور روحانیت (۱)
  • مهدی شیخ صراف (۱)
  • بفرمائید شام (۱)
  • غفران الهی (۱)
  • هفده شهریور (۱)
  • اسلام گرایی (۱)
  • فرندفید (۱)
  • نشریه همت (۱)
  • حسین موسویان (۱)
  • عدالتخانه (۱)
  • امیر تفرشی (۱)
  • دکتر کردان (۱)
  • شهید مفتح (۱)
  • جمعیت توحید و تعاون (۱)
  • حمزه غالبی (۱)
  • دهه چهارم انقلاب (۱)
  • تحصن در فرودگاه مهرآباد (۱)
  • پاسخگویی سران (۱)
  • فیدل کاسترو (۱)
  • تسامح ادله (۱)
  • حقوق شهروندی (۱)
  • پژوهش (۱)
  • مشروطه (۱)
  • شمس (۱)
  • لاریجانی (۱)
  • امتحان (۱)
  • فراموشی (۱)
  • گربه (۱)
  • صلـــــــح (۱)
  • حجاب (۱)
  • جاسبی (۱)
  • تهران (۱)
  • ترکیه (۱)
  • اعدام (۱)
  • اینترنت (۱)
  • آیت الله جوادی آملی (۱)
  • سید محمد خاتمی (۱)
  • مناجات (۱)
  • انتظار (۱)
  • زندگی (۱)
  • آرامش (۱)
  • فمینیسم (۱)
  • زن (۱)
  • ازدواج (۱)
  • صبر (۱)
  • فاطمه رجبی (۱)
  • سیاوش قمیشی (۱)
  • اخلاق (۱)
  • دروغ (۱)
  • آمار (۱)
  • دانش (۱)
  • ایران (۱)
  • آمریکا (۱)
  • لبنان (۱)
  • امام موسی صدر (۱)
  • اردوهای جهادی (۱)
  • جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی (۱)
  • پروپاگاندا (۱)
  • دانشگاه کلمبیا (۱)
  • عطریانفر (۱)
  • علی جعفری (۱)
  • فانوس (۱)
  • دانشگاه آزاد اسلامی (۱)
  • دگماتیسم (۱)
  • سید جمال الدین اسدآبادی (۱)
  • انجوی نژاد (۱)
  • افکار عمومی (۱)
  • خودم (۱)
  • ایرنا (۱)
  • آشپزی (۱)
  • دعای کمیل (۱)
  • حسین شریعتمداری (۱)
  • بازی وبلاگی (۱)
  • رسول الله (۱)
  • تفسیر قرآن (۱)
  • نوآوری و شکوفایی (۱)
  • امر به معروف (۱)
  • نهی از منکر (۱)
  • شبکه اجتماعی (۱)
  • حوزه (۱)
  • نیکی (۱)
  • زاکانی (۱)
  • تیتر (۱)
  • یزد (۱)
  • ملاقلی پور (۱)
  • فرهنگسرای رسانه (۱)
  • بلاگفا (۱)
  • نیستان (۱)
  • وحدت (۱)
  • روسیه (۱)
  • فاحشه‌های سیاسی (۱)
  • اوباما (۱)
  • ارتباطات (۱)
  • سوره (۱)
  • پرویز مشرف (۱)
  • حدیث (۱)
  • روزه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩٠
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • فروردین ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
  • آذر ۸٧
  • آبان ۸٧
  • مهر ۸٧
  • شهریور ۸٧
  • امرداد ۸٧
  • تیر ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • امرداد ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • آبان ۸٥
  • مهر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • امرداد ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
  • فروردین ۸٥
  • اسفند ۸٤
  • بهمن ۸٤
  • دی ۸٤
  • آذر ۸٤
  • آبان ۸٤
  • مهر ۸٤
  • شهریور ۸٤
  • امرداد ۸٤
  • تیر ۸٤
  • خرداد ۸٤
  • اردیبهشت ۸٤
  • فروردین ۸٤
  • اسفند ۸۳
  • بهمن ۸۳
  • دی ۸۳
  • آذر ۸۳
  • آبان ۸۳
  • مهر ۸۳
  • شهریور ۸۳
  • امرداد ۸۳
  • خرداد ۸۳
  • اردیبهشت ۸۳
  • فروردین ۸۳
دوستان من
  • فرهنگ و ارتباطات
  • پایگاه تحلیلی خبری تریبون مستضعفین
  • نمایندگی مجاز!
  • دکتر ابراهیم فیاض
  • رضا امیرخانی
  • پلخمون
  • تردید راهی به دانایی
  • مسعود ده‌نمکی
  • طلبه‌ی نسل سومی
  • پاسداران
  • جنبش عدالتخواه دانشجویی
  • وب نگاشت
  • تریبون
  • روزنامه دانشجویی
  • خودجوش
  • بتکده
  • تاربلاگ ایلیا
  • يک دانش‌جوی بسيجی غربزده
  • نسل خمينی
  • فتوتا
  • تأملات
  • آب و آتش
  • حامد طالبی
  • سرباز روح‌الله
  • آرمان‌خواهی
  • حریر
  • ابراهیم شیشه‌گر
  • بی‌خوابی‌های یک برنامه‌نویس
  • هواخوری
  • عقل ِ ما عقال
  • وبلاگ به دوش
  • محمدحسن روزی‌طلب
  • دردنوشته‌های دانشجوی مسلمان
  • تماشا
  • فوگل
  • حقوق ایران و فرانسه
  • ماه ناتمام
  • سی و نه نیوز
  • اميد مهدی‌نژاد
  • مجاهد مجازی
  • چشم زخم
  • گردباد
  • باران عدل
  • میرزا قلی‌خان راپورتچی
  • وب حسین
  • سیدمسعود شجاعی طباطبایی
  • موسسه گفتگوی دینی
  • خانه کتاب اشا
  • هابیل
  • تریبون مستضعفین
  • با سید علی تا فتح قدس و مکه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
کدهای اضافی کاربر



