ضرورت صیانت از گفتمان عدالت‌خواهی در انتخابات آینده

خاطره‌ی دیروز از یادم نمی‌رود. دیدار و دست‌بوسی رهبر فرزانه‌ی انقلاب اسلامی و بیان انتقادات و نظرات در محضر ایشان، از اتفاقات نادری است که شاید یک‌بار بیش‌تر در زندگی انسان نیفتد.

متن زیر را دیشب در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی به نمایندگی از جنبش عدالت‌خواه دانشجویی قرائت کردم:

بسم الله الرحمن الرحیم

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
و جاهد فی الله حق جهاده و لا تاخذک فی الله لومه لائم و نعم الخلق التصبر فی الدین

انقلاب اسلامی آمده است تا در غیبت انسان کامل با تحقق زمینه‌ی حکومت معصوم، فراتر از آب و نان و رفاه و آزادی، انسان بسازد؛ انسانی تراز افق ملکوتی وحی. غنی‌ترین موهبت‌ها چون پیشرفت و امنیت و عدالت اگر در مسیر تربیت الهی انسان قرار نگیرند، ارزشی ندارند. حتی عدالت، این حیات احکام مکتب اسلام، بر خلاف سایر مکاتب، نه پایان راه که هدفی متوسط در آغاز مسیر تربیت و رشد انسان است.
جنبش عدالت‌خواه دانشجویی با عنایت به جایگاه اصیل عدالت در اسلام سالیانی ست در این مسیر دویده و در تجربه‌ی این سال‌ها، خلاءها و موانعی را با تجربه و تأمل دریافته است که غفلت از هریک ماندگاری و بسط این جریان را با ابهام مواجه می‌نماید. این موانع در چهار لایه ارائه می‌گردند:

یک. لایه دانشجویی
از مقتضیات عدالت‌طلبی دانشجویان ارائه یک نظام فکری برای تشکل‌های دانشجویی است تا در مقام پیگیری عدالت از اصول عدول نکنند. حضرت‌عالی به عنوان هادی جریان عدالت‌خواهی در مقاطع مختلف به منظور تعمیق جریان عدالت‌خواهی و صیانت از آن تذکراتی را طرح نموده‌اید. ما به فرمایشات حضرت‌عالی از جمله توجه به مصالح کلی نظام و استفاده از روش‌های درست، به مثابه تابلوهای راهنمای جاده عدالت‌خواهی نگریسته‌ایم؛ لیکن عده‌ای بنا دارند این تابلوهای راهنما را به موانع و دست‌اندازهای جاده عدالت‌خواهی تبدیل کنند که در آن صورت رکود و سکوت پسندیده‌ترین کار خواهد بود. لذاست که تبیین نظری این مفاهیم در دستور کار فعالیت‌های ما قرار گرفته و از شما به عنوان راهبر اصلی جریان عدالت طلبی تقاضا داریم با کمک به ما در این مسیر و تفسیر درست این مفاهیم باب تفسیر به رای و مصادره به مطلوب این فرمایشات را مسدود فرمائید.
لازمه دیگر پیشبرد درست عدالت‌خواهی در جریان دانش‌جویی پیوند با مردم و مطالبات حقیقی ایشان است. امروز متاثر از فضای سیاست‌زده کشور با پررنگ شدن مطالبات سیاسی مجموعه‌های دانش‌جویی و به دلیل انقطاع جنبش دانشجویی از جامعه بخش زیادی از مطالبات مردمی نظیر تورم و گرانی، فقر و ... از دایره مطالبات دانش‌جویی خارج شده است که منجر به سوء استفاده جریان‌های معاند نظام شده است.

