تشت رسوایی‌شان از بام افتاد

بالاخره یک رسانه‌ای پیدا شد و دنبال ماجرای یعقوب مهرنهاد، را پیگیری کرد. رادیو زمانه با تعدادی از فعالان مدنی بلوچ گفت‌وگو کرده است. این افراد تأکید کردند که در ارتباط مهرنهاد با جندالله شکی نیست و وی قرار بوده است که شاخه‌ی فرهنگی (!!!!) جندالله را راه‌اندازی کند. اما فیلم دیدارهای وی با عبدالمالک ریگی به دست وزارت اطلاعات افتاد و سبب دستگیری‌اش شد.

این گزارش در حالی نشر یافت که در روزهای اخیر هجمه‌ی شدیدی از سوی اپوزیسیون و وبلاگ‌نویسان علیه جمهوری اسلامی وارد شده است. در این فضا، جبهه‌ی رسانه‌ای ضد انقلاب، به شدت به ترویج غیرعادلانه بودن محکمه‌ی یعقوب مهرنهاد پرداختند و صدور حکم اعدام را برای وی مخالف موازین حقوق بشری نامیدند.

از سوی دیگر نهادهای به‌اصطلاح حامی حقوق بشر با انتشار بیانیه‌هایی به دفاع از مهرنهاد پرداخته و در تکمیل پازل فشار بر حکومت پرداختند.

بخش‌هایی از این گزارش در ادامه آمده است:

گفت و گو با چند فعال مدنی، درباره‌ی یعقوب مهرنهاد:
«مهرنهاد قرار بود شاخه فرهنگی جندالله را راه بیندازد»

کوهیار گودرزی: یعقوب مهرنهاد، روزنامه‌نگار و فعال مدنی سیستان و بلوچستان، صبح دوشنبه چهاردهم مرداد ماه سال ۸۷ به همراه یک تن دیگر در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

یعقوب مهرنهاد در اردیبهشت‌ماه سال ۸۶ بازداشت و در ۲۲ بهمن ماه همین سال توسط دادگاه انقلاب استان سیستان و بلوچستان به اتهام ارتباط با گروه جندالله به اعدام محکوم شده بود.

از اشکان آذر کیش، عضو ان‌جی‌اوی مددکاری امید استان در مورد اتهامات آقای مهرنهاد پرسیدم؟

ایشان دو دیدار با آقای ریگی داشت و قول داد که شاخه‌ی فرهنگی جندالله را در ایران بین زنان و جوانان راه‌اندازی کنند. آن‌چه‌ در پرونده‌شان مطرح بود این است که فقط برای آن‌ها عضوگیری بکند و روی جذب نیرو کار بکند.

ولی بعد از آن یک دیداری هم با یکی از سران حزب دموکرات بلوچستان داشت که در سوئد زندگی می‌کند و در شبکه‌های ماهواره‌ای هم صحبت می‌کند. در امارات ایشان را ملاقات کرد و از ایشان پول گرفت. این حزب، جزو حزب‌های سه چهار نفره سیاسی است، ولی فاز نظامی ندارد.

وقتی ایشان را بازداشت کردند می‌گفتند که این قضیه خیلی جدی مطرح بود. حتی خود آقای ریگی فیلم دیدارش با مهرنهاد را برای دستگاه اطلاعاتی ایران فرستاده، موقعی که فهمید ایشان با این شخص هم تماس گرفته و فکر کرده که می‌خواهد ایشان را دور بزند.

حالا این جهتش را من دقیقاً نمی‌دانم ولی طبق گفته‌ها، ایشان از ‌آقای بلیده پول گرفته، در پرونده او هم ظاهراً این قضیه آمده. اما ایشان از آقای ریگی پولی نگرفته بود.

علی رضا ابرین، فعال حقوق بشر در سیستان و بلوچستان نیز اطلاعاتی مشابه آقای آذر کیش در اختیار داشت:

یعقوب مهرنهاد،‌ آدمی بود که می‌خواست خیلی مطرح بشود. آن‌جوری که ما از پرونده او اطلاع پیدا کردیم، او دو بار با عبدالقادر ملاقات کرده بود. اعترافات، خودش است. اعترافاتی که اطلاعات هم از آن‌ها فیلمبرداری کرده و احتمالاً چند وقت دیگر هم، در جواب کسانی که به قولی اعتراض می‌کنند، از تلویزیون پخش می‌شود.

آن چیزی که خودش اعتراف کرده، از آقای بلیده هم که مسوول جبهه متحد بلوچ در سوئد است، حدود ۲۰۰ هزار دلار پول گرفته، برای این‌که شاخه فرهنگی جندالله باشند‌. بعد وسط این قضایا، ‌‌آقای مهرنهاد تصمیم می‌گیرد همه‌ی این‌ها را دور بزند، و یکی از این دو تا یا عبدالمالک، یا بلیده او را لو می‌دهند.

