روایت چزاندن یک ابرقدرت

کتاب تازه‌ی دوست عزیزم هادی سجادی‌پور، «ایران۵۲ - آمریکا ۰» اخیراً چاپ شده است. موضوع  کتاب،  انقلاب دوم، حماسه‌ی سیزده آبان است.

روایت چهارصد و چهل و چهار روز چزاندن یک ابرقدرت، مشتمل بر هشت فصل است که به بررسی رابطه‌ی ایران و آمریکا و نیز اتفاقات، پیامدها، متن‌ها و حاشیه‌های این برهه‌ی تاریخی پرداخته است.

نخستین کتابی است که در طرح بازخوانی تاریخ جنبش دانشجویی ایران در فرهنگ‌سرای دانش‌جو تولید شده و با همکاری مرکز اسناد انقلاب اسلامی به زیور طبع اراسته شده است. آقای سجادی پور که خود دبیر طرح کتاب دانشجویی هشتاد و شش فرهنگ‌سرا نیز بوده است، گفته است که می‌خواهید قالب‌شکنی کنیم و کتاب‌هایی دور از کلیشه‌های رایج کتاب تولید کنیم.

برای من که از نردیک شاهد زحمات آقای سجادی‌پور بوده‌ام، باعث بسی شادی است که این کتاب چاپ شده است. امیدوارم که کتاب‌های دیگر این دوست گرامی‌مان به زودی چاپ شود.

 

همچنین ببینید:
تردید (محمد سرشار - رئیس فرهنگ‌سرای دانش‌جو): بازخوانی تاریخ برای خودمان و دوستان‌مان

/ 14 نظر / 53 بازدید
نمایش نظرات قبلی

متن شما رو خواندم و ممنون که خیلی سریع به سوال هام جواب دادید (می تونستید مثل خیلی های دیگه نظرات مخالف را حذف کنید و این کار شما قابل تقدیر است) و اما 1- گفتید يه آمريکايي در مراسم استقبال از گروگان هاي آزاد شده تو آمريکا يه پوستر دستش گرفته که "ايران 52، آمريکا صفر" و گفتید پس من هم میتونم انتقاد کنم. من از نوشتن کامنت انتظار پاسخ گویی به سوالاتم را داشتم و گرنه این را می دانم که هر کسی می تواند از این کار انتقاد کند و یا تعریف اما بنا به دلایلی. من دلایل انتقاد خود را گفتم و شما در جواب میگی که من می تونم انتقاد کنم؟ دست شما از اینکه اجازه انتقاد دادید درد نکنه ولی دلایل حمایت شما چی شد؟

2- گفتید که تعدادی از افراد پيرو خط امام که بتا به نظر شما واقعا اعتقادي به آرمان هاي انقلاب ندارن و تعدادي از اعضاي سازمان مجاهدين خلق هم در بین اونها بودن. خب میشه لطفا بگین چتد درصد از افراد موثر در جربان گروگانگیری جزو دو گروه بالا نبودند؟ مجاهدين خلق را بگذاریم کتار آیا شما آقایان میردامادی .بیطرف . اصغرزاده.حجاریان .عبدی .موسوی خوئینی‌ها. سیف‌اللهی و خانم ابتکار را که تشکیل دهنده اعضای کمیته مرکزی تسخیر سفارت بودند را معتقد به آرمان هاي انقلاب نمی دانید؟ اینها که همه امروزه خلاف نظر شما را می گویند.

3- نمی دونم چرا و از کجا احساس کردید بنده از بهزاد نبوي حمایت می کنم. در مورد ایشان این نکته را بگویم که صرفنظر از قرارداد الجزاير (که اون هم البته با اجازه امام راحل بود) آنقدر عملکرد های اشتباه داشته که شاید اسم ایشون هم روزی جزو خائنین به این ملت در کنار نام امثال وثوق الدوله ثبت خواهد شد.

4-- در مورد چزیده شدن: آیا همین الان اگر من و شما و چند نفر دیگه از دوسنان دیگر اراده کنیم نمی توانیم هر سفارت خارجی دیگری را در ایران اشغال کنیم؟ (البته اگر پلیس مداخله نکند که می دانیم در ان رمان هم هیچ مداخله ای از سوی پلیس نبوده). خب آیا به نظر شما این کار نیاز به شجاعت خاصی دارد؟ من در زمان حمله به سفارت دانمارک به همراه تعدادی دیگر از دانشجویان بسیج شریف حضور داشتم (نویسنده این وبلاگ هم در آنجا بوده و البته من ایشان را آن رمان نمیشناختم) خیلی راحت می توانم بگویم که نیروی انتظامی نمی خواست جلوی ما را بگیرد و تعدادی از بچه ها به راحتی وارد سفارت شدند. آیا حالا من باید اسم این کار را چزاندن دانمارک بگذارم؟ آیا مردم دانمارک این کار را با سفارت ایران نمی توانستند بکنند؟ آیا آمریکا واقعا چزید و یا به راحتی بهانه ایی به دستش افتاد که میلیونها دلار اموال ایران در خارج از کشور را مصادره کند و از تحویل بسیاری از جنگ افزار هایی که در رزیم گذشته خریداری شده بود سر باز زند (جنگ افزار هایی که می توانست در جنگ کمک زبادی به ایران کند). ظاهرا یا من معنای چزیدن را نمی دانم و یا شما.