دو. لایه فکری نظری

باید تاکید نمود که عدالت و معنویت گفتمان ثابت دولت دینی است. با عنایت به فضای رقابتی انتخابات در ماه‌های پیش رو این نگرانی وجود دارد که به بهانه‌هایی از جمله نقد روش‌ها و عملکرد دولت نهم، عده‌ای گفتمان عدالت‌خواهی را مورد هجمه قرار دهند و برای جایگزینی گفتمان دیگر تلاش نمایند. رویکردهایی از قبیل پرهیز از اشرافیت دولتی رابطه بی‌واسطه با مردم و توجه به محرومان در دولت نهم جزو مولفه‌های قابل تقدیری بود که باید در دولت‌های بعد نیز مدنظر قرار گیرد. همچنین به نظر میرسد خلاصه کردن گفتمان عظیم و مردمی عدالتخواهی به یک جریان سیاسی و یا یک شخص خاص و یا حتی یک دولت، جفای به این گفتمان است؛ چراکه بازه زمانی و گستره این گفتمان اصیل انقلاب محدود به یک دوره چهار یا هشت ساله نیست. البته بسنده کردن به این موارد و غفلت از گام‌های بعدی اعم از ساختارسازی و پیوند جریان عدالت‌خواهی با جنبش نرم‌افزاری از آسیب‌های پیش روی دولت‌های عدالت‌خواه است. در حال حاضر این ضرورت باقی است که شاخصه‌های سنجش‌پذیر عدالت در نگاه انقلاب اسلامی دقیق‌تر تعریف گردد تا مدعیان عدالت با کارایی و ابتنای به اصول سنجیده شوند.
همچنین به نظر می‌رسد حوزه علمیه در عرصه‌های مختلف می‌تواند یاری‌گر جریان عدالت‌خواه باشد. حوزه علمیه باید برای تبیین نظری و عملی نرم‌افزارهای اداره حکومت اسلامی به عنوان مقدمه تحقق عدالت در جمهوری اسلامی تلاش نماید.
همچنین با توجه به تاثیر انکار ناپذیر روحانیت بر فرهنگ عمومی، شایسته است تا بسط فرهنگ عدالت‌خواهی و تبدیل شدن آن به مطالبه عمومی در اولویت‌های اصلی ایشان قرار گیرد و با تلقی عده‌ای که عدالت‌خواهی در شان روحانیت نمی‌دانند مقابله شود.

سه. لایه نهادی ساختاری

از دیگر مقتضیات گسترش عدالت ساماندهی روابط به واسطه ضوابط و قوانین است که با نگارش قانون اساسی پس از پیروزی انقلاب این عرصه مهیا گردید. اما پس از گذشت سه دهه از انقلاب شماری از اصول قانون اساسی یا در مرتبه تصویب کلیات مانده است و یا این که در مقام اجرا نفی می‌شوند. اصل هشتم قانون اساسی که امر به معروف و نهی از منکر را تکلیفی دینی می‌شمارد متاسفانه از اصول مغفولی است که می‌تواند ظرفیت‌های بی‌نظیری از مشارکت سیاسی اجتماعی مردم را فعال نماید و زمینه احیای ابعاد مغفول از امر به معروف نظیر امر به معروف مسئولان از سوی مردم را فراهم نماید.
اگر چه برقراری عدالت قضایی مستلزم فساد ستیزی است، اما متاسفانه این مبارزه با فساد در دستگاه قضایی رخ نداد. بنابراین با انتخاب رئیس جدید این قوه، انتظار می‌رود تساهل با مفسدان اقتصادی خاتمه یابد و مسئول آتی دستگاه قضایی، مقابله با مفاسد اقتصادی و پاسخگویی شفاف در این رابطه را اولویت اصلی این قوه قرار دهد. این فسادستیزی باید به شیوه‌ای دنبال شود که برای مردم ملموس باشد.

چهار. لایه مردمی
مطابق تعالیم دینی مردم نقش بی‌بدیلی در مقابله با فساد و مفسد دارند. لذا باید نظارت مستمر و موثر مردم رشد یابد و نهادینه شود. از بایسته‌های بقای نظارت عمومی این است که حافظه تاریخی مردم آلوده به خاطره‌ی برخوردهای نادرست دستگاه‌های قضایی یا امنیتی با عدالت‌خواهان نگردد. زیرا این رویه، گرایش به تملق‌های مزورانه و سکوت بزدلانه را غالب می‌سازد و دغدغه منفعت فردی جایگزین مصلحت اجتماعی می‌شود.
تشکل‌های دانشجویی و عامه مردم برای عدالت‌طلبی علی رغم این‌که به تفسیر مولفه‌های نقد و نهی از منکر توسط اساتید نیازمندند به الگوهایی کاربردی نیز محتاج‌ند تا عدالت‌طلبی منزه از روش‌های غلط، مصداق عینی پیدا کند و الگویی قابل پیروی ارائه شود. سکوت شماری از روحانیت مکرم و اساتید دانشگاه در این عرصه مردم را از الگوهای کاربردی و قابل اتکا محروم می‌سازد. لذا با غفلت خواص از سویی تجربه‌های ابتر و هزینه‌زا افزایش می‌یابد.