پاسخ‌گويی سران سه قوه
برای مطالبه‌ی آرمان‌های انقلاب اسلامی / آدرس جدید: http://saleh.ruhollah.org
ارشاد الارشاد
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٦/۱

امشب توفیقی حاصل شد که در نقش خانواده یکی از دوستان(!)، در مراسم اختتامیه‌ی طرح اوقات فراغت فرزندان کارکنان وزارت ارشاد شرکت کنیم. این دوست و هم‌کلاسی ما به دلیل سمت‌شان، (معاون مدیرکل) نمی‌توانستند بی‌کلاس‌بازی درآورند. و ما برعکس ایشان هیچ معذور و محذوری نداشتیم.

محلی برای نماز پیش‌بینی نشده بود و نمازخوان‌ها، پشت درهای بسته‌ی مسجد به نماز می‌ایستادند. دیر رسیدیم و سهم میوه‌مان را خورده بودند. شام‌شان هم ساندویچ هایدا بود. با آنکه حضار بر اساس دعوت‌نامه و ژتون آمده بودند، فضای کافی برای تمام افراد نبود و بسیاری جلوی مبادی ورودی ایستاده بودند.

بعد از فیتیله‌ای‌ها، که چند بار ارشادی‌ها را ارشاد کردند که به جای ارشاد مردم، فرزندان خود را ارشاد کنید، نوبت به علیرضا افتخاری بود که به عنوان سورپرایز برنامه، برای حاضران لب‌خوانی کند. اما شانس‌ش خوش نبود و نوار قطع شد! آهنگ نیلوفرانه را که سال‌ها پیش خوانده بود، مجبور شد بی‌آهنگ بخواند. یادش رفته بود که ریتم و لحن آهنگ چه بوده است. خارج می‌خواند در حد تیمْ‌ملی!

میان ِ برنامه‌های سوت، جیغ و کف حضار با آهنگ‌های تند و نورپردازی با رنگ‌های تند و جیغ، آدم را به یاد کنسرت‌ها و مراسمات {....} می‌انداخت و این‌ها با حضور جناب وزیر معنای دیگری می‌یافت.

پاچه‌خواری برگزارکنندگان نیز جالب بود. آقای هاشمی، مجری برنامه که صدای گرم‌ش شبکه‌ی دو را حرارت می‌دهد، وزیر را صفاری هرندی، وزیر ارشاد و فرهنگی اسلامی معرفی کرد و خیر مقدم‌ش گفت. بعد از او هم تابلویی با عنوان «آقای وزیر متشکریم» از طرف بچه‌ها به روی سن آورده شد و از حضار خواستند وزیر را به مدت ده ثانیه تشویق کنند!

فکر می‌کنم تمام این برنامه‌ها یک‌طرف، و برنامه‌ی تقلید صدا یک طرف بود. میهمان برنامه با صدای محسن چاوشی شروع کرد و آهنگ «خیانت» را خواند. (توی پرانتز توضیح دهم که آهنگ‌ش غیرمجاز است و از دلایل ممنوعیت پخش فیلم سنتوری، همین صدا بود.) دوست داشتم چهره‌ی صفار هرندی را می‌دیدم، زمانی که حضار در سالن -که کارمندان وزارت ارشاد بودند و خانواده‌هاشان- آهنگ را با صدای بلند می‌خوانند!

