ترکیه و امت اسلامی

شقشقیه‌ی مسلمانان ترکیه



یک. ترکیه‌ی امروزین، پایتخت خلافت‌گری اسلامی بوده است و بیشتر کشورهای عربی-اسلامی تحت سیطره‌‌ی او بوده‌اند که از جمله‌شان اردن، لبنان، فلسطین و سوریه بوده‌اند. اما در دوران پس از جنگ جهانی اول، تجریه‌ی مملکت عثمانی به چند دلیل رخ داد:
١-    ناتوانی و بی‌عرضگی سلاطین: افول هرچه بیشتر سلاطین عثمانی و دوری‌شان از ارزش‌های اسلامی، جایگاه مردمی آنها را تحت تأثیر قرار داده بود.
٢-    ترویج ملی‌گرایی منفی در میان مسلمین (پان عربیسم و پان ترکیسم): این امر را به‌خصوص در دوران حکومت کوتاه  «کمیته‌ی اتحاد و ترقی» در اعمال سیاست ترکی‌کردن جامعه‌ی اسلامی می‌توان مشاهده کرد که زمینه‌ساز انقلاب عربی شد.
٣-    حمله و فشارهای خارجی کشورهای اروپایی: از جمله‌ی این فشارها پیشنهاد هرتزل مبنی بر خرید فلسطین بوده است و همین برخورد های جدی آخرین سلطان، فشارهای خارجی را بر حکومت نحیف او بیشتر می‌کرد.

دو. سرنوشت ایران و ترکیه در طول تاریخ به هم وابسته و نزدیک بوده است. از سویی ملی‌گرایی و نابردباری مذهبی را در دوران حکومت صفویه در ایران و در عثمانی از سوی دیگر پیگیری کرد تا به تفرقه‌ی میان دو مذهب بزرگ اسلامی دامن بزند. و از سوی دیگر در دوران بعدی این امر را برای اختلاف میان عرب و عجم به کار گرفت و میان کشورهای عربی از سویی و ترکیه و ایران از سوی دیگر تفرقه انداخت. این امر در دوره‌های بعدی به ایجاد و ترویج مذاهب ساختگی بابیت و بهائیت (در میان شیعیان) و وهابیت (در میان اهل سنت) منجر شد. همچنین در دوران حکومت آتاتورک، سنت سیئه‌ی غربزدگی در ترکیه به ایران هم سرایت کرد و باعث فاصله‌ی بیشتر این دو کشور استراتژیک در میان امت اسلامی و دیگر کشورها شد.

سه. همچنین سعی غرب بر این بوده است تا با ایجاد مثلثی از ایران، ترکیه و اسرائیل -به عنوان سه کشور غیرعربی در خاورمیانه- جای پای فرهنگ غربی را در قلب کشورهای اسلامی باز کند. هرچند با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و تأکید بر ارزش‌های اسلام و قدرت و مکنت امت اسلامی این روند در ایران وارونه شد، اما این روند در ترکیه هم‌چنان ادامه یافت. تأکید بر ارزش‌های لائیک و سرکوب شدید اسلام‌گرایان در طول پنجاه سال اخیر در ترکیه جدی بوده است.

چهار. ارتش در ترکیه از قدرت و جایگاه مهمی برخوردار است. آتاتورک که خود پایه‌گذار ترکیه‌ی نوین بود، از ژنرال‌های ارتش آخرین پادشاه عثمانی –سلطان عبدالحمید دوم- بوده است. وی که سال‌ها به عنوان یک فرد معتقد به مذهب و سنت شرع شناخته می‌شده است، پس از دستیابی به قدرت، از احکام اسلام بیزاری می‌جوید و راه تشکیل دولت لائیک را هموار می‌کند. این قدرت و نفوذ پس از کمال آتاتورک نیز ادامه یافت. و جالب آن است که اکثر تمام سران ارتش ترکیه سنی مذهب هستند و این امر را افتخار خود می‌دانند؛ اما هیچ‌کدام نیز خود را به احکام شرع مقید نمی‌دانند.

