حاشیه نوشته هایی بر همایش ضرورت تعامل و تحول در دهه ی چهارم انقلاب

امروز «همایش همایش دهه چهارم؛ ضرورت تعامل و تحول» به دعوت جمعیت توحید و تعاون برگزار شد و به دعوت دوست گرامی آقای حمزه غالبی -از اعضای شورای مرکزی جمعیت- در همایش شرکت کردم.

ترکیب خاص و البته تا حدودی گسترده‌ی مدعوین این برنامه، این جلسه را به دیدار اعضای گروهای سیاسی و مدیران دولت قبل و البته احزاب و ارباب رسانه و نیز صاحبان بنگاه‌های اقتصادی از سویی و کارشناسان و اساتید از سوی دیگر بدل کرده بود. از وزرای دولت گذشته گرفته تا سید حسن خمینی و از عماد افروغ گرفته تا محمدرضا خاتمی و تا عطریانفر و مرتضی نبوی گرفته تا آیت الله سیدمحمد موسوی بجنوردی از مدعوین این برنامه بودند.

نکته ی مثبتی که در این جلسه مشهود بود، مطرح شدن مباحث تئوریک و ارزشمندی در باب «الگوی زیست مسلمانی بر پایه‌ی عقلانیت جمعی توحیدی» بود که فارغ از بروزهای سیاسی جلسه به مشورت و نقد و بررسی گذاشته شده بود.

برگزاری چنین جلسات و محافلی البته اگر فارغ از حضور سنگین رسانه ها و نیز شخصیت های نمایشی و البته بزرگ می بود، شاید محمل بهتری برای تضارب اندیشه ها می بود، اما نفس برگزاری چنین محافل و مجالسی در عصر و دوران ما که عمل زدگی به شدت مشهود و بلای جان دولت مردان و مسئولان و البته احزاب و جریانات سیاسی است، خبر خوشی است.

البته کنایه ی دکتر افروغ نیز بسیار به جا بود که خطاب به خاتمی گفت: در دورانی که شما در رأس قدرت اجرایی کشور بودید، علیرغم شعارهای گفتگوی تمدن ها، شاهد برگزاری چنین محافلی نبودیم و اکنون که از اریکه ی قدرت کناره گرفته اید، آیا محفلی برای اجرای چنین سیاست ها و برنامه هایی می یابید یا خیر. و اینکه شما نسبت خود را با سیاست های اعلام شده و مصوب در باب اصل 44 قانون اساسی یا سیاست های اعلام شده برای برنامه ی توسعه چگونه می دانید و راهی برای اعمال سیاست های خود جسته اید یا خیر؟

این نکته ی دکتر افروغ البته کنایه ای هم به ساخت قدرت در کشور ما دارد که همه چیز را دولت و قدرت تعیین می کند و تئوری پردازی ها تا زمانی که به قالب قانون و برنامه های اجرایی در نیاید، تنها چون مُرکب بر روی کاغذ بیش نیست. به خصوص این امر برای چنین مجموعه ای که خود را دور از ساحت انتخابات و قدرت تعریف کرده است، بیشتر از سایرین به چشم می آید.

سخن دیگر درباره ی این جلسه، طیف وسیع مدعوین بود که البته بدون مبانی مشترک -حتی در طرز تلقی نسبت به انقلاب و امام- در یک محفل گرد آمده بودند و این امر چندان نمی تواند در رسیدن به مفاهیم اجماعی یا حتی در پیدا کردن سئوال و در نتیجه در پاسخ به برگزار کنندگان جلسه یاری رساند.

در هر صورت جای بسی مسرت است که باز هم افرادی نشسته اند و اندیشیده اند و عملگرایی را جایگزین نظام اندیشگی نکرده اند و فارغ از انتخابات پس از شش سال از تأسیس امروز حرف هایی برای گفتن یافته اند که البته قابل نقد و تأمل است.

____________________
- در نوشتن این متن از صحبت های حاشیه ای با دوست گرامی آقای ابوالفضل عمویی، بهره برده ام.

/ 8 نظر / 14 بازدید

همشهري، ترا خدا قلب اين درويش را نشكن.

این درويش فقط يك كون انقلابي از شما جوان خوشگل بسیجی خواستار است. مثل سابق مثل هميشه يك كون تنگ یک کون ضيق يك كون مثل غنچه لاله بدان عزيزم كه تحمل كير درويش كردن شيوه حضرت آيت... خامنه اي مد ظله العالي از ايام جوانيست شما هم اقتدا به رهبر فرزانه بكنيد.

روحانی

سلام آقا صالح وبلاگ مفیدی داری فقط لطفا ادامه مطلب بزن تا واسه دیدن همه ی مقاله هات اینقدر نیاز نباشه طی طریق کنیم [چشمک]شاد باشی

سلام! جانب ادب رو رعایت کن شخص ثالث این چه طرز بیان هست؟شما سور زدی به اعراب جاهلیت بنابراین بهتر است روزه ی سکوت (خفه شوید)

شما تادییه گذاشته ای و وضعیت به این گونه است؟اقای مفتاح؟

محمدصالح

جناب بی‌نام اخیراَ فرد یا افرادی برای بار چندم در کامنت‌دانی وبلاگ‌م فحاشی می‌کنند. لازم دیدم تا برای حفظ حریم اخلاق و اینا (!) پیش‌ازنشر بازبینی‌شان کنم. قول می‌دهم کامنت‌های حاوی نقد‌های آتشین را هم سانسور کنم.

شما خیلی هنر دارید این کامنت مفتضح را پاک کنید