این نشان می‌دهد که چقدر سیاست‌های ارشاد توانسته است در سطح عموم جامعه اثرگذار باشد. به قول فیتیله‌ای‌ها «کاش به جای ارشاد مردم، ارشادی‌ها خودشان را ارشاد می‌کردند!»

نظرات ()



تبریک به مناسبت وبلاگ دکتر ابراهیم فیاض
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٥/۳٠

از طریق وبلاگ دکتر آشنا، مطلع شدم که جمعی از دانش‌جویان، وبلاگ دکتر ابراهیم فیاض را به راه انداخته‌اند تا نوشتارهای ایشان (به خصوص سرمقاله‌های پگاه حوزه) را جمع‌آوری کنند.

آن‌چنان که این وبلاگ نیز گفته است، دکتر ابراهیم فیاض هم در حوزه و هم در دانشگاه درس خوانده است. دروس حوزوی را در قم تا خارج و کارشناسی جامعه شناسی و ارشد مردم شناسی را در دانشگاه تهران تمام کرده است. دوره‌ی دکترا را در رشته‌ی فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق(ع) گذراند و در سال ١٣٨١ با نوشتن رساله‌ای در زمینه «تولید و تبادل معنی» فارغ‌التحصیل شد.

کثرت، تنوع و عمق مطالعات دکتر فیاض مثال‌زدنی و نوآوری‌های او در زمینه مفهوم‌سازی و نظریه‌پردازی خواندنی است. عمیق تحلیل می‌کند و زوایای جالبی را پیشِ‌روی مخاطب می‌آورد.نویسنده‌های آلمانی را دوست دارد و مکاتب فلسفی در آلمان را همیشه مثال می‌آورد.

این وبلاگ توسط مؤسسه مطالعات دین، فرهنگ و ارتباطات جهت نشر افکار دکتر ابراهیم فیاض راه‌اندازی شده است.

حاشیه: در معرفی دکتر فیاض در وبلاگ نوشته‌اند: «زبانی سرخ دارد و سری سبز»! نمی‌دانم ادامه‌اش را هم حتماً می‌خواهند بنویسند که سر سبزش را زبان سرخ بر باد داده است یا می‌دهد!!! انتقادات‌ش صریح است و از سر دل‌سوزی.

نظرات ()



فانوس خاموش
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/۳/٦

چند روز پیش رسماً به‌مان گفتند که برنامه‌ی تولیدی‌تان برای شبکه‌ی سوم سیما قابلیت پخش ندارد. تابستان سال گذشته، برنامه‌ای ترکیبی در خصوص اندیشه‌های شهید مطهری در مسائل اجتماعی با عنوان «فانوس» در گروه معارف تهیه کردیم. علی‌رغم تمام زحمات و نواندیشی‌هایی که در برنامه تدارک دیده بودیم، کار را «غیرقابل‌پخش» تشخیص دادند.

از تولید این برنامه حدود هشت ماه گذشته است. هربار با یکی از مسئولان صداوسیما صحبت می‌کردیم، کورسوی امیدی را احساس می‌کردیم و دوباره امید می‌یافتیم که برنامه‌هان دیده خواهد شد. این را از آن جهت می‌گویم که مسئولین این سازمان، خود به دنبال تهیه چنین برنامه‌هایی بوده و اعلام کرده‌اند که برای ترویج اندیشه‌های استاد مطهری، شورایی را تشکیل داده‌اند و احتمالاً نمونه‌ی تولیدات‌شان را در شبکه‌های مختلف دیده باشید.

روزی که با یکی از اعضای شورا درباره‌ی همکاری و معرفی نیرو برای‌شان صحبت می‌کردیم، کار به انتقاد از کارهای‌شان رسید. گفتم که کارهای‌تان ضعیف است و اثرگذاری ندارد. آن مسئول محترم نیز که از ابتدا اصرار داشت حساب خود را از دیگر صداوسیمایی‌ها جدا نشان دهد، به راحتی گفت که ما کار خودمان را می‌کنیم و به حرف‌های شما هم توجهی نداریم. بعد هم اشاره کرد که اگر شما هم بخواهید کاری را در این حوزه انجام دهید، آخرش باید نظر ما را جلب کنید.

به‌مان گفته‌اند که ضعف از کارشناسان بوده است و آنها نتوانسته‌اند به خوبی از پس سئوالات و شبهات برآیند. خیلی حیف شد که دیده نشده، به همین راحتی بایگانی‌مان کردند. انصافاً هم طرح سئوالات و شبهات به خوبی و دقت صورت گرفته بود. افراد به راحتی می‌آمدند و سئوالات و نظرات خود را حول آن موضوع بیان می‌کردند و کارشناس هم در بخش‌های بعد به سئوالات پاسخ می‌داد. البته کارشناسان معمولاً سئوالات و بحث‌های دانشجویی را ضعیف ارزیابی کرده بودند و البته خود به پاسخ‌های عمیق‌تری می‌پرداختند و مبانی هر سئوال را کنکاش می‌کردند.