/ 22 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدصالح

به آقا رحمان سلام امیدوارم که انتقادات وارد به جنبش اصلاح شود. عیدتون مبارک

محمدصالح

به بیسوات سلام اخوی یا اخوتی گرامی! ما هم چون خودمون بیسواتیم خیلی چیزی نمی گیم. عیدتون مبارک

محمدصالح

به حسن قاسم زاده سلام علیکم خیلی کلنجار رفتم با خودم. اما نمی دونم کی من رو هل داد! عیدت مبارک

محمدصالح

به کاشف سلام علیکم شما چطور؟ شما صاحب این وبلاگ را محافظه کار می دانید یا ترسو؟ عیدتان مبروک

جیره خوارن نو پدید را می شناسیم؟

دست بر روی که می توان گذشت که این ننگ در مورد او قابل دسترس باشد و نتوان در معرض اتهام قرار گرفت؟ اصلا خصوصیات کسانی که در زمره این کسان قرار می گیرند چیست؟ عیارشان چند است و حرفشان از جنس کدامین شعارهای انقلاب است؟ اصلا آیا شعار دارند؟ ...فکر کنیم، مقصد سرمایه گذاری های سیاسی در ایران کجاست؟ همه که خوبند...

علوی

درآن محفل نورانی بودم متن خوانده شده توسط جنبش ولرم بود.درحین خوانده شدن مطلب هم خداراشکرکردم که رویکردانتقادی جنبش با تندی ظاهری درالفاظ نیامیخته وهم نگران بودم که این آرامش طوفانی را درپی نداشته باشد وانتقاد صریح درآینده جایش را به محافظه کاری ندهد.احساس می کنم مداقه بیشتری راجع به متن خوانده شده موردنیازاست. یاحق

احسان1

محمدصالح عزیز وقتی شما به دستبوسی کسی می روید هرگز قادر به عدالت طلبی و عدالت خواهی حداقل از آن فرد نخواهید بود. در همین کامنت نوشته اید که با لطایف‌الحیل درباره‌نهادهای زیر ننظر رهبری انتقاد کرده اید. چرا؟ مگر از رهبری ترس دارید؟ ایشان هم مثل سایر افراد در مورد وظایفی که بر عهده شان است باید پاسخ گو باشند. و در مورد عملکرد ضعیف و فساد جاری در ‌نهادهای زیر نظر باید باز خواست شود.

محمدصالح مفتاح

جناب احسان؛ سلام دست بوسی فقط به قصد احترام بوده است. با این حرفتان هم که هرکس باید به قدر مسئولیت ش پاسخگو باشد هم کاملا صحیح است. البته اینکه به لطایف الحیل متوسل شده ام، برای این بوده است که اولاً احترام و وضعیت مخاطب مد نظر باشد. بدین معنی که طرف مقابل از نظر علمی و سیاسی چه جایگاهی دارد. ثانیاً ما نیز نقد را درباره ی نهادهای زیر نظر رهبری تعطیل نکرده ایم. ثالثاً جایگاه جلسه باید در نظر آورده شود. گاهی نقدها را باید درگوشی گفت. وقتی که قرار است که متن صحبت ها در سیما پخش عمومی شود، باید به شیوه ای صحبت کرد که مخاطب دچار بدفهمی نشود. در هر صورت ما شنیدار نقدهای دیگر شما هم هستیم. ارادت دارم [گل]

سلام[گل] عكست با آقا خيلي باحاله[لبخند] رهبرابه خوباسر مي زني مگه خرا دل ندارن[گریه] اينم يه حرفه دله ديگه[ناراحت] چه كارش كنم[نیشخند]

رهرو

سلام متن شما را هم در تله ویزیون دیدم و هم در سایت مطالعه کردم. امید که روز به روز به حداکثر ظرفیت های جنبش دانشجویی در جهت نیل به اهداف عدالتخواهانه نزدیک تر شوید. ارادتمند