اساس نیکی‌ها


بهار قرآن قرار است بخشی باشد ثابت در ماه رمضان
که هر روز آیه‌ای و تفسیری را نقل کنم.

بهار قرآن ۲

لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّکَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (سوره البقره - آیه ١٧٧)

ترجمه: نیکى، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) روى خود را به سوى مشرق و (یا) مغرب کنید؛ (و تمام گفتگوى شما، در باره قبله و تغییر آن باشد؛ و همه وقت خود را مصروف آن سازید؛) بلکه نیکى (و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال (خود) را، با همه علاقه‏اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى‏کند؛ نماز را برپا مى‏دارد و زکات را مى‏پردازد؛ و (همچنین) کسانى که به عهد خود -به هنگامى که عهد بستند- وفا مى‏کنند؛ و در برابر محرومیت‌ها و بیماری‌ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى‏دهند؛ اینها کسانى هستند که راست مى‏گویند؛ و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است؛) و اینها هستند پرهیزکاران!

شان نزول: چون تغییر قبله سر و صداى زیادى در میان مردم بخصوصىهود و نصارى به راه انداخت،ىهود که بزرگترین سند افتخار خود (پیروى مسلمین از قبله آنان) را از دست داده بودند زبان به اعتراض گشودند، که قرآن در آیه142 با جمله (سیقول السفهاء) به آن اشاره کرده است. آیه فوق نازل گردید و تأیید کرد که این همه گفتگو در مسأله قبله صحیح نیست، بلکه مهم‌تر از قبله مسائل دیگرى است که معیار ارزش انسان‌هاست و باید به آنها توجه شود و آن مسائل را دراین آیه شرح داده است.

تفسیر: در تفسیر آیات تغییر قبله گذشت که مخالفین اسلام ازىک سو  و تازه مسلمانان از سوى دیگر چه سر و صدایى پیرامون تغییر قبله به راه انداختند.

این آیه روى سخن را به این گروه‌ها کرده، مى‌گوید: «نیکى تنها این نیست که به هنگام نماز صورت خود را به سوى شرق و غرب کنید و تمام وقت خود را صرف این مساله نمایید» (لیس البر ان تولوا وجوهکم قبل المشرق والمغرب).

قرآن سپس به بیان مهم‌ترین اصول نیکیها در ناحیه ایمان و اخلاق و عمل ضمن بیان شش عنوان پرداخته چنین مى‌گوید: «بلکه نیکى (نیکوکار) کسانى هستند که به خدا و روز آخر و فرشتگان و کتاب‌هاى آسمانى و پیامبران ایمان آورده‌اند» (و لکن البر من آمن باللّه و الیوم الآخر و الملائکة و الکتاب و النبیین).

پس از ایمان به مساله انفاق و ایثار و بخشش‌هاى مالى اشاره مى‌کند، ومى گوید: «مال خود را با تمام علاقه‌اى که به آن دارند به خویشاوندان وىتیمان و مستمندان و واماندگان در راه، و سائلان و بردگان مى‌دهند» (و آتى المال على حبه ذوى القربى و الیتامى و المساکین و ابن السبیل و السائلین و فى الرقاب) بدون شک گذشتن از مال و ثروت براى همه‌کس کار آسانى نیست. چرا که حب آن تقریبا درهمه دلها است، و تعبیر «على حبه» نیز اشاره به همین حقیقت است که آنها در برابر این خواسته‌ی دل براى رضاى خدا مقاومت مى‌کنند.

سومین اصل از اصول نیکی‌ها را بر پا داشتن نماز مى‌شمرد و مى‌گوید: «آنها نماز را بر پا مى‌دارند» (واقام الصلوة).

چهارمین برنامه آنها را اداى زکات و حقوق واجب مالى ذکر کرده، مى‌گوید: «آنها زکات را مى‌پردازند» (وآتى الزکوة).

بسیارند افرادى که در پاره اى از موارد حاضرند به مستمندان کمک کنند، اما در اداى حقوق واجب سهل انگار مى‌باشند، و به عکس گروهى غیر از اداى حقوق واجب به هیچ‌گونه کمک دیگرى تن در نمى‌دهند، آیه فوق نیکوکار را کسى مى‌داند که در هر دو میدان انجام وظیفه کند.

پنجمین ویژگى آنها را وفاى به عهد مى‌شمرد، و مى‌گوید: «کسانى هستند که به عهد خویش به هنگامى که پیمان مى‌بندند وفا مى‌کنند» (والموفون بعهدهم اذا عاهدوا).

چرا که سرمایه زندگى اجتماعى اعتماد متقابل افراد جامعه است، لذا درروایات اسلامى چنین مى‌خوانیم که مسلمانان موظفند سه برنامه را در مورد همه انجام دهند، خواه طرف مقابل، مسلمان باشدىا کافر، نیکوکار باشد یا بدکار، و آن سه عبارتند از: وفاى به عهد، اداى امانت و احترام به پدر و مادر.

و بالاخره ششمین و آخرین برنامه این گروه نیکوکار را چنین شرح مى‌دهد: «کسانى هستند که در هنگام محرومیت و فقر، و به هنگام بیمارى و درد، و همچنین در موقع جنگ با دشمن، صبر و استقامت به خرج مى‌دهند، و در برابر این حوادث زانو نمى‌زنند» (و الصابرین فى البأساء و الضراء و حین البأس).

و در پایان آیه به عنوان جمع‌بندى و تاکید بر شش صفت عالى گذشته مى‌گوید: «آنها کسانى هستند که راست مى‌گویند و آنان پرهیزکارانند» (اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون).

راست‌گویى آن‌ها از اینجا روشن مى‌شود که اعمال و رفتارشان از هر نظر بااعتقاد و ایمان‌شان هماهنگ است، و تقوا و پرهیزکاری‌شان از این‌جا معلوم مى‌شود که آن‌ها هم وظیفه خود را در برابر «اللّه» و هم در برابر نیازمندان و محرومان و کل جامعه انسانى و هم در برابر خویشتن خویش انجام مى‌دهند.

جالب این که شش صفت برجسته فوق هم شامل اصول اعتقادى و اخلاقى و هم برنامه‌هاى عملى است.

از مختصر تفسیر نمونه

/ 1 نظر / 14 بازدید