هرچند آن برنامه برای من هم خیلی عمیق نبود و جز یک تجربه‌ی ناقص چیزی نداشت، ولی از این ناراحت‌م که در برابر برنامه‌های آبکی که صداوسیما در ترویج اندیشه‌های اسلامی درست کرده، واقعاً می‌توان درجه‌ی خیلی خوب به این برنامه داد.

حیف از این فانوس‌مان که زود خاموش شد.

___________________

امروز دیدم که دوست عزیزم حمیدنوبهار -که مجری طرح مجموعه‌ی تلویزیونی فانوس بود- در مصاحبه‌ای تولید برنامه‌ای درباره‌ی عرفان‌های دروغین را نوید داده است. این اولین کار تهیه‌کنندگی اوست و امیدوارم که موفق باشد. اخیراً مجری‌گری او در مصاحبه‌ی آیت الله مهدوی کنی درباره‌ی شهید مطهری از شبکه‌ی سوم سیما پخش شده است.

محمدصادق زمانی نیز که مدیر تولید این مجموعه است، گفت‌وگویی با ایسنا انجام داده است.

نظرات ()



مدیریت فرهنگی حزب‌اللهی
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/٢٦

یک. یکی از اموری که در میان مدیران فرهنگی جامعه‌ی ما به شدت رواج دارد، فرافکنی است. فرهنگیان به اصطلاح حزب اللهیِ جامعه‌ی ما، عموماً فقط بلدند نقد کنند و دیگران را زیر سئوال ببرند. مشابه این امر را می‌توان در آنچه وزیر ارشاد درباره‌ی جایگاه فرهنگ در دولت نهم گفت.

متن خبر: صفار هرندی در پاسخ به سؤال یکی دیگر از دانشجویان که از وزیرارشاد پرسید: «آیا فکر می‌کنید فرهنگ در دولت نهم مظلوم واقع شده است یا نه؟»، گفت: کاری که دولت نهم در مواجهه با فرهنگ کرده است نتیجه‌اش کاملا متفاوت با دولت قبلی بوده است، الان هیچ نمایشی بدون بررسی دقیق از نظر مقوله‌هایی چون بدآموزی و غیره به روی صحنه نمی‌رود تا جامعه در معرض آسیب قرار نگیرد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص مطبوعات نیز اظهار داشت: در مورد مطبوعاتی که در موضوعات اساسی ، کفرگویی به مقدسات، سخیف‌نویسی و تصاویر ناباب وارد شده‌اند، سرسوزنی مماشات صورت نگرفته است.
وی در تأیید سخنان خود گفت: در پایان سال گذشته هیات نظارت بر مطبوعات مجوز هشت نشریه را لغو کرد که این رأی قطعی و برگشت‌ناپذیر است.(ادامه...)

دو. متأسفانه مدیرِ فرهنگیِ حزب‌اللهی هم اگر نایاب نباشد، بسیار کم است. یعنی کسی که هم بتواند یا سازمان یا نهاد را مدیریت کند و هم فرهنگ و هنر را بشناسد. معمولاً اکثر مدیرانِ ما یکی از این دو توانایی را ندارند. دفاعِ شدید وزیر ارشاد از یکی از مدیرانِ کلِ این وزارت، این را نشان می‌داد. آقای وزیر می‌گفت که اگر آقای ... آدم ناموفقی باشد، می‌توان بگویم که فرد دیگری هم نمی‌تواند این مسئولیت را به انجام برساند. این در حالی است که فرد مذکور سابقه‌ی چندانی در انجام فعالیت‌های فرهنگی ندارد.
آقای وزیر نیز به این نکته واقف بود و اظهار می‌داشت که شما باید خود را برای به دست گرفتن جایگاه‌های مدیریتی در حوزه‌ی فرهنگ آماده کنید. هرچند دانشجویان حاضر در جلسه، مشاوران جوان وزیر ارشاد را در انجام وظایف و نیروسازی برای مدیریت فرهنگی ناکارآمد می‌دانستند، اما وزیر از مشاورانِ جوان‌ش به عنوان امیدان آینده‌ی مدیریت فرهنگی کشور یاد کرد و از عملکرد آنها دفاع کرد.

