ارشاد الارشاد

امشب توفیقی حاصل شد که در نقش خانواده یکی از دوستان(!)، در مراسم اختتامیه‌ی طرح اوقات فراغت فرزندان کارکنان وزارت ارشاد شرکت کنیم. این دوست و هم‌کلاسی ما به دلیل سمت‌شان، (معاون مدیرکل) نمی‌توانستند بی‌کلاس‌بازی درآورند. و ما برعکس ایشان هیچ معذور و محذوری نداشتیم.

محلی برای نماز پیش‌بینی نشده بود و نمازخوان‌ها، پشت درهای بسته‌ی مسجد به نماز می‌ایستادند. دیر رسیدیم و سهم میوه‌مان را خورده بودند. شام‌شان هم ساندویچ هایدا بود. با آنکه حضار بر اساس دعوت‌نامه و ژتون آمده بودند، فضای کافی برای تمام افراد نبود و بسیاری جلوی مبادی ورودی ایستاده بودند.

بعد از فیتیله‌ای‌ها، که چند بار ارشادی‌ها را ارشاد کردند که به جای ارشاد مردم، فرزندان خود را ارشاد کنید، نوبت به علیرضا افتخاری بود که به عنوان سورپرایز برنامه، برای حاضران لب‌خوانی کند. اما شانس‌ش خوش نبود و نوار قطع شد! آهنگ نیلوفرانه را که سال‌ها پیش خوانده بود، مجبور شد بی‌آهنگ بخواند. یادش رفته بود که ریتم و لحن آهنگ چه بوده است. خارج می‌خواند در حد تیمْ‌ملی!

میان ِ برنامه‌های سوت، جیغ و کف حضار با آهنگ‌های تند و نورپردازی با رنگ‌های تند و جیغ، آدم را به یاد کنسرت‌ها و مراسمات {....} می‌انداخت و این‌ها با حضور جناب وزیر معنای دیگری می‌یافت.

پاچه‌خواری برگزارکنندگان نیز جالب بود. آقای هاشمی، مجری برنامه که صدای گرم‌ش شبکه‌ی دو را حرارت می‌دهد، وزیر را صفاری هرندی، وزیر ارشاد و فرهنگی اسلامی معرفی کرد و خیر مقدم‌ش گفت. بعد از او هم تابلویی با عنوان «آقای وزیر متشکریم» از طرف بچه‌ها به روی سن آورده شد و از حضار خواستند وزیر را به مدت ده ثانیه تشویق کنند!

فکر می‌کنم تمام این برنامه‌ها یک‌طرف، و برنامه‌ی تقلید صدا یک طرف بود. میهمان برنامه با صدای محسن چاوشی شروع کرد و آهنگ «خیانت» را خواند. (توی پرانتز توضیح دهم که آهنگ‌ش غیرمجاز است و از دلایل ممنوعیت پخش فیلم سنتوری، همین صدا بود.) دوست داشتم چهره‌ی صفار هرندی را می‌دیدم، زمانی که حضار در سالن -که کارمندان وزارت ارشاد بودند و خانواده‌هاشان- آهنگ را با صدای بلند می‌خوانند!

این نشان می‌دهد که چقدر سیاست‌های ارشاد توانسته است در سطح عموم جامعه اثرگذار باشد. به قول فیتیله‌ای‌ها «کاش به جای ارشاد مردم، ارشادی‌ها خودشان را ارشاد می‌کردند!»

/ 8 نظر / 8 بازدید
سير بي سلوك

سلام آقای صالح عزیز. از آشنایی با شما و وبلاگ پرمحتوا و متعهدانه شما خوشبختم. موید باشید.

مصطفی نمازیان

بنام خدا. با سلام. حاجی کجا رفتی؟طلبه که رفت زندان و ما تنها ماندیم. منتظر بودیم دست خاتمی رو هم محاکمه کنند ولی کی اینکارو کنه؟ منتظریم تا فرهنگنامه شان روحانیت چاپ بشه وازش فیض ببریم. منتظر بازدید هستیم. یا علی

مهدی بوترابی

[نیشخند][گل][دست][نیشخند]ارشاد بر فرهنگ تقدم حقوقی از نوع بین الملل خصوصی دارد[نیشخند][گل][دست]

تارا

http://www.goftaniha.org/

محمدصالح

جناب بوترابی، رئیس کل اینترنت! ما از نوشتار فاضلانه -و بل افضلانه- و دکترانه‌ی شما کمال تشکر را داریم. اگر ممکن است بگوئید این که نوشته‌اید، یعنی چه؟ با تشکر! [نیشخند]

حامد

سلام هر روز وبلاگ پربارتان را از ریدر می خوانیم و فیض می بریم و برای بقیه دوستان نیز شیر می نماییم. این پستتان بحث مجری و پاچه خواری بود گفتیم ما هم به عنوان مجری حرفه ای خدمت رسیده و برایتان خاطره ای از گذشته های دور بازگو نماییم. آن زمانی که ما وزیر ارشاد بودیم و وزیر ارشاد مجری و چقدرها که از ما تعاریف نمودند. بیخودی به وبلاگمان هم سر نزن که هیچ خبری نیست. غرض ابراز ارادت و سلامت و فدایت بود. ماچ[ماچ]

محمدصالح

حضرت حامدنا! السلام علیک و رحمت الله و برکاته یک. الطاف‌تان مستدام! [گل] دو. بابا، مجری حرفه‌ای! بابا، وزیر ارشاد!! سه. تف به ریا! چهار. چرا وبلاگ‌تان بی‌روز است و به‌روز نیستید؟ پنج. ما نیز ایضاً ماچ! [ماچ] شش. و من الله توفیق.

احسان

متاسفانه دیر زمانی برنامه های شاد به این صورت برگزار می شود. وقتی تعریف درستی از تفریح ندارین چه می شود کرد؟