موقعیت استثنایی

پیشنهاد شما در چنین موقعیتی کدام است؟

اگر با پیژامه‌ی راه‌راه آبی، با موهای ژولیده، با چشمان پف کرده، با زیر پیراهنی سوراخ‌سوراخ و دمپایی پلاستیکی و با لباس کثیف و خورشتی در حال قدم زدن در خواب‌گاه دانش‌گاه با یکی از مسئولان درجه‌ی یک کشوری (سران یکی از سه قوه) مواجه شوید، در حالی که محافظان آن شخص دارند به شما چپ‌چپ نگاه می‌کنند و چشمان همه گرد شده است:

الف) سر را رو به بالا گرفته و سوت می‌زنم. (من که کسی را نمی‌بینم. اگر هم می‌بینم خیلی ریزه)

ب) جلو رفته و با احترام دستم را جلو می‌برم و دست می‌دهم. (اعتماد به نفس رو عشقه)

ج) به سمت عقب برگشته و با سرعت فرار می‌کنم. (مسئولین ترس دارند)

د) به راه خودم ادامه می‌دهم. (پاچه‌خاری ممنوع، حتی شما دوست عزیز)

هـ) فقط نگاه می‌کنم. (تعجب)

و) می‌روم جلو و یقه‌اش را می‌گیرم و می‌گویم چرا مزاحم شدی!

 

نُکَت:

یک. این داستان کاملاً واقعی است! امروز بعد از ظهر!

دو. یکی از دوستان، دیروز می‌گفت که از موضوع وبلاگ‌ت خیلی دور شده‌ای و این عنوان خیلی کوچک است برای مطالبی که می‌نویسی. این هم شد یک مطلب مرتبط با عنوان وبلاگ!

/ 2 نظر / 8 بازدید
خاک

ای ول ای ول داش صالحو ای ول