سه. نقد ساده‌تر از انجام کار ایجابی است. این همان چیزی است که در عملکردِ آقای وزیر هم مشهود است. صفارهرندی ابایی ندارد که بگوید بعد از پایان دوره‌ی وزارت، باز هم به حوزه ی نقد برمی‌گردم.
اما این پاسخ برای این سئوال که «نکند پس از پایان دوره‌ وزارت‌تان حسرتِ آن دوره را بخورید» بسیار تأمل برانگیز است. آیا واقعاً آقای وزیر فکر نمی‌کند که روزی آه و حسرتِ پس از مسئولیت را تجربه کند؟ آیا تمام قوای جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی در این دولت به کار گرفته شده است یا آنکه مدیریت ناکارآمدِ صفارهرندی باعثِ این‌همه مظلومیت فرهنگ شده است؟ این‌ها سئوالاتی است که پاسخ به آنها گذر زمان را  طلب می‌کند.

نظرات ()



سئوال‌های بی‌جواب
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/٢٥

شب گذشته، دانشگاه امام صادق علیه‌السلام میزبان جلسه‌ی پرسش و پاسخ با وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. در این دیدار که تا پاسی گذشته از نیمه‌ی شب ادامه داشت، سئوالات و انتقادات متنوعی در حوزه‌ی فرهنگ، به دولت نهم وارد شد. اولین سئوال شفاهی را نیز بنده مطرح کردم. اما با فرافکنی وزیر، بی‌پاسخ ماند. سایر سئوالات نیز تقریباً همین حالت را داشت. متن پرسش‌م را در وبلاگ منتشر می‌کنم تا شاید کسانی ببینند و بیندیشند که چرا فرهنگ در دولت نهم چنین پست و دون‌پایه گردیده است و شاید کسی پاسخی برای این پرسش داشته باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم
آقای وزیر! سلام علیکم! اجازه دهید سخن‌م را با یک سئوال آغاز کنم: «آیا شما فرهنگ را در دولت نهم مظلوم می‌دانید یا خیر؟ چه پاسخ مثبت باشد و چه منفی، علت آن را در چه می‌بینید؟»
برادر صفارهرندی! دولت نهم را از هرسو که بنگری، چه اقتصادی، چه سیاسی و چه از ابعاد دیگر، باید آن را یک دولت برآمده از یک فرهنگ تعبیر کرد: فرهنگ انقلاب اسلامی. پس باید مهم‌ترین دغدغه‌ی این دولت را هم در همین حوزه جستجو کنیم. اما چه شده است؟ سه سال از دولت نهم گذشته است و هنوز هیچ تغییری در عرصه‌ی فرهنگ شاهد نیستیم.
آقای وزیر! بگذارید به سخنان و رفتار رئیس جمهوری ارجاع بدهم. چرا ایشان تا به آن اندازه که به تحول اقتصادی یا سیاسی توجه دارند، به فرهنگ وقعی نمی‌نهند؟ چرا هنوز دولت نهم با «مافیای فرهنگی» در نیافتاده است و صدایی از هیچ‌کجا بر نخواسته است؟
برادر بزرگوار! یادآوری می‌کنم زمانی را که شما در عرصه‌ی فرهنگ و روزنامه‌نگاری مشغول بودید. یادتان هست که به خاطر کوچکترین خطای فرهنگی دولت اصلاحات فریاد «وا اسلاما» سر می‌دادید؟ اما اکنون چه شده است؟ آیا وضعیت فرهنگی بهتر شده است؟
آیا می‌توانید بگوئید که اگر ما نبودیم، فلان محصول فرهنگیِ ارزشی تولید نشده بود؟ شما از آثار آقای میرکریمی یا مجیدی به عنوان کارهای شاخصِ فرهنگی در حوزه‌ی سینما در دوره‌ی مسئولیتِ خود نام بردید. اما آیا اگر شما نبودید، این فیلم‌ها ساخته نمی‌شد و یا این کارگردان‌ها با حمایت شما به این توانایی دست یافته‌اند؟ آیا واقعاً این کارها محصول فعالیت‌های فرهنگی این دولت است؟
آقای صفار هرندی؛ پاسخ دهید که چه شده است که فرهنگ در دولت نهم چنین بی‌ارج و قدر شده است؟

وقتی نشستم، برخی از دوستان «احسنت»ی گفتند. برخی هم به طعن گفتند که «این بیانیه است یا سئوال!» اما به قول یکی از دوستان، وزیر در این محفل استفاده‌ی خودش را برد. او هم منتظر یک‌مشت گوش مفت و یک مشت گوسفند است که سخنان‌ش را بشنوند و دم بر نیاورند. متأسفانه، آقای وزیر به جای پاسخ به سئوال، سراغ فرهنگ در عصر اصلاحات رفت و به جای پاسخ، آن دوره را نقد کرد و گفت که ما از آن کارها نمی‌کنیم. بی‌آنکه درباره‌ی مظلومیت فرهنگ در دولت نهم پاسخی بدهد.

