انقلاب فرهنگی عربی

امشب با دکتر ادریس هانی، رهبر شیعیان مغرب درباره‌ی فکر دینی و موضوع علم دینی صحبت می‌کردم. وی که نویسنده، استاد دانشگاه رباط و مدیر دانشگاه دارالحکمه رباط مغرب نیز هست، پس از این‌که تاریخی از اسلام‌گرایی در جهان عرب گفت، اشاره کرد که اکنون دنیای عرب و نخبگان عرب چشم‌شان به ایران و اندیشه‌های ایرانی است. او از عمق اندیشه‌ی دینی در ایران گفت و از تأثیر اندیشمندان ایرانی بر رواج اندیشه‌ی اسلام‌گرایی.

بیشتر اندیشمندان معاصر ایرانی را به دقت می‌شناخت و نحله‌های فکری در ایران را به خوبی تشخیص می‌داد. از سروش و مصطفی ملکیان گرفته تا شریعتی و مطهری و علامه طباطبائی. حتی در سخنان‌ش به نام کتب‌شان هم اشاره می‌کرد. وقتی نام مطهری بود، از «مسئله‌ی حجاب»ش گفت و «عدل الهی» و «نهضت‌های اسلامی صدساله‌ی اخیر» و ...

اما یک جمله‌اش اعصاب‌م را نابود کرد. وقتی از او درباره‌ی تأثیر انقلاب اسلامی در جهان عرب پرسیدم، گفت «اگر شما آثار اندیشمندانی چون مطهری را به درستی ترجمه و در اختیار عرب‌ها می‌گذاشتید، در جهان عرب انقلابی می‌شد؛ شبیه آنچه در ایران رخ داد.»

گله‌اش از ابعاد مختلف بود: هم از عدم ترجمه‌ی آثار ناراحت بود و هم از بدی ترجمه‌شده‌ها (چه از حیث ادبیات و چه از جهت انتخاب کتب و موضوعات) و هم از توزیع نامناسب آنها. راست هم می‌گفت.د لم خیلی سوخت.

یکی از دوستان می‌گفت: «خوش‌حال‌م که مسئولین فرهنگی ما، کارشان اثر ندارد. والا باید از ترس رسوخ اندیشه‌های منحط‌شان از ایران هجرت می‌کردیم.»

این جمله‌ی آخری بی‌ربط بود. همین!

/ 0 نظر / 8 بازدید