5- اگر خاطرتان باشد چندی قبل نیروهای آمریکایی تعدادی از هموطنان ایرانی را در کنسولگری ایران در بصره به اسارت گرفتند و تا مدتها هیچ خبری از آنها مخابره نشد و این عزیزان مدت ها در اسارت بودند و متاسفانه تلاش های مقامات ایرانی هم به هیچ نتیجه روشنی نرسید. آیا به نظر شما آمریکا با این کار خود ملت ایران را چزاند؟تفاوت این گروگانگیری با گروگانگیری 30 سال قبل چه بود؟ اگر شما معتقد به چزانده شدن آمریکا در آن واقعه هستید پس باید خدمتان عرض کنم که در این صورت با ید آیران چند برابر بیشتر به خاطر گروگانگیری بصره چزانده شود از نظر شما. چون آمریکا آن زمان میلیون ها دلار پول به دست آورد و چندین قطعنامه هم علیه ایران صادر شد و لی در این مورد آخری ایران چیزی به دست نیاورد و تنها زمانی که خود امریکاییها خواستند ایرانیان در بند را آزاد کردند.

6- دوست عزیز چرا به جای اینکه جواب سوالات مرا بدهید مرا مرعوب می خوانید؟ چرا از نظر شما اگر کسی ذره ایی فکرش را به کار بیندازد و از کاری که اشتباه بودنش مدت هاست ثابت شده (حتی از سوی متولیان خود این واقعه) انتقاد کند مرعوب است؟

7- چه کسی کتاب در مورد گروگانگیری نوشته و خواسته خودشو تبرئه کنه؟ من کتاب در مورد واقعه طبس و تلاش سیاستمداران برای تبرئه خود در اینجا زیاد دیده ام . کتاب در مورد گروگانگیری هست و لی هیچ کس در آنها نخواسته خودش را تبرئه کنه. همه ایران و این اقدام را محکوم کردن تو این کتاب ها و اصلا از نظر اونها کار اشتباهی از جانب سیاست مداران انجام نشده که بخواد تبریه بشه (البته غیر از واقعه طبس). البته امید وارم بدونین جنگ انتخابات ریاست جمهوری و حمله جمهوری خواه ها به دموکرات ها و انتقاد ار این قضیه فقط برای رای جمع کردن در اون زمان بوده و گروگانگیری یه بهاته واسه رای جمع کردن جمهوری خواه ها بوده و بس.

8- اعتماد به نفس ملی با توجیه اشتباهات گذشته بیشتر نمیشه. اگر جایی عملی اشتباه بوده چه خوبه که خیلی راحت بگیم. اول انقلاب بوده و شور و شوق انقلاب همه رو گرفته و این کار هم یکی از کار های اشتباهی بوده که تحت جو انقلاب انجام شده. حالا وقت صرف کردن و کتاب نوشتن برای وارونه نشان دادن واقعیت چه لزومی دارد؟ (البته اگر کتاب سفارشی باشد و در جهت مطامع نویسنده اشکالی ندارد ولی معرقی آن در این وبلاگ کار صحیحی نیست) شاید ندانید (البته احتمالا نویسنده کتاب می داند) امروزه متاسفاته برخی ارگان های دولتی هدایا و مزایای خوبی برای این گونه نوشته های عاری از واقعیت در نظر میگیرند که باید جلوی این کار گرفته شود و حداقل تبلیغ نشود.

پاسخی نیست به اشکالات وارده؟

احسان

اینجا در بلاد کفر آمریک از جریان آزادی گروگان ها با عنوان اکتبر سورپرایز یاد می کنند و تقریبا همه نویسندگان (راست یا دروغ) معتقدند که معامله ایی پشت پرده بین جمهوری خواهان و حکومت ایران بوده تا دولت کارتر در انتخابات شکست بخورد وانصافا دلایل ومدارکشان هم مستند به نظر می رسد. اباطیلی که نویسنده این کتاب نوشنه فقط به درد افراد نا آگاه و ساده می خورد و فاقد هر گونه دلیل و مستندات می باشد. علت چاپ این گونه کتاب ها غیر از تحریف تاریخ ویا تفسیر ان مطابق نفسانیات چه می باشد؟