نظرات ()



سیره‌ی بزرگان در رمان‌خوانی!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۱٥

تا وقتی رمان کاملاً خوانده نشده است، باید ادامه داد.

باید اول رمان را قورت بدهی. بعد کم‌کم برگردانی‌ش توی دهن و نشخوار کنی و مزمزه‌اش کنی.

اون موقع است که می‌فهمی نویسنده چی می‌خواسته بگوید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
هم‌چنان در حال خواندن «بی‌وتن» ایم!
۳۰۰ صفحه‌اش تمام شده است...

نظرات ()



نسخه‌ای که مبتلایش شده‌ایم!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٧/٢/۳

 

رفتن امیرخانی از لوح و پس از آن از انجمن قلم، نوید می‌داد که او به دنبال تکمیل کتابش است که مدت‌هاست مشتاقانش صف کشیده‌اند. از شایعه‌ها و خبرها تا انتشار گوشه‌ها و حواشی نگارش این کتاب، و در مصاحبه‌ها و پیش‌بینی‌ها، نام «بی وتن» را در رسانه‌ها زنده نگه داشته است. بعید می‌دانم تاکنون کتابی در ادبیات داستانی ما، این‌قدر پیش از انتشار مخاطب و منتظر داشته است.

«منِ او»، «نشت نشا»، «داستان سیستان»، «ناصر ارمنی» و «ازبه» و «ارمیا» عناوین کتاب‌هایی است که از این نویسنده تاکنون منتشر شده است. استقبال بالای مخاطب از این کتب توانسته است امید را به بهبود سیستم توزیع و مخاطب‌یابی در میان ادبیات متعهد دوباره زنده کند.

«بی وتن» حاصل سفر یازده ماهه‌ی نویسنده‌اش به آمریکاست. سفری که امیرخانی از بیان جزئیاتش طفره می‌رود. تنها به ذکر کلیات و بخش‌های خیلی محدود در بخش‌هایی از «نشت نشاء» بسنده کرده است.

سه سال پیش مجموعه «قصه هشتاد و چهار» به انتخاب مصطفی مستور داستان‌نویس نام آشنا تدوین و گردآوری شد. او به عنوان دبیر این مجموعه کوشیده بود داستان‌هایی را در کنار هم قرار دهد که به راحتی با مخاطب خود ارتباط برقرار کرده و از سویی دیگر بیانگر جهان‌بینی و نگاه نویسندگان مذکور به مفهوم روایت و داستان باشد. در این کتاب یکی از فصول رمان «بی و تن» از رضا امیرخانی منتشر شد. اما نمی‌توان با خواندن یک فصل از کتاب نمی‌توان درباره‌اش نظر داد. به‌خصوص چون امیرخانی بارها گفته است که بازنوشتن کتاب را از ابتدا آغاز کرده است و احتمالاً آن فصل نیز دیگر چیزی نباشد که پیش از این منتشر شده بود. برای بررسی «بی وتن» باید منتظر نسخه اصلی ماند. نسخه‌ای که عشاق سینه‌چاک رضا امیرخانی را مبتلای خود کرده است!

یکی از چیزهایی که پیش‌بینی‌ها را درباره‌ی کتاب تازه را سخت می‌کند، ابهام در معنای عنوان این کتاب است. امیرخانی در این‌باره گفته است: «مهمترین شاهرگ گردن در عربی «وتین» است. «وتن» یعنی آن رگ را زدن، قطع الوتین! اما واقعیت امر این است که این اسم هیچ ربطی به این چیزهایی که من گفتم ندارند! باید کتاب را خواند تا پی به منظور نویسنده برد.»

درباره‌ی مضمون و محتوا نیز می‌گوید: «در «بی و تن» دنبال هویت ایرانی هستم در مواجهه با تمدن غرب. من به جای این که بیایم هویت ایرانی را در خیابان‌های ‌مرکزی تهران دنبال کنم، رفتم هویت ایران را در ایالات متحده دنبال کردم تا خانه در کنار آتشفشان بنا کرده باشم. به نظر من برای شناخت هویت ایرانی باید به جایی برویم که بیشترین فشار و هجمه از آنجا نثار هویت ایرانی می‏شود. اگر بخواهیم هویت ایرانی را در مسجد و حسینیه پیدا کنیم، مشکل این است که معلوم نیست در مواجهه چه جوری جواب می‏دهد، ولی اگر رفتیم در بطن تمدن غرب و در متن مدعی این تمدن، در پایتخت تمدن غرب، دنبال هویت ایرانی گشتیم، کار سنگین‌تری را انجام داده ایم.»

طبق گفته‌ی مدیر نشر علم، ناشر این کتاب، در صورتی‌که همه‌چیز طبق روال طبیعی خود پیش رود، رمان «بی‌ وتن» در روز دوم نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در غرفه‌ی این مرکز نشر توزیع خواهد شد.

