خیال خام

با مدیر تازه‌کاری از نامردمی‌های مدیر قبلی می‌گفتم که چنین گفت و چنان کرد.

اول‌ش مدیر نو، همراهی کرد. بعد کم‌کم گفت که شما هم باید چنین می‌کردید، ولی چنان کردید. آخرش هم رسماً گفت که البته من هم فقط حرف می‌زنم و انتظار نداشته باشید که من هم راهی جز راه مدیر قبلی را بروم.

خواستم به‌ش بگویم که من هم غیر از این فکر نمی‌کردم. این‌جا همه‌ی مدیران‌ش فقط بلدند حرف بزنند. بنده‌ی خدا فکر می‌کند که جدی‌اش گرفته‌ام؟! چه خیال خامی!

/ 1 نظر / 8 بازدید
تبسم یاس

بسم رب این قسمت یه مقدار ابهام داره ها!!!!