پنج. ترکیه حدود دو میلیون شیعه دارد و البته بسیار در سختی و مشقت هستند. این افراد از دستیابی به بسیاری از موقعیت‌ها و به خصوص در ارتش و دولت، محروم‌ند. همچنین جمع زیادی از مردم ترکیه، علوی مذهب‌ند. برخی قائل به این هستند که این گروه از مردم ترکیه، پیش از این شیعه بوده‌اند و بعدها به دلیل عدم تقید به احکام و عقاید به این انحراف دچار شده‌اند و برخی نیز می‌گویند که این افراد هرگز شیعه نبوده‌اند و دین درستی نداشته‌اند و در گذشته، افرادی بوده‌اند که برخی از احکام و عقاید شیعه را مطلع شده‌اند. در هر صورت این گروه در ساخت حکومت و مناسبات قدرت بسیار مؤثرند.

شش. کودتا و دخالت ارتش در امور دولتی در ترکیه امری عادی محسوب می‌شود؛ به گونه‌ای که هر از ده سال  یک‌بار  در ترکیه کودتا رخ داده است که آخرین آنها منجر به سقوط دولت اسلام‌گرای نجم‌الدین اربکان شد. احزاب فضیلت و رفاه نیز که در حقیقت شاخه‌ی ترکیه‌ی اخوان المسلمین بودند در همین سال‌ها منحل شده‌اند و اعضای آن‌ها به زندان‌ها افتاده‌اند.

هفت. حجاب را باید یکی از مهم‌ترین مظاهر اسلامی دانست. مبارزه‌ی آتاتورک و رضاخان در اولین گام برای غربی‌شدن، با حجاب مخالفت کردند. -و اکنون نیز شاهد همین روند در کشورهای غربی هستیم که در جای خود محل بررسی است- این امر میان مردم مقید به دین و لائیک‌ها مرز معلومی را ایجاد کرده است. نوع حجاب در ترکیه، نشان از عقاید مردم نیز دارد و گاه معنای سیاسی را جدی‌تر از پیام دینی و معنوی‌ش مطرح می‌کند.

هشت.
در سال گذشته که بار دیگر اسلام‌گرایان از حزب عدالت و توسعه به حکومت رسیدند، بار دیگر موضوع جدی اسلام‌گرایی در ترکیه مورد توجه و مداقه قرار گرفت. عبدالله گل که باید نقش نخست‌وزیر حکومت لائیک ترکیه را بر عهده می‌گرفت، دارای همسری محجبه بود. ارتش ترکیه، حجاب «هایرونیسا گل» را نشان امر سیاسی‌ای می‌دانست که آن را مخالف ارزش‌های لائیک جامعه می‌دانشت و صریحاً آن را طرد می‌کرد. همچنین پس از اعلام رأی پیروزی اسلام‌گرایان در ترکیه، بار دیگر زمزمه‌های کودتا به گوش رسید و ژنرال‌ها در نامه‌ای به اردوغان اعلام کردند اگر وی با لائیسیسم مخالفت کند، با کودتا مواجه خواهد شد.

نه. آنچه در هفته‌ی گذشته در داووس اتفاق افتاد، نه از سنخ یک اتفاق معمولی در دعاوی دیپلماتیک بوده است که فوران بغض فرو خورده و شقشیه‌ی مردمی است که سال‌ها در فشار غرب و صهیونیست‌ها خرد شده‌اند و مجبور به سکوت بوده‌اند. آنچه اردوغان را به آن حرکت زیبا و ارزش‌مند وادار کرد، خواست ملت مسلمان بوده است. این خواست ملی امروز از هر روز دیگری در ترکیه پررنگ‌تر است و می‌تواند بیش از پیش، پایه‌های لائیسیسم در ترکیه را لق کند؛ شاید که فرو افتد...

مرتبط:
مصاحبه‌ام با فارس در همین‌باره

/ 1 نظر / 25 بازدید
دعوت

سلام. دعوت براي بيان نظر درباره انقلاب اسلامي ايران بيان انتقادات و نظرها . منتظر شما هستيم .