/ 18 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدصالح

سلام مانی عزیز؛ یک. من در سال هشتاد و سه که شروع به نوشتن کردم، موضوع وبلاگ نقد حاکمان و پاسخ‌خواهی بوده است. این را می‌توانی در آرشیوم ببینی. نه این‌که من بخواهم پاسخ بدهم. دو. مثل این‌که شما مطلب را نخواندی! ایشان نه برای کسب خبر، بلکه برای عضویت و راه‌اندازی شاخه‌ی فرهنگی (!) جندالله به دیدار ریگی رفته است و مبلغ 200 هزار دلار پول دریافت کرده است. این‌که این امر با موضوع خبرنگاری چه ارتباطی دارد، الله اعلم! سه. موضوع ارتباط این فرد با ریگی مطرح است و نه کشتن سربازانی که اخیراً رخ داده است. البته قتل‌عام تاسوکی که در زمان ایشان بوده است. و قتل و کشتارهای پیش از آن را نیز همه‌گان مطلع‌ند.

محمدصالح

جناب مانی؛ چهار. رادیو زمانه هم فیلتر است. البته دامنه‌هایی هم دارد که در دسترس است. حدود چهار یا پنج دامنه‌ی اصلی‌ش بسته است. این نیز دلیل بر مخالفت جمهوری اسلامی با زمانه‌ای‌ها! پنج. من اعتمادی به آنها ندارم. بخشی از دروغ‌پردازی‌ها، مکر و کید زمانه‌ای‌ها را در همین مطلب می‌توان دید. بخشی از سخنان آقای مصطفایی را که به قانونی بودن حکم مهرنهاد گفته است، حذف کرده‌اند. این یعنی سوء استفاده از فضای رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی. شش. من نگفتم که همه‌ی این مطلب را قبول دارم. الدلیل علی المدعی!

محمدصالح

جناب مانی؛ هفت. ارتباط ایران با لیبی و ساف، آن‌چنان واضح است که قابل انکار نیست. البته ملاک حال فعلی افراد است. این‌که عرفات روزگاری مبارز بود و بعد بر سر میز مذاکره نشست، نشان از تغییر مواضع او دارد. دلیلی ندارد که همچنان موضع سابق نسبت به او داشته باشیم. هشت. سلامت باشید. یا علی مدد

ح

.

تارا

جالبه. یک سر به لینک زیر بزنید لطفا. https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/rankorder/2092rank.html

می گويند يعقوب مهرنهاد عضو گروه مسلح و تروريستی جندالله بود و به همين خاطر اعدام شد. می گوييم در طول سی سال گذشته، هر کس که به زندان افتاد و "اعتراف" به کاری کرد، -اگر زنده ماند- بعد از خروج از زندان، "اعتراف" اش را پس گرفت و اظهار داشت که چنان کاری نکرده است. از فرهاد بهبهانی و نورالدين کيانوری گرفته تا وب لاگ نويسان بازداشت شده به محض اين که از دست اعتراف گيران رهايی يافتند، بر اعترافات شان خط بطلان کشيدند.

به همين سياق، به آقای يعقوب مهرنهاد، يک سری اتهامات کلی –بدون ارائه مدرک و حتی پخش اعترافات- بستند و او را به دار کشيدند. اما من می خواهم اين بار از واردکنندگان اتهام براندازی دفاع کنم و هم‌صدا با آن ها بگويم مهرنهاد حتی اگر عضو جندالله نبود، حتی اگر اسلحه در دست نداشت، حتی اگر گروگان نگرفته بود، حتی اگر سر کسی را نبريده بود، باز قطعا برانداز بود. می فرماييد چطور، عرض می کنم: - برانداز بود چون به ظلمی که به مردم سيستان و بلوچستان می رود اعتراض می کرد و اعتراض اش را به زبان می آورد و می نوشت. - برانداز بود چون برای فرزندان آن استان که در فقر و محروميت به سر می بَرَند زندگی بهتر می خواست و اين خواست را به زبان می آورد و می نوشت. - برانداز بود چون اهانت مسئولان و مديران منطقه را به باورهای مردم بر نمی تابيد و مخالفت خود را با چنين اهانت هايی به زبان می آورد و می نوشت. - برانداز بود چون می خواست پا در کفش مسئولان دولتی و نمايندگان "مردمی" بکند، بل‌که گرهی از کار مردم بگشايد که جلوی اين عمل طبيعتا گرفته شد.

محمدصالح

جناب عرفان؛ سلام اول. یک چیز را بیان کنم که وبلاگ بنده، بیل‌بورد تبلیغاتی نیست که یک پیام را ذیل ده‌تا مطلب بیاورید! دوم. من نماینده‌ی وزارت اطلاعات و قوه‌ی قضائیه و نهادهای حکومتی نیستم که پاسخ سخنان شما را بدهم. سوم. در صحت اعترافات‌شان همین بس که پس از آزادی هرکدام به کشوری پناهنده شدند. آخرین‌ش هم باطبی که به اتازونی پناه برد تا اثبات شود که خدمت به آمریکا بی‌پاسخ نمی‌ماند! چهارم. همان‌طور که در مطلب «تشت رسوایی‌شان از بام افتاد» آمده است، بسیاری از فعالان حقوق بشری در سیستان و بلوچستان به عضویت او در جندالله شهادت داده بودند. اما وقتی قرار باشد بی‌منطقی کنید و تبلیغات را بیاندازید، پاسخ‌های بنده نیز چندان دردی دوا نمی‌کند. حرف‌های‌تان معلوم است و نپذیرفتن حرف‌های بنده نیز در رفتارتان معلوم! لکم دینکم و لی دین

مرتضی احمدی(خاکریز)

سلام با مطلب زیر به روزم سلمان رشدی(ملعون): از نوشتن «آیات شیطانی» پشيمان نيستم