در بخشی از این داستان آمده است: «ارمیا می‌گردد به دنبالِ یک لغتِ فارسی تا بگذارد به جای پرای‌وِسی! پیدا نمی‌کند. حریمِ خصوصی هم نیست معنای درستِ پرای‌وسی. سرِ آرمیتا داد می‌کشد: - تو دیگران را واردِ پرای‌وسیِ من کرده‌ای آرمیتا! این کار قطعا درست نیست.
به‌جای آرمیتا خشی جواب می‌دهد:
- اصلا "قطعا" یک لغتِ فارسی است که بایستی از ذهن‌ت حذف‌ش کنی! "قطعا" وجود ندارد... تو مشکل‌ت زبانِ تفکر است. زبان! زبانِ مادری‌ت را باید چنج کنی ارمیا!
- برای عوض کردنِ زبانِ مادری آدم باید مادرش را عوض کند نه زبان‌ش را، کاری که تو کردی...»

نظرات ()



نستله و یک سالی که گذشت!
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۱٢/۳

 سال گذشته به همراه دوستان بزرگوار، تجمعاتی را علیه شرکت صهیونیستی نستله برگزار کردیم. تاریخ‌های آن تجمعات هنوز در ذهنم هست. بهمن سال گذشته بود. تجمع مقابل دفتر نستله، مجلس شورای اسلامی و مؤسسه‌ای که وابسته به وزارت خارجه بود و در یکی از همایش‌هایشان نستله اسپانسر مالی بود.

بسیاری از نمایندگان همچون آقای بزرگیان، ابوطالب، زاکانی و دیگران نیز اعلام  همکاری نمودند. حتی اقای زاکانی در صحبتی که با ایشان داشتیم، قول دادند تا نامه‌ای از امضای نمایندگان مجلس علیه حضور شرکت‌های صهیونیستی تهیه کنند.

اما اکنون که پس از یک‌شال از ان وعده‌ها نگاه می‌کنم هیچ‌کدام از نمایندگان قول‌هایشان را عملی نکردند و دانشجویان همچنان باید با دست‌های خالی فعالیت کنند و احتمالا دست به کارهای محیر العقول بزنند. (واقعاً شعارنویسی در مترو قابل پیش‌بینی نبود!) تنها فعالیتی که ازنمایندگان شنیدیم، این بود که برخی از نمایندگان اصولگرا به توزیع نسکافه در بوفه‌ی مجلس اعتراض کرده بودند!!

اما با تمام این بی‌توجهی‌ها و کم‌کاری‌ها و بی‌کاری‌ها، مطمئنم که کارهای این‌چنینی جواب می‌دهد.  کار فرهنگی هرچند با تأخیر، اما همیشه اثر خود را بر مخاطب می‌گذارد. (با کار غیرقانونی مخالفم)

هفته‌ی پیش یکی از دوستان که از سفر قشم آمده بود برایم تعریف کرد که نستله بسیار کم بود به جای ان مارک‌های مشابه در بازار فراوان و به قیمت مناسب عرضه می‌شد. علت را پرسیده بود. جواب داده بودند که از وقتی مردم شنیده اند که نستله وابسته به اسرائیل است، نمی‌خرند!

کار فرهنگی جواب می‌دهد، حتی اگر آقایان مسئول هم کاری نکنند.

 --------------------------------------------------------------------------------------

خاطره: چند ماه بعد از تجمعات مقابل شرکت نستله و مجلس شورای اسلامی، یک نفر که با من آشنایی تازه‌ای یافته بود، گفت: شنیده‌ای که کسانی که علیه نستله تجمع کرده بودند از شرکت‌های رقیب نستله پول گرفته بودند و کارهایشان دروغ بود؟؟!

بنده‌ی خدا وقتی فهمید که بنده از برنامه‌ریزان و نیز سخنگوی اون تجمعات بودم، خیلی شرمنده شد و گفت: شاید کس دیگر هم پشت پرده بوده است که شما خبر نداشتین!!

 --------------------------------------------------------------------------------------

مرتبط: بایکوت نستله، گام اول 

نظرات ()



«راه»ی که «سوره» گشود
نویسنده: محمدصالح - ۱۳۸٦/۱٠/٢٢

دوست عزیزم جناب میری بازی تازه‌ای در وبلاگ‌شان راه انداخته‌اند که انصافاْ موضوعات بکر و مهمی در باب «جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی» را در معرض بحث قرار می‌دهد. امیدوارم با آمدن «راه» راهی نو برای فرهنگ انقلاب اسلامی گشوده شود.

انصافاْ ماهنامه‌ی سوره در مدتی که منتشر می‌شد توانست جریان تازه‌ای از فرهنگ انفلابی را در میان قشر جوان جامعه و به خصوص فعالان دانشجویی به راه اندازد. «سوره»خوان‌ها همیشه از فاصله‌ی دور فریاد می‌زنند. سوره‌ی برای نسل ما خاطره دارد. هر سوره و هر آیه‌اش برای ما همچون وحی‌ی بوده است که اندیشه‌ی راه تازه‌ای را برای ما می‌گشود.

وحید جلیلی را اولین بار در تجمعی اعتراض به عدم رسیدگی به کارتن‌خوابی در مقابل شهرداری تهران دیدم. حتی اسم‌شان را هم نمی‌دانستم. اما دورادور به صحبت‌ها و پیشنهادهایش فکر می‌کردم. درباره‌ی فرصت‌های فرهنگی انقلاب اسلامی در عراق سخن می‌گفت و اینکه چقدر کارهای نشده فراوان است. کارگاه‌های نویسندگی‌شان که در دانشگاه راه افتاد اولین رودررویی‌مان بود. وقتی فهمیدم که وبلاگم را خوانده است خجالت کشیدم. آن زمان خیلی مزخرف می‌نوشتم. (مثل الآن) آقای جلیلی هم حسابی به ادبیات وبلاگ‌نویسی تشر زدند و نفرین فرستادند. البته چند بار گفتند که منظورم وبلاگ شما نیست‌ها! ما هم بیشتر متوجه ضعف‌هایمان شدیم. هرچند تنبلی‌ام مانع از آن شد که استفاده‌ی کافی و وافی را از آن دوره ببرم اما آشنایی با ایشان فرصت مغتنمی بود که بسیار به آن مدیونم.

این مقدمات لازم بود تا به سراغ بحث اصلی بروم. و سئوالات حضرت پلخمون مشهدی:

یک. همیشه نوشتارها و گفتارهای وحید جلیلی در سوره برای‌م جذاب بودند. اول بعدالتحریر را می‌خواندم. سرمقاله‌ها هم خیلی خوب بودند. از گفتارشان در باب جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی نیز خیلی استفاده کردم و خیلی‌ها را به آن احاله دادم. از «اسلام همه‌ی اسلام است» نیز خیلی لذت بردم. طنزهای امید مهدی‌نژاد هم خیلی جذاب بودند. جزء اولین بخش‌هایی بود که می‌خواندم. خیلی‌ها را می‌شناختم که نشریه را برای پیام‌های بازرگانی-سیاسی دکتر برزو بی‌طرف می‌خریدند و می‌خواندند. همیشه موضوعات عمومی‌تر را بیشتر پسندیدم. اما بیشتر مطالب هر شماره را به مرور می‌خواندم. (به خصوص پرونده‌ها)

دو. خیلی‌ها در جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی دغدغه و علاقه به کارهای نو و پرمحتواتر دارند. بحث‌های تئوریک برای افراد خاصی است و همه نمی‌خواهند آنها را دنبال کنند. اگر راه بخواهد برای همه‌ی اقشار حزب‌اللهی باشد نیاز دارد که متناسب با نیازهای آنها نیز مطالبی را تولید کند. از این رو توجه به آنها نیز مفید فایده است. نمونه‌اش هم در آخرین شماره‌ی هفت‌قفل پیشنهاداتی برای کسانی که می‌خواهند در این عرصه کار کنند ارائه شده بود که البته عمومیت دارد و در موضوعات مختلف می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد.

سه. به نظرم مهم‌ترین چالش «جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی» را در عدم توجه به مفاد همین اصطلاح باید جستجو کرد. باید جبهه‌ای بود. کار فرهنگی کرد. انقلابی ماند و اسلام‌خواهی کرد. تا این عناصر با هم جمع نشود آرمان‌های این جبهه در ذهن و نوشتارها باقی خواهد ماند. البته اگر بخواهیم کمی اولویت میان این عناصر قائل شویم و مهم‌ترین چالش را در نظر آوریم اکنون نداشتن نگاه جبهه‌ای در میان‌مان جدی‌تر است. گاه دوستانی هستند که فراموش می‌کنند که عدالتخواهی هم همان تولید علم است و اردوی جهادی همان هسته‌های مقاومت. ما همه یک جبهه‌ایم. «جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی».

همه با هم٬ پیش به سوی یک «راه» تازه!

این دوستان را هم دعوت می‌کنم که بنویسند:
» برادر حسن اجرائی
» برادر حسین غفاری
» برادر مجید عزیزی
» برادر سید داوود مرادیان
» برادر علی اللهیاری‌پور
» برادر حامد طالبی

-----------------
» شماره‌ی جدید صبا منتشر شد.

نظرات ()